آرشیو سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۴۰
حوادث
۱۹

جزئیات جدید از انتقال پس ایلامی به افغانستان در گفت و گو با پدرعموی حامد

پسرم می خواست به مشهد برود

فاطمه شیخ علیزاده

جوان ناشنوای اهل ایلام، در راه سفر به مشهد توسط پلیس دستگیر شد و چون نتوانست اطلاعات درستی از خود در اختیار ماموران قرار دهد او را همراه اتباع افغان راهی شهر هرات کردند. مقامات قضایی و خانواده این جوان درصدد بازگرداندن او به کشور هستند.

به گزارش خبرنگار جام جم، 28 آبان امسال حامد 18ساله از محل زندگی شان غیبش زد و خانواده اش برای یافتن او از پلیس و اقوام کمک گرفتند.

کامل آس، پدر حامد در گفت وگو با جام جم گفت:«پسرم ناشنواست و یک موتور هوندای قرمزرنگ داشت و خیلی وقت ها با آن در شهر دوری می زد و برمی گشت. آن روز هم حامد از خانه خارج شد اما وقتی غیبتش طولانی شد، ما فکر کردیم با موتور به داخل سد یا دره افتاده است. ما ساکن بخش مهر شهرستان ملکشاهی ایلام هستیم و به کمک برادرانم تمام ایلام و همه پارکینگ های موتور را گشتیم، اما خبری از حامد نبود. روزهایی که دنبالش بودیم، به علت قطع اینترنت، نامش در سایت پلیس ثبت نشده بود. چند روز بعد پلیس به ما خبر داد که ماموران در خرم آباد به حامد مشکوک شده و او را دستگیر کرده اند. پلیس خرم آباد گفت وقتی حامد را دستگیر کردیم گمان کردیم اتباع افغان است. با ایما و اشاره به ما فهماند که گوشی اش را دزدیده اند.

 لابد برای همین هم نتوانسته به ما زنگ بزند و خبر دهد که دستگیر شده است. ماموران می گفتند، تصور می شده حامد خودش را به کر و لالی زده است. برای همین او را به اردوگاه اتباع خارجی در ابراهیم آباد اراک منتقل کرده بودند. از آنجا هم راهی قم و سپس مشهد شده بود. بعد هم او را از مرز افغانستان وارد شهر هرات کرده اند.»

عموی حامد در ادامه حرف های پدر او گفت: «چند وقت قبل او در خانه برادرم عکس حرم امام رضا(ع) را دیده بود و به ما می گفت به پدرش بگوییم به او پول بدهد تا به مشهد برود. برادرم دامدار عشایر است و تمکن مالی ندارد. حامد صبح آن روز به مادرش گفته بود خودم با موتور به مشهد می روم اما مادر و پدرش فکر نمی کردند این حرف را جدی زده باشد. حالا یکی از برادرانم همراه پسرش به هرات رفته اند و با تعدادی از افرادی که در راه افغانستان با حامد دوست شده بودند، آشنا شده اند. دوستان حامد گفته اند که حامد نمی توانست حرفش را بفهماند و هرچه آنها می گفتند فقط سر تکان می داد. آنها فکر کرده اند حامد اهل کابل است و او را به کابل فرستاده اند. حالا خانواده ما در حال سفر به کابل هستند تا حامد را پیدا کنند. امروز صلیب سرخ عکسی از حامد در اختیار برادرم قرار داده و کمی خیالمان راحت شد که او سالم است. امیدواریم به زودی پیدایش کنیم.»