آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۷
سیاست
۲
یادداشت روز

سخنی با آقای سخنگو

علیرضا کیانپور

سیاستمدار و مشخصا «سیاس» در فرهنگ ایرانی تعبیری است که فرهنگ واژگان دهخدا آن را هم با «مدیر» و «سیاست دان» برابر دانسته و هم مترادف با «حیله گر» و «حساب گر» و حتی «تنبیه گر».

این توصیف و تعبیر البته عمدتا ناظر بر فضای فرهنگی سیاست ایرانی در اعصار و قرون دور است، اما این سال ها هم بسیاری از ما وقتی می خواهیم بگوییم فلان سیاستمدار کارش را بلد است، سراغ شیوه های مختلف «حساب گری»اش رفته و توضیح می دهیم که مثلا چطور انبوه خبرنگاران را پیچاند یا مقابل رقیب سیاسی اش که هر آنچه در چنته داشت، رو کرد، دم نزد و با لبخندی نظاره گر بود!

یکشنبه این هفته، نشست خبری علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی برگزار شد. آن هم آخرین نشست خبری رکورددار ریاست مجلس شورای اسلامی در این مقام مهم انتخابی و برآمده از آرای ملت.

این نوبت البته لاریجانی چندان حال و حوصله حرف زدن نداشت، اما در ادوار گذشته، بارها نشان داده به معنای ویژه ای که پیش تر از «سیاستمدار» به دست دادیم، چقدر «سیاستمدار» است و چه خوب در کارش خبره است. حسن روحانی، رییس جمهوری فعلی هم از قضا از جمله همین سیاستمدارهاست؛ «شیخ دیپلمات» که از جمله القاب پرتکرار آقای روحانی است، شاید به تعبیری به دلیل همین ویژگی خاص است که با شخصیت سیاسی اش عجین شده.

اینکه یک سیاستمدار بلد باشد چه بگوید و چطور بگوید، البته الزاما چیز بدی نیست. به هر تفسیر، وقتی شما رییس جمهوری یا رییس مجلس یک مملکتید، اگر بلد نباشید چه بگویید و چطور بگویید، نه تنها نماینده خوبی برای ملت تان نخواهید بود، بلکه برای آن مردم، هر روز، هزار هزینه و خسارت ناضرور ایجاد می کنید. پیش از اینها ما به تجربه می دانیم یک به اصطلاح گاف و اشتباه لپی در مقام ریاست جمهوری، چطور هم آبرو و شان یک ملت را به باد می دهد و هم در مواردی، منفعت و مصلحت اش را.

اینها اما همه وقتی معتبرند که شما سیاستمدار باشید، نه به عنوان مثال، سخنگوی یک دستگاه یا نهاد غیرسیاسی. وقتی شما را به عنوان سخنگو در دستگاهی همچون قوه قضاییه یا شورای نگهبان که محتوا و حدود و ثغور امور و خدماتش حقوقی است، به کار می گمارند، طبیعتا قرار نیست حرف سیاسی بزنید و مهم تر از آن، قرار نیست با شیوه های «سیاستمدار» -به معنای خاصی که از آن گفتیم- و از سخن گفتن و توضیح دادن و اطلاع دادن طفره بروید.

امروز که شما این سطور را می خوانید 21 روز از آغاز اعتراض های بنزینی در این مملکت گذشته و اگرچه مدتی اینترنت کلا مسدود بود، اما به هر حال امروزه و در این روزگار، دیگر امکان کتمان و اختفای اخبار نیست.

درواقع امروز اگر خبری را به هر ضرب و زور پنهان کنید یا از اساس، نگویید، رسانه ها آن سوی آب درست یا غلط، راست یا دروغ اصلا از سر غرض و مرض، هر چه خواست به جای آنچه باید گفته می شد و نشد، جا بزند و به خورد ملت بدهد. اتفاقی که از قضا این روزها به دفعات تکرار شد.

در این 20 روزی که گذشت، رسانه ها و خبرنگاران از هر روزن و طریق سعی کردند تا مگر آماری از تعداد بازداشت شدگان و جان باختگان اعتراض های اخیر به دست آورده و به موجب رسالت حرفه اش شان برسانند به دست مخاطب تشنه که نشد.

رسانه های فارسی زبان آن سوی آب هم از این خلا، ماهی خود را صید کرده و مدعی شدند که آمار به صدها نفر رسیده. حالا پس از 20 روز، بالاخره سخنگوی دستگاه قضا به میان خبرنگاران آمده تا مگر بالاخره عدد و رقمی بدهد و سخنی بگوید از ابعاد حادثه اما به جای آن، به شیوه سیاستمداران چنان گفته که هم گفته باشد و هم هیچ نگفته باشد: «آمار کشته ها بسیار کمتر از آمار رسانه های بیگانه است»، «هر جا هر خسارتی از اغتشاشگران وصول کنیم، به حساب دولت واریز خواهیم کرد» و «تعداد دانشجویان بازداشتی کمتر از انگشتان یک دست است».

در میان گفته های آقای سخنگو درباره اعتراض ها البته در یک مورد عددی هم ذکر شده اما پیش از آن، قید وصفی «حدود» اضافه شده و عجیب تر اینکه همین یک عدد هم در نهایت با آنچه از جانب استانداری تهران عنوان شد، فاصله ای فاحش دارد.

سخنگوی قوه قضاییه گفته است: «بازداشتی های تهران، امروز، حدود 300 نفر هستند.» حال آنکه استاندار تهران این آمار را البته «بنا بر آمار اولیه»، «2021 نفر» عنوان کرده که به گفته این مقام دولتی، بسیاری از آنها بلافاصله آزاد شده اند. البته این دو آمار می تواند هر دو صحیح باشند. در واقع این دو نشان می دهد که در روزهای نخست 2021 نفر بازداشت شده اند که بسیاری یعنی بیش از 1700 نفر در روزهای بعد آزاد شده و چنانکه سخنگوی دستگاه قضا گفته، «امروز» تنها «حدود 300 نفر» همچنان در بازداشت به سر می برند.

به این اعتبار اتفاقا جناب سخنگو، برخلاف تصور چندان هم سیاستمدارانه پاسخ نداد و درحالی که می توانسته از آمار بالای آزادشدگان خبر دهد، با همان رویکرد سنتی مبتنی بر «سخن گفتن و هیچ نگفتن»، عددی را حدودی پیش کشیده که نه درنهایت مخاطب تشنه را سیراب می کند، نه از ابهام این روزهای مبهم می کاهد. حال آنکه کار سخنگوی عدلیه، تنویر افکار عمومی است و زدودن ابهام!