آرشیو پنج‌شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۷
صفحه آخر
۱۶
رسانه

امیدوار یا مستاصل

قادر باستانی

عامه مردم که بارها پای صندوق رای، تمایل سیاسی خود را ابراز کرده اند، اکنون سرخورده و مستاصل به نظر می رسند؛ مانند کسی که با هزار امید و آرزو، دل به تدبیر کسی بسته بود و امروز آمالش را نقش بر آب می بیند و مستاصل از زخم تحریم ها، نمی داند با این روزگار ناسازگار چه کند. عمق این مسئله را در چهره رنج کشیده مردم کوچه و بازار می‎توان دید و زجری که از این بگومگوهای آزاردهنده چپ و راست می بیند، می توان حس کرد.  روی سخنم با رسانه هاست؛ نه رسانه های حزبی که آنها رسانه نیستند، رسانه های حرفه ای مخصوصا آنها که طرف اعتماد مردم در فضای مجازی قرار گرفته اند و در افکار عمومی جامعه، صاحب اثرند. بولتن های حزبی و گروهی که در قامت رسانه چاپی یا سایت و کانال منتشر می شوند، هدفشان معلوم است و تلاش می کنند عملکرد گروه متبوع خود را توجیه و تبلیغ کنند، اما رسالت رسانه های حرفه ای، آن است که زبان عامه مردم باشند؛ منافع ملی را درک کنند و در راستای حصول آن به سهم خود تلاش کنند. کار آسانی نیست؛ گاه باید جلوی دولتمردان بایستند و نقد کنند و گاه باید عنصر آگاهی را میان مردمان این سرزمین پخش کنند.  امروز نیاز ایران عزیز ما، امید اجتماعی است. امید اجتماعی به تعبیر دکتر خانیکی، یعنی داشتن انتظار مثبت نسبت به حال و آینده و البته ناامیدی، عامل انهدام و فروپاشی جامعه است. ملتی که دچار ناامیدی شود، نمی تواند روی پای خود بایستد. امید اجتماعی جلوی فروپاشی جامعه را می گیرد. رسانه ها می توانند امید اجتماعی را ترویج کنند. امید اجتماعی با ظرفیت مدنی اجتماعی حاصل می شود و این ظرفیت، مستلزم فعالیت‏هایی است که در گروه های مختلف اجتماعی شکل گرفته و اگر رسانه‏ها با جریان سازی، برجسته سازی و سایر تکنیک های خبری به آن بپردازند، ظرفیت آرمانی جامعه ارتقا می یابد و به تبع آن، گسست حال و آینده مرتفع می شود و تاب آوری جامعه بالا می رود.

برخی جامعه شناسان معتقدند در 20 سال اول انقلاب اسلامی، جامعه امید به تحقق آمال و آرزوها داشت و کنش های اجتماعی بر این اساس محقق شد. بعد از آن دوره، امید به برطرف شدن دردها و آلام پدید آمد. در این دوره مردم به برطرف شدن مشکلات و کمبودهای خود امید داشتند. در شرایط امروز، جامعه به سمت نوعی ناامیدی و سرخوردگی و عزلت پیش می رود که خطرناک است. آنهایی که تحریم های ظالمانه را بر مردم تحمیل کردند، امید به تسریع در حصول این ناامیدی ملی دارند. البته اینجا فقط استکبار جهانی نیست که قلدرمآبانه می خواهد با رسوخ سرخوردگی، ایران را به تسلیم وادار کند، بلکه آنهایی که در جایگاه های مختلف  در مقابل سیاست تنش زدایی دولت ایستاده اند و زحمات تیم خوب ظریف را بر باد می دهند، به همان نسبت در پدیداری ناامیدی و استیصال مقصرند.

اینجا رسانه های متعهد به منافع ملی، نقش تاریخی مهم و پیچیده ای بر عهده دارند. آنها در عین حال که باید تلاش کنند متهم به ضدیت با نظام نشوند، لازم است میانه کار را بگیرند؛ از یک سو با تحلیل و توضیح، مسئولان را به رواداری و حکمرانی خوب ترغیب کنند، از سوی دیگر، افکار عمومی را به سمت امید اجتماعی پیش ببرند. آنها نباید گرفتار دستگاه تبلیغاتی این و آن شوند. حفظ استقلال حرفه ای در یک رسانه، مردم را به سمت آن می کشاند؛ همان طور که نزدیکی بیش از حد به قدرت، مخاطب را به طرف رسانه های بیگانه می تاراند. اگر مصداقی صحبت کنیم، رسانه ها  باید به شکلی نقد و تحلیل کنند که مردم به مبارزه با فساد درون نظام امیدوار شوند. حمایت صددرصد یا تخطئه و تخریب، هر دو ناامیدی را ترویج می کند و مضر است. البته پرواضح است  که فزونی گرفتن بیش از حد اتهام زنی ها و محدودیت ها زمین بازی دیگری جز کشتن امید برای رسانه ها باقی نمی گذارد.