آرشیو دو‌شنبه ۴ آذر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۸۰
سیاست
۶

فیض الله عرب سرخی در گفت و گو با «شرق» از چالش پیش روی اصلاح طلبان می گوید: پرسش های بی پاسخ انتخاباتی

گفتگو: هستی قاسمی

در کنار همه حرف و حدیث هایی که نسبت به نوع حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس، آرایش سیاسی انتخابات اسفند، میزان مشارکت مردم پای صندوق های رای و نگرانی از احتمال پیروزی تندروها وجود داشت، اکنون مسئله بغرنج اعتراض های اخیر نیز به آن افزوده شده است؛ وضعیتی که برحسب انتظار باز اصولگرایان را به پیروزی در انتخابات پیش رو، خوش بین تر از گذشته کرده است؛ غافل از اینکه اگر مسئله تنزل سرمایه های اجتماعی است، این وضعیت به زیان هر دو جریان سیاسی خواهد بود. بر این اساس، درباره مسائل یادشده با فیض الله عرب سرخی به گفت وگو پرداخته ایم.
اصلاح طلبان بر سر حضور مشروط در انتخابات به توافق رسیدند؛ این در حالی است که هیچ چراغ سبزی برای موافقت نهادهای نظارتی با شروط اصلاحات روشن نشده است. بنابراین وقتی نتیجه از هم اکنون معلوم است، چه ضرورتی به مشروط کردن حضور وجود دارد؟

مسئله مشارکت در انتخابات از مهم ترین موضوعات مرکز توافق اصلاح طلبان است و هیچ یک از اعضای این جریان در اهمیت آن تردید ندارد. اهمیت حضور در انتخابات سبب می شود بحث های بسیاری درباره آن صورت بگیرد. اصلاح طلبان امروز می توانند یک تصمیم درباره انتخابات بگیرند و از سویی همان تصمیم را یک هفته قبل از انتخابات هم اتخاذ کنند، اما چرا باید تعجیل کرد درحالی که تا زمان انتخابات ممکن است رویدادهای مختلفی رخ دهد. بنابراین باید پذیرفت که نباید با بی حوصلگی با مسئله انتخابات مواجه شد و در تصمیم گیری تعجیل کرد یا امروز سخنی گفت که فردا ناگزیر به تغییر آن شد. مناسب ترین رویکرد در برابر انتخابات مشروط و حتی بدون قیدو شرط، این است که بدون تعجیل، باحوصله، بحث فراوان، پس از وقوع رخدادهای تاثیرگذار، رفتار شورای نگهبان و در آخرین زمان ممکن درباره چگونگی حضور در انتخابات تصمیم گرفت. اصلاح طلبان در ماه های اخیر دیدگاه های مختلفی را مطرح کردند و در نهایت در آستانه انتخابات تصمیم نهایی اتخاذ خواهد شد؛ چراکه پس از نتیجه بررسی صلاحیت ها از سوی شورای نگهبان می توان دریافت که افراد تاییدشده از سوی این نهاد چه کسانی هستند و آیا اساسا امکان بازی با وجود نامزدهای تاییدشده داریم؟ شرایط اجتماعی به چه صورتی است؟ پس بررسی و آنالیز شرایط، اصلاح طلبان خواه در قالب شورای عالی سیاست گذاری و خواه فردی و حزبی می توانند تصمیم درست را اتخاذ کنند. ازاین رو، اکنون نیازی به تعجیل جریان اصلاحات در تصمیم گیری نیست.

معتقدید دلیلی برای تعجیل اصلاح طلبان برای چگونگی حضور در انتخابات وجود ندارد، درحالی که اصلاحات این بار به دلیل اعتراض های اخیر بخش هایی از جامعه به دولت و انتقادها به فراکسیون امید در مجلس، با شرایطی کاملا متفاوت روبه رو است؛ آیا با این همه نباید افزایش بی اعتمادی جامعه را اضطراری انگاشت و دنبال چاره بود؟

جریان اصلاحات باید در همه عرصه ها تلاش کند. اصلاح طلبان باید شورای نگهبان و مسئولان را به گسترده کردن دایره تایید صلاحیت ها متقاعد کنند. تا زمانی که این جریان راهکار بهتری برای ایجاد تغییر ندارد، نباید مشارکت مشروط در انتخابات را از دستور کار خارج کند. این جریان باید برای بهبود شرایط تلاش کند و در نهایت بر اساس آخرین ارزیابی ها، تصمیم نهایی خود را اتخاذ کند.

