آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۲۲۳۴۶
اخبار کشور
۲

خبر ویژه

روایت عضو حزب اعتماد ملی از رفتار مافیایی حزب اتحاد ملت

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی می گوید: حزب اتحاد ملت، در حال دور زدن مابقی احزاب است و می خواهد نمایندگان خود را به اسم اصلاح طلبی وارد لیست کند. آنها خاتمی را هم چماق خود در مقابل دیگر اصلاح طلبان کرده اند.

محمدصادق جوادی حصار در گفت وگو با فرارو و درباره عدم حضور کسی از حزب متبوعش در شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان(با وجود حضور اعضای کارگزاران و اعتماد ملت و...) اظهار داشت: وقتی که در این مجموعه - ستاد انتخابات- حزب اعتماد ملی حضور ندارد، احتمالا باید تصور اعضای محترم شورا این باشد که هیچ کدام از پارامترها در نمایندگان اعتماد ملی حاضر در جمع پیدا نشده است، یعنی پشتیبانی گسترده، مقبولیت عام و شخصیت هایی که خودشان ذاتا آدم های برجسته ای باشند وجود نداشته است. مثلا ما آقای افشانی را در مجموعه داشتیم که شهردار تهران بوده یا آقای حضرتی، یا آقای گرامی مقدم.

ظاهرا اراده ای در شورای عالی وجود دارد که به جای تنش زدایی، تنش افزایی می کند و اگر انتقادی شد، به جای اینکه آن انتقاد را مورد توجه قرار دهند، می کوشند تا منتقد را از میان بردارند. با حذف آقای گرامی مقدم از ترکیب ستاد انتخاباتی، شورای عالی عملا اعلام کرد که من تحمل شنیدن صدای مخالف و منتقد را ندارم. وی با اشاره به طرح سرا اضافه کرد: عده ای تقریبا از شش ماه قبل می گفتند که ما در انتخابات شرکت نمی کنیم، مگر کاندیداهایمان تایید شوند، یعنی حضور مشروط. شرطشان این بود که کاندیداهایشان تایید شوند. این «کاندیداهای ما» معلوم بود چه کسانی هستند، یعنی کسانی که در شورای عالی از قبل برنامه ریزی کرده اند که از چه کاندیداهایی حمایت کنند. وقتی این پیام آن طور که باید از سوی جامعه مورد استقبال قرار نگرفت، این دوستان احساسشان این بود که اگر بروند حرف هایشان را پس بگیرند و بگویند باشد، حالا، چون جامعه جواب مثبت به ما نداد، ما حرفمان را پس می گیریم و می رویم در انتخابات شرکت می کنیم، به تیم مقابل باخته اند.

اگر بگویند ما در هر شرایطی شرکت نمی کنیم، ممکن است جامعه مخاطبشان شرکت کند، باز این ها به جامعه مخاطبشان باخته اند. آمدند یک مهندسی وارونه کردند. هزار نفری خودشان یک پیام می دهند، می گویند از این آدم هایی که ما معرفی می کنیم، شما 90 نفر را به ما معرفی کنید.

از این 90 نفری که شما به ما معرفی می کنید، اگر تایید شدند، ما به میدان رفته و بازی خودمان را هم خواهیم کرد. اگر تایید نشدند، ما می آییم بیرون، ولی این دفعه ما نیستیم که می آییم بیرون، این شما هستید که می آیید بیرون، چون شما این ها را انتخاب کرده اید، بعد می گویید ما آمدیم و انتخاب کردیم، حاکمیت به ما روی خوش نشان نداد، بنابراین 800 هزار نفری که قبلا آمدند در «رای سنجی» شرکت کردند و کاندیدایشان رد شد، پا پس می کشند. در این شرایط هرکس دیگر بخواهد با نام اصلاح طلب وارد میدان مبارزه شود، این ها می گویند بدلی ها هستند؛ همان حرفی که به آقای عارف، آقای کواکبیان و آقای کروبی هم می گفتند.

جوادی حصار می افزاید: این ها خودبرترانگاری و خودمحورانگاری دارند. این خودمحوری و خوداصلاح طلب پنداری آفت است.

