آرشیو سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۴۰
صفحه آخر
۲۰
واکنش سریع

عادت می کنیم

محمدتقی حاجی موسی

آن طور که ما از بچگی به یاد داریم و توی کتاب ها خوانده ایم و در فیلم ها دیده ایم و بزرگ ترها برایمان تعریف کرده اند، مشکلات معمولا حل می شوند. یعنی اصلا ذات وجود مشکل این است که باید حل شود. در همه دنیا هم که نگاه کنید همین است. دانشمندان، مهندسان و پزشکان سال ها وقت می گذارند تا مشکلات بشریت را حل کنند. اتفاقی که طبیعتا هزینه هم دارد و باید وقت گذاشت و پول خرج کرد تا یک مشکلی حل شود. مثلا چینی ها از دهه 70 میلادی فهمیدند باید مشکلات شان را خودشان حل کنند و باید سیستم کمونیستی را در اقتصاد کنار بگذارند و تغییرات ایجاد کنند. برای همین پاشنه کفش شان را  ور کشیدند و طی تقریبا 20 سال، تبدیل به ابرقدرت اقتصادی جهان شدند و از اواسط دهه 90 برای آمریکا شاخ و شانه کشیدند و حالا احتمال می رود که طی چند سال آینده، ایالات متحده را هم کنار بزنند. دقت کردید؟ چینی ها فقط 20 سال وقت گذاشتند و البته بعدش آن را ادامه دادند. یا مثلا آلمانی ها. اصلا چرا مثال کلی بزنیم؟ برویم سراغ کارخانه بی ام دبلیو. این کارخانه در دوران جنگ جهانی دوم چون رفته بود سراغ تولیدات نظامی، کلا با خاک یکسان و از حیز انتفاع ساقط شد. منتها وقتی جنگ تمام شد، مدیرانش تغییر رویه دادند و زدند توی خط تولیدات غیرنظامی و اوایل دهه 50میلادی یعنی کمتر از ده سال بعد، موتورسیکلت های بی ام دبلیو به آمریکا صادر می شد و از دهه 60 هم خودروهای سواری

 بی ام دبلیو دنیا را گرفت. همه اینها یعنی اگر یک عده تصمیم بگیرند مشکلی را حل کنند، حل می شود. حالا اصلا اینها را گفتیم برای چی؟ برای اینکه نگاهی به مدیریت بعضی از مدیران خودمان در دهه های گذشته بیندازیم که نتیجه تلاش های شان نشان می دهد تلاش خاصی نداشته اند و در این سال ها بیشتر عادت کرده اند به مشکلات بی محلی کنند بلکه خودشان حل شوند یا از این گزاره استفاده کنند که آدم ها به همه چیز عادت می کنند؛ مثلا آلودگی هوا. مثلا بی کیفیتی آب خوزستان.

مثلا ترافیک تهران. مثلا خودروهای بی کیفیت. مثلا همین بوی نامطبوعی که در تهران پیچیده و پارسال کسی آن را جدی نگرفت و امسال هم همه جا را گرفته و یقینا باز هم کسی برایش مهم نیست و دوستان مسوول آن را بی خیالی طی می کنند و امیدوارند ما به آن هم عادت کنیم؛ مثل همه چیزهایی که در این سال ها به آن عادت کرده ایم.

فقط سوال این است که دوستان مسوول، دقیقا مسوول چه چیزی هستند و چه چیزی را مدیریت می کنند و کدام مشکل را قرار است حل کنند؟ اگر اینها جزو وظایف شان نیست، بگویند ما هم بدانیم خب!