عده ای از اصلاح طلبان بر این اعتقادند که حضور مشروط در انتخابات و درخواست از نهادهای نظارتی، به مفهوم تسلیم است و این نوع ورود با توجه به احتمال موافقت نکردن شورای نگهبان، حتی ممکن است به زیان اصلاح طلبان باشد. در این صورت اساسا بهتر نیست این جریان مانند گذشته به همان حضور بی قیدوشرط در انتخابات بسنده کند؟

گفت وگو با شورای نگهبان برای بازترکردن دایره تاییدصلاحیت ها به هیچ عنوان به مفهوم تسلیم نیست؛ زیرا اصلاح طلبان درصددند به شورای نگهبان بگویند حتی اگر قانون اساسی هم اجازه ردصلاحیت های گسترده را بدهد، بازهم چنین روشی به صلاح کشور نیست و باید این نهاد در عملکرد خود تجدیدنظر کند. اصلاح طلبان باید درباره ضرورت ها و الزامات وضعیت موجود و شرایط خاص کشور به نهادهای نظارتی هشدار دهند و از آنها بخواهند در روش خود تجدیدنظر کنند. بنابراین بحث بر سر تاکید بر خطیربودن شرایط کشور است. البته معتقدم شورای نگهبان تنها مجری تصمیمات است، اما به هر روی سخن درباره وضعیت کشور نه تنها به مفهوم تسلیم نیست، بلکه وظیفه ای ملی از سوی همه جریان های سیاسی نیز محسوب می شود.

فارغ از نظارت استصوابی، اصلاح طلبان با مشکلی جدی تر یعنی کاهش اعتماد بدنه اجتماعی نیز با توجه به وقایع اخیر روبه رو هستند؛ جریان اصلاحات برای ترمیم اعتماد حامیانش باید با چه مکانیسم و برنامه ای به انتخابات ورود پیدا کند؟

تصمیم درباره مشارکت و رای و عدم رای به نامزدها حق جامعه است، اما آنچه به احزاب اصلاح طلب به عنوان بخشی از نیروهای سیاسی مرتبط است این است که باید رفتاری شفاف از خود در پیشگاه عموم نشان دهند. این جریان باید به جامعه توضیح دهد که با چه برنامه ای قرار است به انتخابات ورود پیدا کند و اساسا چه اهدافی را از تحقق این برنامه ها در مجلس یازدهم دنبال می کند. به طور طبیعی هیچ جریانی برای مردم تصمیم نمی گیرد، بلکه تنها پیشنهاد می دهد. چنانچه جامعه صداقت اصلاح طلبان را باور کنند و راهکار این جریان را به عنوان راه حلی مطلوب و اثرگذار برای برون رفت از شرایط کنونی بپذیرند، در این صورت ممکن است برای حضور در انتخابات ترغیب شوند. ممکن است افکار عمومی با توجه به لیست انتخاباتی اصلاح طلبان متقاعد به تلاش این جریان برای کاهش مشکلات جامعه شود، زیرا این ادعا که همه مشکلات به سرعت حل می شود، سخنی غیرواقعی است. اما ادعای تلاش برای تعدیل مشکلات بدون تردید از سوی جامعه پذیرفته خواهد شد. اصلاح طلبان باید در این چارچوب تلاش کنند.