وی با تصریح بر این که حزب مشارکت دنبال مصادره پیروزی خاتمی در سال 76 به نفع خود بود، گفت: بله، آن ها آن زمان رای آقای خاتمی را گذاشتند در حساب خودشان از آن جا به بعد شما نگاه کنید برای این که وزنشان تعریف شود و بگویند ما اصل هستیم و بقیه فرع، حزب مشارکت یک وقتی آمد و گفت: ما چوب هم بگذاریم، مردم به آن چوب رای می دهند. با همین رویکرد اشتباه و با همین تحلیل نامناسب از اوضاع و شرایط، آمدند و گفتند آقای معین را مطرح می کنیم. رای به دکتر معین رای خلص مشارکت بود آن هایی که دیگران را برای حمایت از کروبی و هاشمی در مرحله اول انتخابات 84 به تمسخر می گرفتند وقتی در برابر کروبی بدون حزب شکست خوردند هم دست از لجاجت و اینکه اشتباه کرده اند برنمی داشتند.

دوغ درست کرده اند که وقتی لازم شد، آب به آن ببندند.

عضو حزب اعتماد ملی همچنین گفته است: دارند به صد زبان می گویند که منظور از «ما» «ما» چه کسانی هستند. «ما» آن کسانی هستند که احزاب دیگر را در پیتی می دانند و می گویند این ها عددی نیستند، اصلاح طلبان را شقه شقه می کنند، به کارگزاران می گویند شما از اول هم اصلاح طلب نبودید، به اعتماد ملی می گویند حزب ضعیفی است، نمی تواند میدان داری کند و...، انحصارطلبند متاسفانه، انحصار شاخ و دم که ندارد.

وقتی بانی حراج 18 میلیارد دلار ارز آدرس غلط به دشمن می دهد

اظهارات عجیب معاون اول رئیس جمهور در بزرگنمایی فشار تحریم ها، با انتقاد بسیاری از مطبوعات مواجه شد.

نویسنده روزنامه فرهیختگان در این باره نوشت: اگر روزی از من به عنوان یک خبرنگار بپرسند عجیب ترین اتفاقی که در دولت روحانی مشاهده کردی چه بود، برخلاف دیگران که شاید از وقایعی مانند شوک بنزینی یا ادعای بی خبری رئیس جمهور از این اقدام نام ببرند، از شرایط خاص حاکم بر پاستور یاد خواهم کرد؛ شرایطی که دولت دست به اشتباهات بزرگی بزند و هزینه های گزافی را به کشور تحمیل کند. به یاد بیاورید گفت وگوی عیسی کلانتری با روزنامه قانون در تیرماه سال 92 را یا بعدا در آذرماه همان سال، گفت وگوی تلویزیونی رئیس جمهور با مردم برای ارائه گزارش 100 روزه را در هر دوی این اظهارات، گفته شد دولت، کشور را با خزانه خالی تحویل گرفته است! اظهارنظری عجیب که کارشناسان با عدد و رقم توضیح دادند درست نبوده است.

 از دید قریب به اتفاق کارشناسان بیان چنین حرفی خالی کردن دست مذاکره کنندگان و تضعیف آنها پشت میز مذاکره بود. این مدل اظهارنظر البته برای اولین و آخرین بار در دولت روحانی بیان نشد، چراکه حتی وزیر امور خارجه هم با اظهارنظر خود، پیام ضعف جبهه داخلی را به خارج فرستاد.

همان روزی که او در دانشگاه تهران گفت آمریکا با یک بمب کل تاسیسات دفاعی ما را زمین گیر می کند. گره زدن همه مسائل کشور به مذاکره و تعریف کردن توافق به عنوان راه حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور از آب خوردن تا محیط زیست، نمونه های مشابهی است. منطق معلوم ماجرا هم این است که وقتی طرف خارجی یقین کند ایران نیازمند است، قطعا از خود سرسختی نشان خواهد داد و گران فروشی خواهد کرد.

اخیرا هم در شرایطی که کشور مواجهه تمام عیاری با غرب در حوزه های مختلفی دارد، معاون اول دولت سخنرانی کرده و حرف هایی از جنس همان خزانه خالی را مطرح کرد.

