آرشیو سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، شماره ۷۲۱۹
سیاسی
۲
یادداشت

جای خالی مدیریت اجتماعی

قاسم میرزایی نیکو

ریل مدیریت صحیح امور در کشور ما مدت هاست که دچار مشکلاتی شده و اتفاقات اخیر در ایران و اعتراضاتی را که تبعات تاسف باری در پی داشت باید از جلمه ثمرات و نتایج این اتفاق دانست. رویدادهای دو هفته گذشته در ایران از زوایای مختلفی تفسیر شده و نسخه های متعددی نیز برای آن پیچیده شده است. نسخه هایی که بخش زیادی از آنها هم قطعا قابل قبول هستند. اما چیزی که کمتر در این زمینه به چشم خورده، برجسته کردن عدم وجود مدیریت اجتماعی در فرآیند مدیریت کشور است.علومی مانند مدیریت و اقتصاد در دانشگاه های دنیا و از جمله ایران زیرمجموعه علوم انسانی تعریف شده اند و معنای آن این است که مخاطبان و دانشجویان این علوم باید متوجه باشند که به فراگیری فنون و تعالیمی مشغول هستند که بخش مهم و قابل توجه آن مرتبط با بستر تحولات اجتماعی است. چه آنکه به طور مثال اگر چنین نبود باید اقتصاد را هم رده علومی مانند ریاضی یا فیزیک طبقه بندی می کردند و مدیریت را از جنس دانش هایی چون روانشناسی می دانستند. پیام این دسته بندی آن است که یک اقتصاددان یا مدیر باید همواره به یاد داشته باشد که مهم تر از فرمول های ریاضی و محاسباتی، این موضوع دارای اهمیت است که کار او ارتباط و تاثیری متقابل با شرایط، مناسبات و وضعیت های اجتماعی دارد. به همین اعتبار است که یک اقتصاددان یا مدیر نباید و نمی تواند با حذف گزاره های ناظر به تحولات اجتماعی دست به تصمیم گیری بزند.

این همان چیزی است که در سالیان دراز از پروسه تصمیم گیری و تصمیم سازی های ما در کشور کنار گذاشته شده است. به عبارت دقیق تر ما در شرایطی دست به تصمیم گیری و تصمیم سازی برای حکمرانی می زنیم که یا نسبت به واقعیت تحولات اجتماعی و تاثیر این فرآیند بر جامعه و واکنش اجتماعی جامعه اساسا توجهی نداریم و آن را از فرمول عمومی حکمرانی کنار می گذاریم، یا آنکه در جاهایی که این عامل را لحاظ می کنیم اساسا با برداشتی اشتباه از جامعه که انطباقی با واقعیت موجود ندارد دست به این کار می زنیم. اگر بخواهیم خلاصه بگوییم مساله این است که یا ما جامعه را حذف می کنیم یا با تصوری غیرواقعی و ساخته ذهن خود، در تصمیمات خود به جامعه می نگریم.

شکاف فعلی میان برداشت نهادهای حاکمیتی از شیوه درست اداره کشور با برداشت مردم از این موضوع، حاصل همین پدیده است.

پدیده ای که به شکل بزرگنمایی شده ای در تصمیم بنزینی اخیر نمود پیدا کرد. تصمیمی که روی کاغذ از نظر فرمول های اقتصادی کاملا پذیرفته شده و منطقی است اما اگر داشتن تصویری واقعی از احتمالات واکنش های اجتماعی در آن لحاظ شده بود شاید به شکل دیگری تدوین و اجرا می شد. ما هم اکنون در این برهه نیاز داریم که از گذشته تصمیماتی که در بی توجهی به بحث مدیریت اجتماعی جامعه اخذ کرده ایم درس بگیریم و اولین درس آن هم این است که حداقل به نوع دیگری با اعتراضات اخیر برخورد و آنها را تفسیر و تحلیل کنیم.

جامعه ما هم اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن است که تحولات اجتماعی اش از همان دریچه مسائل اجتماعی و بر مبنای چارچوب های جامعه شناختی مورد بررسی قرار بگیرند. بردن این بررسی ها به چارچوب های امنیتی و پلیسی اشتباهی است در ادامه همان اشتباهات گذشته مبنی بر نادیده گرفتن ضرورت های مدیریت اجتماعی در کشور.