وضعیت موجود نشان می دهد که اصلاح طلبان خود نیز امید چندانی به اقناع افکار عمومی ندارند. در چنین وضعی رویکرد سلبی تا چه اندازه پاسخ گوست؟

در هر صورت در یک دوره هشت ساله تندروترین نیروها در ساختار سیاسی کشور حاکم شدند و شرایط را آن قدر تخریب کردند که دولت روحانی با وجود سال ها تلاش نتوانست آن طور که باید به بهبود شرایط کشور کمک کند. بنابراین این تصور که اصلاح طلبان از صحنه کناره گیری کنند تا تندروها در صحنه سیاسی کشور وارد شوند، کاملا اشتباه است، چراکه طی چند انتخابات اخیر، اصلاح طلبان با حضور خود توانسته اند وضعیت گذشته را تعدیل کنند. تفاوت دولت فعلی با دولت احمدی نژاد تفاوت در رای دادن و رای ندادن است. تفاوت رای دادن و عدم حضور مردم در انتخابات در این است که در یک دولت هفت قطع نامه بین المللی علیه کشورمان صادر می شود و در دولت بعدی هفت قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل ملغی می شود. بنابراین جامعه باید بررسی کند که با رای دادن نتیجه بهتری حاصل می کند یا با رای ندادن نتیجه بهتری به دست می آورد، در غیر این صورت جریان اصلاحات بر سر کاستی های موجود سخنی برای دفاع ندارد. ازاین رو، آیا بهتر نیست به جای اینکه کشور در وضعیت سخت تر و پیچیده تری قرار بگیرد، اصلاح طلبان به بهبود شرایط کشور کمک کنند. در این مدت ما در این ارتباط با اقشار مختلف جامعه به گفت وگو خواهیم پرداخت و در انتها این مردم هستند که تصمیم می گیرند در انتخابات شرکت کنند یا شرایط گذشته بار دیگر تکرار شود.

اما بخش های ناراضی در جامعه می گویند که ما یک بار به جریان اصلاحات اعتماد کردیم و به روحانی رای دادیم، در مقابل این اعتماد مطالباتمان محقق نشد؛ این بار چرا باید باز هم به اصلاح طلبان اعتماد کنیم؟

به طور یقین شرایط کشور نسبت به گذشته بهبود پیدا کرده است، اما این بهبود با سطح انتظارات جامعه منطبق نیست. اکنون نیز می شود رای نداد و به وضعیت گذشته بازگشت، البته اصلاح طلبان هم با قطعیت اظهارنظری نکرده اند. این امکان وجود دارد که جریان اصلاحات اصلا کاندیدایی نداشته باشد. تصمیم اصلاح طلبان نهایتا تا 10 روز مانده به برگزاری انتخابات اعلام خواهد شد. زمانی که نتیجه تایید صلاحیت ها اعلام شود، اصلاح طلبان تصمیم نهایی شان را به مردم می گویند. معتقدیم وضعیت در دوره فعلی بهتر از دوره احمدی نژاد است، اما به هرروی کاستی ها کم نیست. انتظارات مردم بیش از این بوده و به وعده هایی که مطرح شد، عمل نشده است.

سامانه «سرا» که اخیرا توسط اصلاح طلبان ایجاد شده است تاثیری در ترغیب جامعه برای شرکت در انتخابات مجلس دارد یا تنها مکانیسمی برای انتخاب بهتر نامزدها از سوی بدنه اصلاح طلبی محسوب می شود؟

سامانه سرا روشی است که وضعیت اصلاح طلبان را در انتخاب نامزدها بهبود خواهد داد. این سامانه به جای تصمیم گیری 40 نفر در شورای عالی سیاست گذاری درباره نامزدها، انتخاب آنها را به بدنه فعال اصلاحات خواهد سپرد. این روش به طورقطع کاستی هایی دارد، اما از این جهت که فعالان اصلاح طلب در این سامانه خود از میان افرادی که تایید صلاحیت شده اند اشخاصی را انتخاب می کنند، مفید است، زیرا به افزایش انگیزه نامزدها در فعالیت های انتخاباتی منجر خواهد شد و در نتیجه این نامزدها در اقناع جامعه برای مشارکت در انتخابات تلاش بیشتری خواهند کرد. اما در مورد این مسئله که ساختار به سرانجام خواهد رسید یا خیر و آیا ایراداتی دارد یا خیر، باید اذعان کرد که روش های موجود در این ساختار محل ابهام است. اما به هرروی انتخاب نامزدها از سوی سرا بهتر از تصمیمات گروه 40 نفره در شورای عالی سیاست گذاری است و در نهایت فرصتی برای آزمایش سرا به وجود خواهد آمد.