اسحاق جهانگیری در «روز ملی صادرات» با اشاره به اینکه «هر روز فشار آمریکایی ها بر ایران و فعالان اقتصادی اضافه شده»، گفت: «مکرر گفته ایم که آمریکایی ها نتوانسته اند صادرات نفت کشور را به صفر برسانند ولی مرتب فشار وارد کرده اند و حتی کشورهای دوست ما هم جرات خرید نفت از ما را ندارند و ما برای فروش نفت کشور به روش های دیگری متوسل می شویم. آمریکایی ها مهم ترین محصولات صادراتی مثل پتروشیمی را شناسایی کرده اند و آنها را در لیست تحریم قرار داده اند و حتی مثلا مجموعه فولاد کشور را که برخی نیازهای آن از خارج وارد می شود، تحریم کرده اند.

همچنین کل شرکت های حمل ونقل دریایی در ارتباط با ایران و همچنین  بیمه ها که کشتی ها را بیمه می کنند، تحریم کرده اند و کل نظام بانکی کشور را تحریم کرده اند و به معنای واقعی تمام گلوگاه های فعالیت اقتصادی کشور را در طول یکی، دو سال گذشته بسته اند.»

این عبارات پس از انتشار، به سرعت به تیتر اول رسانه های غربی و ضدانقلاب تبدیل شد و آنها با ذوق زدگی خاصی «بسته بودن همه گلوگاه های اقتصادی ایران» را از زبان معاون اول دولت ایران تیتر اول خود کردند. نتیجه این گونه اظهار نظرهای عجیب و غریب حتی اگر صحت هم داشته باشند، انتقال پیام ضعف است.

نویسنده در پایان احتمال داده که این قبیل فضاسازی ها برای القای اجبار به مذاکره دوباره با غرب و همچنین پذیرش دیکته های پرخسارت FATF است.

اظهارات عجیب جهانگیری در حالی است که او از مقصران اصلی بر باد دادن 18 میلیارد دلار از ذخایر ارزی در سال 97 به شمار می رود، سوءتدبیری که تکرار و تعدد موارد مشابه آن، علت اصلی مشکلات اقتصادی به شمار می رود، و نه موضوع تحریم ها.

دولت با نقض قانون هدفمندی یارانه موجب تحمیل تورم بر مردم شد

دولت در ماجرای بنزین برای چند سال خلاف قانون هدفمندی عمل کرد و موجب فشار ناگهانی بر مردم شد.

روزنامه آرمان به قلم مستخدمین حسینی نوشت: در یک ناحیه اصلی در نحوه تصمیم سازی ها و تصمیم گیری اقتصادی باید تاسف خورد از اینکه بینش و نگرشی که به حوزه های اقتصادی داریم، کاملا جزیره ای است و برنامه ریزی از آن بیرون نمی آید. برنامه ریزی اقتصادی مبتنی بر نظامی پیوسته باید باشد که همه اجزای آن سیستم اقتصادی به هم مرتبط هستند و اگر جزئی از آن سیستم اقتصادی دچار اشکال در نظام برنامه ریزی باشد، قطعا تمام سیستم را تحت تاثیر قرار می دهد. نگاهی که دولت و تیم اقتصادی اش دارد بر پایه تورم است. یعنی با افزایش تورم و سطح عمومی قیمت ها رضایتمندی یکسری افراد ثروتمند و رانت گیر را به دست می آورد و خود دولت هم از قبل این افزایش تورم می تواند بدهی هایش را بپردازد. یعنی به عبارتی اتخاذ سیاست های تورم زا به نفع دولت تمام می شود و به رضایت یا عدم رضایت مردم کاری ندارد و تنها مدعی می شود مردم آب و برق و بنزین و گاز زیاد مصرف می کنند. یعنی تماما خطاب این است که ای مردم! شما زیاده از حد دارید در حوزه های مختلف اقتصاد مصرف می کنید و باعث می شوید که دولت را تحت فشار قرار دهید. در صورتی که خود همین دولت قانونی داشته که می توانسته فرآورده های نفتی و بنزین را آرام آرام بر مبنای بخشی از تورم افزایش دهد. الان کسی سوال نمی کند دولت خلاف قانون عمل کرده و قانون هدفمندی یارانه ها را زیر پا گذاشته و بعد از چند سال بحث بنزین را مطرح کرده است. تمام مسئولان هم در حالی از عدم افزایش قیمت ها تا پایان سال سخن می گویند که به محض اجرای همین افزایش قیمت بنزین، شاهد افزایش تورم بودیم و اول از همه قیمت خودرو بالا رفت.

