آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۷
هنر و ادبیات
۸
چهره

کوتاه درباره گلی ترقی به مناسبت انتشار مجدد «خواب زمستانی»

بانو و کارهایش

رسول آبادیان

کسانی که حداقل یک کتاب از بین آثاری چون «من هم چه گوارا هستم، خاطره های پراکنده، عادت های غریب آقای الف، جایی دیگر، دو دنیا، فرصت دوباره، خواب زمستانی، اتفاق، بازگشت، دریا پری و کاکل زری» را خوانده باشند، بدون شک با نویسنده ای روبرو شده اند که به اصطلاح عامه کننده کار است. گلی ترقی تاکنون ثابت کرده که ذاتا نویسنده است و توانایی اش در ساخت شخصیت های داستانی و همچنین توجه ویژه اش به فرهنگ ایرانی را باید با دقت مورد مطالعه قرار داد. خبر خوب برای علاقه مندان به آثار این نویسنده تجدید چاپ یکی از خواندنی ترین کارهای او یعنی «خواب زمستانی» است. این رمان به دلیل ساخت و پرداخت منظمی که دارد توانسته نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر هم خواننده پیدا کند. گفتنی است که رمان خواب زمستانی از داستان های معاصر فارسی محسوب می شود که در آن، نویسنده از نماد، اسطوره و کهن الگو بهره برده است. این داستان در 10 فصل تدوین شده و در آن خاطرات زندگی پیرمردی تنها مرور می شود. پیرمرد در دوران مدرسه با چند همکلاسی اش عهد کرده اند که تا آخر عمر در کنار یکدیگر باشند اما از یکدیگر دور افتاده اند و حالا پیرمرد تنهاست و هر روز منتظر است تا کسی به دیدارش بیاید. هر فصل داستان خاطرات و زندگی یکی از دوستان پیرمرد را روایت می کند. مجله اکسپرس درباره این اثر گفته است: خواب زمستانی با شیوه‏ ای ساده و کلماتی دقیق و طنزی خاص و با قدرت قلم، به ما تذکر می دهد که بدون درد زیستن، عشق به زندگی امکان ندارد. انجمن نویسندگان رادیو فرانسه نیز درباره این اثر عنوان کرده است: خواب زمستانی بیانگر زندگی همگانی و قبیله ای آدم‏ هایی است که حضور ناگزیر مدرنیته را احساس می کنند و از الزام فردیت و قبول فردی و تنهایی و مسوولیت، هراسان هستند. لیلا صادقی، یکی از منتقدان ادبیات داستانی درباره این اثر می گوید: «زبان گلی ترقی، به عقیده من، شیشه ای است که ماورای آن پیداست. ماورای آنکه حقایق زندگی نشسته و چشم هایش را به چشم های خواننده دوخته و از او چشم برنمی دارد. این به این معنا نیست که زبان هویتی ندارد و فقط انتقال دهنده معناست، برعکس، زبان او انعکاس دهنده نور و دارای خاصیت بینندگی است. معنا ورای آن نشسته و به یاری زبان، ارایه می شود. ترکیب جملات و انتخاب کلمات از شاخصه های زبان گلی ترقی است که تار و پود کلامش را از آن دارد. تشبیهات و صحنه سازی از حالت های روحی و درونی از دیگر شاخصه های کلام اوست» برای آشنایی بیشتر با ساختار این اثر، بخش کوتاهی از آن را می خوانیم: «ایستاد؛ برف توی چشم هایش می رفت، روی سرش نشسته بود، روی شانه هایش، روی سراپایش. چراغ ها، پشت پرده ها تک تک خاموش می شدند. شهر، مثل ته مانده قصه ای فراموش شده، آن دورها نفس می کشید، آن قدر دور که انگار خیالی بیش نبود. گوش داد، صدایی نبود جز همهمه ای خفیف پشت تاریکی و قدم هایی که از پشت سر، آرام آرام، نزدیک می شدند...»