آرشیو سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۴۰
فرهنگ: ادبیات و هنر
۱۰
یادداشت

بهار باش!

علی مظاهری

 تورج شعبانخانی به کما رفت. او اکنون در بیمارستان عرفان با وجود نارسایی بدنی با عفونت سرتاسری و مشکلات حاد ریوی و قلبی مبارزه می کند. همسر این آهنگساز پیشکسوت در گفت وگو با جام جم، حال تورج را وخیم توصیف کرد و گفت: تلاش پزشکان به خاطر شرایط جسمی وی کم بازده بوده است و...

با تورج شهریور81 دیداری داشتم که با دوستی پایدار به عاقبت بخیری انجامید. انسانی دل آگاه و هشیار که علاوه بر بینش روشن، دارای منشی نیک است ممیزه ای که کمتر می توان درباره برخی امروزیان به کارش برد.

چه آن روز در نخستین دیدار چه در دیدارهای مکرر بعدی و شب نشینی های پیاپی مان تورج گزین گویه هایی دلنشان داشت درباره موسیقی که سخن می گفت مجابت می کرد و سرشار از انگیزه: «اگرچه پاپ کار می کنیم اما می توانیم از همین موسیقی فولکلور خودمان موسیقی روستاها و اقلیم های ایران بهره بگیریم. ما غنی ترین ملودی های دنیا را در اختیار داریم، منبع نغمه هستیم. موسیقی ما در جهان نقش بسته است ؛ یعنی چیزی ابداع کرده ایم که تا دنیا دنیاست مدیون ماست.»

باری دیگر این فرازش به خود مشغولم کرد: «چیزهایی توی وجود ما هست که هنوز کشفشان نکرده ایم چیزهایی که در درون ما می جوشد مال حالا نیست از چند هزار سال پیش می جوشد هر کس جای ملت ما بود با آن تاریخ خونبار و یورش ها و... نابودشده بود در حالی که ما آن فرهنگ درون شناختی مان، آن مان را از دست نداده ایم.»

وقتی چنین هنرمند تاثیربخشی (درباره رخدادها و حوادث اجتماعی) چنین سخنی می گوید باید شنید و به جان نیوشید: «هنرمندان جوان خودشان را دست کم نگیرند، همدیگر را کوچک نکنند، پشت هم باشند و رفیق هم. باید خودمان را حفظ کنیم نباید خودمان را خراب کنیم. (باید یک جوان بداند)ما ملتی هستیم که هرکس می خواهد ما را خراب کند حتما در اشتباه است، ما ایرانی ها به مو می رسیم اما پاره نمی شویم.» تورج به درستی باور دارد که باید از دریچه نگاه خودمان به عنوان یک آدم شرقی یک ایرانی بنگریم و احساسات خودمانی را در یک اثر بگنجانیم نه داده های غربی را. نتیجه سهل الوصول در هنر موسیقی عاید کسی نمی شود.

تورج در فصل دوم دوران کاری اش به سادگی ملودی ها و شفافیت شان زلالی شان اهمیت بیشتری می داد و از آن سنگینی و صعبی ملودی های (آدمک. لانه مور) بسی فاصله گرفت.

این آرزوی تورج بی شک آرزوی همه ما ست: آرزوی منم این است آن پرستیژی را که در جهان داشته ایم احیا کنیم باید به پرستیژ تمدنی فرهنگی ایرانی فکرکنیم و آن را که از دست داده ایم به هرقیمتی برگردانیم و سرجایش قراردهیم. اگر بخواهیم غیر از این راه برویم آن چیزی که باید نمی شویم و به چیزی که آرزویمان است دست نمی یابیم. البته این موضوع، موسیقی و غیرموسیقی ندارد. تنها بایسته و شایسته آن است که خودمان باشیم.