آرشیو سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۸۱
صفحه اول
۱
حرف اول

پرداخت کم اثر یارانه قدیم و جدید

حسین حقگو

«کسری بودجه» مهم ترین بیماری اقتصاد ایران است؛ بیماری مزمنی که «تورم» بالا را در پی دارد. این بیماری برآمده از ناکارآمدی سیاست دولت ها و میل آنها به خرج کردن هر چه بیشتر برای راضی نگه داشتن طبقات مختلف اجتماعی است. مشکل اما آنجا بروز می کند که به واسطه اتکای منابع دولت به دو سرچشمه اساسی «مالیات» و «نفت» که افزایش اولی مقبولیت اجتماعی ندارد و افزایش دومی هم وابسته به عوامل عمدتا جهانی و بیرون از اقتصاد کشور است، این مسئله تکرار چرخه، کاهش درآمدهای دولت، کسری بودجه و تورم و افزایش فقر را به طور مستمر به دنبال دارد. مرکز آمار تورم یک ساله منتهی به آبان را 41.1 درصد اعلام کرد. این رقم البته در استان های محروم چند درصد (گاه تا 15 درصد) بیش از استان های نسبتا مرفه تر است. اگر به این وضعیت تورمی، رشد منفی اقتصادی (سال گذشته منفی 4,9 درصد و پیش بینی منفی 9,5 درصدی صندوق بین المللی پول برای سال جاری میلادی) نیز افزوده شود که به معنای کاهش درآمد خانوارهاست (کاهش ماهانه 90هزار تومانی درآمد تک تک افراد جامعه بر اثر رشد منفی سال گذشته، دکتر نیلی، 3/9/98)، آنگاه دشواری وضعیت معیشت مردم و به ویژه دهک های پایین درآمدی از یک سو و تامین منابع مالی لازم برای افزایش بهره وری و اصلاحات ساختاری اقتصاد کشور از سوی دیگر به خوبی آشکار می شود. چنان که تاکنون حدود 360 هزار میلیارد تومان یارانه پرداختی نه فقط مشکلی را از فقر اجتماعی حل نکرده، بلکه وضع را دشوارتر کرده و بر شکاف بودجه ای دولت افزوده و «مصیبت» شده است. بالطبع با افزودن 31 هزار میلیارد تومان هزینه پرداخت های جدیدی که وعده آن از سوی دولت داده شده و نام آن توزیع مبلغ حاصل از افزایش قیمت بنزین گذاشته شده است، به حدود 42 هزار میلیارد تومان یارانه قبلی (در مجموع 73 هزار میلیارد تومان) کار برای دولت صعب تر نیز خواهد شد.اکنون 78 میلیون نفر ماهی 45 هزار تومان یارانه هدفمندی، 60 میلیون نفر یارانه حمایتی و حدود 35 میلیون نفر یارانه بنزین (بنا بر آمار، حدود 43 درصد مردم اتومبیل دارند که به هر اتومبیل 60 لیتر بنزین هزارو 500تومانی تعلق می گیرد) دریافت می کنند. بر این اساس، میلیون ها هم وطن را می توان سراغ گرفت که هم یارانه نقدی و هم یارانه حمایتی و هم یارانه بنزین اتومبیل می گیرند (رقمی حدود 190 هزار تومان در ماه).

 اما متاسفانه بسیاری از این افراد و افراد دیگری که از یک یا دو یارانه دیگر بهره مندند، همچنان در تنگی معیشت و فقر به سر می برند؛ چراکه به قول «بنرجی» و «دوفلو»، برندگان جایزه نوبل اقتصاد، «نردبان هایی را که برای رهایی از دام فقر وجود دارد»، در جای درستی قرار نداده ایم و لازم است «تیرهای دروازه را نزدیک تر بیاوریم تا فقرا شروع به دویدن به سمت آنها کنند» (اقتصاد فقیر، 1392). این امر نیازمند بررسی و آسیب شناسی سیاست های حمایتی اجرا شده تاکنون است و اینکه با فشار دادن یک دکمه و توزیع پول نمی توان مشکل فقر را در کشور حل کرد.

از سوی دیگر، به سبب این گونه تامین و توزیع منابع، هر روز از توان دولت برای ایجاد و بهبود زیرساخت های توسعه ای (نیروگاه ها، پالایشگاه ها، راه ها، جاده ها و فرودگاه ها، تامین آب، برق، گاز و فاضلاب و...) کاسته شده و با مستهلک شدن شدید این تاسیسات، امکان رشد، توسعه و بزرگ شدن کیک اقتصاد دورتر می شود. چنان که یک قلم حجم بدهی دولت به پیمانکاران حوزه برق، بین 30 تا 40 هزار میلیارد تومان برآورد می شود که امکان بازسازی و نوسازی این شریان اصلی و حیاتی کشور را موکول به محال می کند. یا حجم بیش از صدهزار میلیاردتومانی بدهی دولت به تامین اجتماعی یا بدهی بیش از 320هزار میلیاردتومانی به بانک ها که کار بهبود و ارتقای تور تامین اجتماعی و تسهیلات دهی را ناممکن می کند.

در مجموع باید گفت تا حساب وکتاب

درآمد -هزینه ای دولت سرراست نشود، دور باطل کسری بودجه، تورم، افزایش کمک های حمایتی و کسری بودجه و... حل نخواهد شد.

«تری لین کارول» در کتاب «معمای فراوانی»، رهایی کشورهای نفتی از این چرخه باطل را در «گسترش مالیات ستانی داخلی، حرفه گرایی خدمات کشوری، بازرسی از مفاسد، شکستن انحصارات و دمکراتیزه کردن عرصه سیاست» عنوان می کند؛ دارویی که به نظر درمان بیماری کشورمان نیز هست، البته اگر اصولا بپذیریم که این بیماری وجود دارد.