 در طرح اصلاحات اقتصادی یک معادله ای داریم که یک طرفش درآمدهاست و یک طرفش هزینه ها و دولت ها سعی می کنند در برنامه های اصلاحات که مجمع الجزایر را ببینند این نسبت را هم رعایت کنند. یعنی حقوق مردم را برای تراز درآمدها و هزینه هایشان ببینند نه اینکه یکطرفه باشد و اسم اصلاحات اقتصادی را افزایش قیمت بگذاریم.

روایت آشوبگر متواری از دم خروس موسوی در زمینه براندازی

یک آشوبگر متواری فتنه 78 می گوید: حمایت موسوی از آشوبگران در ماجرای اخیر، رنگ و بوی براندازی داشت و تلاشی برای تقویت و تداوم اغتشاش بود.

علی افشاری در سایت دویچه وله نوشت: ویژگی های شخصیتی، موسوی را  در جایگاه مدیریت اعتراضات قرار داده و در عین حال سوابق او در دهه 60 برای مخالفان چندان جذاب نیست... با این حال رویکرد تحول خواهی موسوی، به راه اندازی جریان براندازی تعبیر شد. موضع گیری موسوی همچنین بر روی اصلاح طلبان و شیطنت آنها به سمت چپ [رادیکالیسم] موثر است. در مجموع موضع گیری موسوی برای تقویت و تداوم اعتراضات بود.

حکیمی پور: لیست امید را در سال 94 شراکتی، رفاقتی و وراثتی بستند

دبیرکل یک حزب اصلاح طلب می گوید احزاب در شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان برابر نیستند و ادعای برابری آنها در طرح موسوم به «سرا» خنده دار است.

احمد حکیمی پور دبیرکل حزب اراده ملت در گفت وگو با ایلنا ضمن مخالفت با طرح سرا گفت: بزرگترین مشکل طرح این است که تحزب را تضعیف می کند. گفته می شود که این در راستای تحزب است اما درست نیست. چگونه ممکن است که یک عضو حقیقی بیاید و شبکه سازی کند در حالی که شبکه سازی برای احزاب است.

وی اضافه کرد: اگر افراد حقیقی می توانند شبکه سازی کنند چرا حزب تشکیل نمی دهند و چرا عضو حزبی نمی شوند؟ در این طرح، حزب شبکه خود را معرفی می کند و فرد حقیقی هم شبکه خود را؛ یعنی یک حزب با یک فرد برابری می کند؟! کارکردشان یکی است؟ خنده دار است!

وی با بیان اینکه ما چهار سال است می گوییم که ساختار شورای عالی اصلاح طلبان غلط است یادآور شد: اگر به نامه ای که سال 94 بعد از انتخابات مجلس دهم به دبیران کل احزاب نوشتیم گوش داده می شد اکنون شرایط دیگری وجود داشت؛ در آن نامه نوشتیم که روش شورای عالی غلط است و گفتیم در این شرایط بستن لیست ها با مهندسی انجام شده و به صورت رفاقتی، شراکتی و وراثتی بسته می شوند.

وی افزود: طرح سرا هم همین گونه است؛ انواع و اقسام ایرادهای فنی و اجرایی دارد. لزومی ندارد که افراد اصلاح طلب خود و شماره ملی شان را معرفی کنند، چرا که برخی در ارگان ها مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و ایراد دیگر این است که از کجا راستی آزمایی می شود که کدهای ملی که ارائه شده درست است؟ برای اینکه متوجه صحت آنها بشویم باید به اداره ثبت مراجعه کنیم که این غیرممکن است و آنها پاسخگو نخواهند بود.

حکیمی پور در مورد راهکار درست گفت: دو سال روی طرح مجمع و پارلمان اصلاحات کار کردیم، بهتر بود که آن را زمین نمی زدند. در آن زمان دوستانی که فکر می کردند منویاتشان اجرا نمی شود و تهدید به خروج و پارلمان را زمین گیر کردند. پارلمان اصلاحات می توانست جامعیت لازم را داشته باشد.

نماینده اسبق مجلس در پاسخ به اینکه حتی بدنه جریان اصلاح طلبی به شورای عالی نقد دارند اما گوش شنوایی نیست، گفت: مسئول این موضوع من نیستم. خودمان نیز از اول اعتراض داریم و فقط برای اینکه نگویند وحدت شکن و مخالف هستیم، نماینده مان در شورای عالی شرکت دارد.