آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۷
جامعه
۱۲
گفت و گو

نگاهی به آخرین وضعیت تلاش های صورت گرفته برای تکثیر یوز ایرانی در گفت و گو با کیومرث کلانتری

تکثیر در اسارت به شکل جدی دنبال می شود

گفتگو: فاطمه باباخانی
کمتر گونه ای در ایران حساسیتی مانند یوز آسیایی دارد، همین موضوع باعث شده فعالیت در این حوزه به راه رفتن در میدان مین شباهت داشته باشد. کافی است یک مقام مسوول دولتی یا کارشناس حیات وحش سخنی درباره این گونه بگوید که به مذاق گروهی خوش نیاید، آن وقت است که سیل اتهام ها و انتقادها به سوی فرد روانه می شود و او را در سه کنج قرار می دهد. با این حال این نقدها که گاه به شکل مغرضانه مطرح می شوند، کارشناسان این حوزه را از کار کردن برای حفاظت این گونه ناامید نکرده است. آنها همچنان معتقدند تا آخرین یوز به تلاش های شان ادامه می دهند، حتی اگر گروهی در افراطی ترین شکل آنها را به رهاسازی یوز در بیابان های ایران متهم کرده باشند. برای این کارشناسان یوز همانند عضوی از خانواده است، دیدنش اشک به چشم می آورد و نشنیدن صدایش آنها را به بیابان ها می کشاند تا بتوانند بار دیگر نشانه ای از این گونه را پیدا کنند. البته که مانند سایر حوزه ها، در میان کارشناسان حیات وحش این حوزه نیز درباره شیوه های حفاظت از این گونه اتفاق نظری وجود ندارد، در حالی که گروهی بر حفاظت از زیستگاه تاکید می کنند، گروه دیگری تکثیر در اسارت را آخرین تیرهای امیدی می دانند که باید برای حفظ یوز در ایران انداخت. در یکی، دو سال اخیر مسوولان نگاه شان به موضع گروه دوم نزدیک تر شده است. «اعتماد» به مناسبت چهارم دسامبر روز جهانی یوز در گفت وگو با کیومرث کلانتری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی درباره آخرین تحولات در مدیریت حفاظت از این گونه پرسش هایی را مطرح کرده است.
در دو سال اخیر برآوردی از جمعیت یوز به واسطه عدم دوربین گذاری در زیستگاه ها وجود ندارد، آیا برنامه ای برای دوربین گذاری مجدد در این معاونت وجود دارد تا مراحل اداری در این زمینه با سرعت بیشتری انجام شود؟

در سازمان حفاظت محیط زیست و معاونت محیط طبیعی برنامه های پایش مرتب در حال انجام و پروژه یوز نیز فعال است، بنابراین برآوردهای جمعیتی مرتب به من می رسد. اما واقعیت این است که باید بگوییم چراغ قرمز برای بقای یوز از خیلی وقت پیش روشن شده و متاسفانه تا الان هم برنامه های حفاظتی که صورت گرفته برای حفظ یوزپلنگ در زیستگاه خیلی موفق نبوده و نتوانسته است به دستاوردهای مورد انتظار برسد. این گونه در زیستگاه های اصلی با چالش مواجه است و ما باید ناچارا در کنار حفاظت از زیستگاه اصلی، پروژه تکثیر در اسارت این گونه را به شکل جدی پیگیری کنیم ، زیرا آنچه ما امروز از یوز در ایران داریم به نظر نمی رسد جمعیتی از یوز باشد بلکه مجموعه ای از افراد است که بسیاری شانس زادآوری با هم ندارند. پروژه تکثیر در اسارت براساس متدهای پذیرفته شده جهانی و با بهره گیری از یوزهای موجود که در اختیار داریم انجام می شود تا در کنار حفاظت از زیستگاه های اصلی، یک رویکرد چندجانبه برای حفظ یوز داشته باشیم. ما در زیستگاه های خود با مجموعه ای از چالش ها و تعارضات مواجهیم که بقای یوزها را به خطر می اندازند. اولین آنها جزیره ای شدن و تکه تکه شدن زیستگاه ها به واسطه پروژه های راه سازی یا سایر پروژه های عمرانی است. در کنار آن جمعیت دام های اهلی و گله هایی که به زیستگاه های این گونه وارد می شوند نیز کنترل نشده است، سگ های گله ای هم که به واسطه همین دام ها در همسایگی یوزها قرار می گیرند چالش دیگری هستند که یوزها را به خطر می اندازند. کاهش جمعیت طعمه های یوز هم باعث شده است این گونه برای یافتن غذا در سطحی گسترده تر حرکت کرده و آسیبی پذیری اش افزایش پیدا کند. بنابراین برنامه ما این است در آینده نزدیک در استان هایی که زیستگاه این گونه تکثیر در اسارت است تکثیر طعمه های یوز را دنبال کنیم تا ضمن تکثیر یوزها، آنها به شکل طبیعی شکارشان را هم داشته باشند.