به نظر می رسد با توجه به ابهامات موجود نسبت به سرا، این سامانه آن طور که باید از پختگی لازم برخوردار نیست و حتی برای ترغیب جامعه برای حضور در انتخابات راه حلی ندارد، ازاین رو اصلاح طلبان چگونه می توانند مردم را ترغیب به مشارکت مانند انتخابات گذشته کنند؟ اساسا امیدی به برگزاری انتخاباتی با یک مشارکت نسبی وجود دارد؟

اصلاح طلبان باید روی برنامه انتخاباتی خود کار کنند و با توجه به پتانسیل ها و امکانات موجود برنامه ای ارائه دهند که عملی باشد و نه تخیلی. بنابراین دو موضوع در دستور کار اصلاحات است و طرح سرا قصد ندارد برنامه انتخاباتی اصلاح طلبان را پوشش دهد. واقعیت آن است که نهادهای انتخابی در مقاطع مختلف دچار افول شده اند. در گذشته مجلس با محدودیت امروز مواجه نبود و حتی رئیس جمهور با حجم گسترده موانع کنونی روبه رو نبود. یک نگاه معتقد است که باید از صحنه کنار کشید و نگاه دیگر بر این اعتقاد است که به هر میزان که بشود باید از شرایط به نفع اصلاحات استفاده کرد و هر فرصتی را غنیمت شمرد. به جای اینکه عرصه های قدرت را به رقیب واگذار کنیم، باید تلاش کنیم کارایی این نهادها را با کمک افکار عمومی و برنامه های اصلاح طلبانه افزایش دهیم. بنابراین چنانچه اصلاح طلبان بر این باورند که وضعیت تنها در صورت مشارکت مردم بهبود می یابد، باید اقدام کنند. از این رو، مهم ترین مسئله ای که به یاس و ناامیدی می انجامد، تلاش برای ناکارآمدترکردن نهادهای انتخابی است. اصلاح طلبان باید در این زمینه به روشنگری روی آورده و افکار عمومی را نسبت به دست های پشت پرده ای که تلاش دارند این نهادها را ناکارآمد کنند، آگاه کرده و انتظارات عموم را هم البته از طریق این نهادها در بخش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پیگیری کنند. انتظاراتی وجود دارد و مردم در مورد آن سخن گفته اند؛ یکی از این گام ها حذف محدودیت ها در محیط های دانشجویی به عنوان یک مسئله فرهنگی و اجتماعی است. بنابراین موضوعاتی که مردم خواستار پیگیری آن از ما اصلاح طلبان هستند، کاملا روشن است. مشکلات اقتصادی مردم در قالب بی کاری و تورم خود را نشان داده است؛ از این رو، موضوعات نه تنها مبهم نیست بلکه محل اختلاف هم نیست. امروز اگر مشکلات جامعه را از یک اصولگرا هم بپرسیم، او خواهد گفت که مردم مشکل اقتصادی دارند و برای رفع آن باید تلاش کرد اما اینکه کدام راهکارها می تواند به حل این مشکل بینجامد، مسئله دیگری است. معتقدم نوع روابط با کشورهای جهان در این وضعیت موثر است. اگر خواهان کاهش مشکلات اقتصادی هستیم، ضمن استفاده از ظرفیت های داخل باید با سیاست تنش زدایی به سمت همکاری با جهان حرکت کنیم. مسئله تسلیم نیست بلکه بحث بر سر استفاده از ظرفیت ها و دادوستدهاست. تصور اینکه با اتکا بر ظرفیت های داخلی به صورت مطلق می توان مشکلات کشور را حل کرد، تصور دقیقی نیست. بنابراین در حل مسائل اقتصادی، بهبود روابط با جهان از اهمیت بالایی برخوردار است. زمانی که به گذشته نگاه می کنید، بهترین دوره کشور در زمان دولت اصلاحات است چون در آن دوره روابط بهتری با سایر کشورها برقرار کردیم. دولت هفتم و هشتم تنها دوره بهار مطبوعات نبود بلکه در این دوره پایین ترین نرخ تورم، بالاترین رشد اقتصادی و بیشترین رقم اشتغال را داشتیم. زیرا ایران دارای روابط بسیار مطلوبی با کشورهای بزرگ و اثرگذار جهان بود. دولت اصلاحات موفق شد از ظرفیت های بین المللی برای بهبود وضعیت مردم استفاده کند. بنابراین امروز بهبود روابط با جهان و کاهش تنش می تواند در بهبود وضعیت اقتصادی کشور بسیار موثر باشد.