شما از برآورد جمعیت یوز در ابتدای صحبت تان سخن گفتید، در غیاب دوربین گذاری این برآورد چگونه انجام می شود؟

برآوردی که از آن صحبت می کنم براساس مشاهده مستقیم است، محیط بانان ما رفتارها و گزارش ها را رصد و آنها را ثبت می کنند. بر همین اساس است که می توانیم خوش بینانه بگوییم کمتر از 50 فرد یوز در ایران داریم. البته با توجه به پراکنش یوزها می توان گفت با افراد مواجهیم و جمعیتی نیست.

شما از تکثیر در اسارت به عنوان پروژه آتی در حفاظت از یوزها صحبت می کنید، این موضوع برخی کارشناسان حیات وحش را نگران کرده است که حفاظت از زیستگاه ها در حاشیه قرار بگیرد. آیا اطمینان می دهید که زیستگاه ها به حال خود رها نشوند؟

حفاظت از زیستگاه ها به صورت جدی در سازمان حفاظت محیط زیست ادامه خواهد داشت. تکثیر در اسارت هم در دو سایت در ایران انجام می شود.

یزد و سمنان؟

بله در یزد و سمنان این پروژه انجام می شود. ولی ما تمام توان مان را برای حفاظت از زیستگاه یوز به کار می گیریم. اگر هم در حال حاضر سراغ گزینه تکثیر در اسارت رفته ایم به واسطه آن است که به این جمع بندی رسیده ایم که چاره ای جز تکثیر در اسارت نداریم.

یکی از موضوعاتی که در بحث تکثیر در اسارت مطرح می شود، زنده گیری یوزهای نر در زیستگاه های جنوبی و یزد است، آیا قرار است این کار بر اساس پروژه مدنظر سازمان حفاظت محیط زیست انجام شود؟

در پروژه برای تکثیر در اسارت یوز، مجموعه ای از برنامه های مدون دیده شده است. بنابراین پس از انجام کارهای کارشناسی می توانیم درباره این برنامه ها صحبت کرده و در خصوص جزییات آنها اطلاع رسانی انجام دهیم. آنچه الان می توانم بگویم این است که عزم ما بر تکثیر در اسارت هم برای یوزهایی که اکنون در اختیار داریم و هم یوزهایی که برای تنوع ژنتیکی و جنسیتی نیاز داریم، جدی است.

در سال های اخیر یکی از موضوعاتی که پروژه بین المللی یوز آسیایی دنبال می کرد، ستاد دام بود که در سطح استانداری های استان های زیستگاه یوز انجام می شد. براساس وظیفه ستاد دام، ورود و خروج دام در این زیستگاه ها مدیریت شده و تلاش می شد از ورود دام مازاد بر ظرفیت جلوگیری شود. آیا این برنامه قرار است بار دیگر اجرایی شود؟

یکی از نگرانی های ما در همه زیستگاه ها این است که ظرفیت چرای دام رعایت نمی شود و عواقب چنین امری وضعیتی است که در موضوع یوز و سایر گونه ها با آن مواجهیم. ما باید ستاد دام را بار دیگر فعال کرده تا براساس ظرفیت مربوطه دام به زیستگاه ها وارد شوند. همچنین زون های امن و زون های حفاظتی باید به شکل ویژه تری حفاظت شوند و روند ورود دام به آنها مشابه سایر مناطق نباشد. از همین رو باید به شخصه پیگیری کنم که دام براساس ظرفیت کارشناسی و فنی به مناطق وارد شود.

یکی از موضوعات دیگری که این روزها به بحث جدی مطرح شده، تغییر در تیم دامپزشکی یوزهای ساکن پردیسان و انتقال گونه های حیات وحش به باغ وحش باراجین است. برخی عنوان می کنند با توجه به اینکه این تیم طی زمان دانشی را اندوخته، سعی و خطای مجدد در این شرایط به نفع یوزها نخواهد بود.

هیچ تصمیمی برای جایگزین کردن افراد در موضوع یوزها گرفته نشده است. همکاران ما از سال های گذشته این وظیفه را انجام داده و در آینده هم انجام خواهند داد، تنها ممکن است پیمانکاران در این موضوع عوض شوند. درباره باراجین هم پاسخ ما این است که قرار نیست ما در پردیسان باغ وحش یا دامپروی ایجاد کنیم. اینجا قرنطینه است تا اگر حیات وحش یا دام صدمه دیده ای توسط محیط بانان یا مردم تحویل داده شد، پس از طی کردن فرآیند درمان اگر توان بازگشت به زیستگاه را دارد، رهاسازی شده و چنانچه چنین امکانی وجود ندارد، با نظارت دفتر حیات وحش به مراکز نگهداری حیات وحش منتقل شود.