اصلاح طلبان در انتخابات 94 و 96 با شعار تنش زدایی در روابط بین الملل، حل مشکلات اقتصادی و کمک به دولت برای حفظ برجام و... موفق به کسب صد کرسی در مجلس و نشاندن دوباره روحانی بر صندلی پاستور شدند اما مطالبات جامعه آن طور که باید محقق نشد. به نظر می رسد مردم دیگر به شاخصه های اصلاح طلبی اعتماد ندارند؛ از این رو، تکرار شعارهای گذشته چه فایده ای دارد و چه کمکی به اعتمادسازی می کند؟

 واقعیت آن است که راهکار بهتری سراغ نداریم. اگر راهکار جایگزینی وجود دارد که پاسخ گوی مسائل جامعه است، باید همان راهکار را به کار گرفت. اما تا زمانی که راهکار بهتری وجود ندارد، طبیعی است که ناگزیر به استفاده از این راهکار هستیم. مردم البته می توانند هرگونه که می خواهند در انتخابات شرکت کنند. استدلال من نافی حقوق مردم نیست بلکه به عنوان فردی که تا حدی از تجربه سیاسی برخوردارم به هم وطنانم پیشنهاد می کنم در انتخابات شرکت کنند. در نهایت تشخیص با مردم است و امیدواریم این منطق، امید را هرچند کم به جامعه بازگرداند.

اصولگرایان با توجه به سردی فضای انتخابات، ناامیدی بخش هایی از جامعه و اعتراضات اخیر، پیشاپیش خود را پیروز انتخابات اسفندماه می دانند. با توجه به ناکامی قالیباف در چند انتخابات اخیر آیا در صورت سرلیستی وی یا هر فرد دیگری می توان شانسی برای اصولگرایان جهت پیروزی در انتخابات متصور شد؟

واقعیت آن است که جبهه اصولگرایان فاقد انسجام است و این مسئله نیاز به بررسی ندارد. مصاحبه های بخش های مختلف جبهه اصولگرایی به وضوح نشان می دهد که چنین انسجامی در این جریان وجود ندارد. ثانیا در مقاطعی که این انسجام در سطح حداکثری خود وجود داشت و آنها نسبت به پیروزی خود مطمئن بودند، در بسیاری از دفعات باز هم پیروز انتخابات نبودند. بنابراین باید تلاش کرد که اعتماد جامعه را برای بهبود شرایط جامعه به دست آورد. اگر اصولگرایان وضعیتی به تصویر کشیده اند که خود را پیروز انتخابات می دانند، پیگیری مسئولیت مشکلات مردم بر دوش آنهاست.

با این وصف معتقدید اگر قالیباف یا هر فرد دیگری سرلیست شود، این جریان باز هم شانس پیروزی در انتخابات اسفندماه را نخواهد داشت؟

مگر در دفعات گذشته که تصور آنها پیروزی صددرصدی بود، پیروز شدند؟! مگر در انتخابات ریاست جمهوری 96 آنها با اطمینان نمی گفتند کاندیدای ما رئیس جمهور است؛ چرا این اتفاق نیفتاد؟ بنابراین صرف اطمینان اصولگرایان از پیروزی کافی نیست، پیروزی در انتخابات به مسائل مختلف از جمله آرایش سیاسی، نامزدها و وعده ها، نگاه جامعه و... بستگی دارد. اما به هر روی، هر یک از جریان ها حتی اگر اصولگرایان در انتخابات پیش رو پیروز شوند مسئول پیگیری مطالبات جامعه خواهند بود و این واقعیت را تغییر نخواهد داد.