آرشیو سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۸۱
سیاست
۶

آینه

دنیای اقتصاد: قواعد حکومت مندی در عصر اطلاعات

دکتر روح اله اسلامی:... در مورد بازتوزیع یارانه ها باید مشخص کرد که پدیدار عدالت در سیاست گذاری ایران چیست؟ آیا عدالت به معنای برابری همه شهروندان در بهره مندی از ثروت عمومی است یا فلسفه آن بر اساس مدل نخبه گرایی، توزیعی و رقابتی به قصد کارآفرینی تفسیر شده است؟... اگر عدالت بر اساس برابری همه شهروندان باشد نیاز به سامانه های اطلاعاتی و شبکه های آماری است تا قیمت بنزین، گاز، برق، آب و نان آزاد شود و یارانه مستقیم به صورت برابر به همه شهروندان تعلق گیرد. این سیاست نیاز به فلسفه، دکترین، مدل های اجرایی و اقدامات منظم دارد و می تواند به کاهش مصرف، صرفه جویی، جلوگیری از قاچاق و کاهش فاصله طبقاتی کمک کند. اگر فلسفه عدالت مبتنی بر نخبه گرایی و محافظه کاری است دکترین های استثناگرایی و عدالت توزیعی می تواند به کار گرفته شود. سیاست گذاری نیاز به اقناع عمومی شهروندان دارد و مطالعات پشتیبان نخبگان، نقد و بررسی احزاب، اصناف، نشریات و تنظیم و طراحی نمایندگان مجلس را طلب می کند. سیاست گذاری نیاز به مبانی و فنونی مانند مشروعیت نهادی، تفکیک قوا، اقناع شهروندان، سامانه های دولت الکترونیک و بازنمایی های شبکه ای دارد که رعایت نکردن هر کدام در عصر اطلاعات هزینه های فراوان برای کشور خلق می کند.

جمهوری اسلامی: آمریکا، عامل بی ثباتی
 
... سیاست های تهاجمی و مداخله جویانه آمریکا در خاورمیانه اگرچه تازگی ندارد ولی در دوره ترامپ ابعادی شگفت انگیز به خود گرفته و علیرغم ادعای ترامپ در مورد خروج آمریکا از سوریه، کاروان نظامی جدیدی ظرف روزهای گذشته از عراق وارد سوریه شده و برای اشغال مناطق نفت خیز و تاسیسات نفتی سوریه خیز برداشته اند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که ترامپ با ژست اقدام برای خروج از سوریه، به نفت و منابع نفتی سوریه عشق می ورزد و کاملا وقیحانه می گوید از بوی نفت خوشش می آید! در واقع ترامپ عملا برای غارت ثروت های نفتی سوریه سرگرم است و هشدار داده  به هر گونه تلاش از سوی سایر طرف ها برای تسلط بر منابع نفتی شرق فرات به شدت واکنش نشان خواهد داد. این تهدید ترامپ اگرچه مخاطب خاصی را هدف نگرفته ولی ظاهرا روسیه و ارتش سوریه را مدنظر قرار داده، چرا که روسیه بارها زنجیره تریلرهای حامل نفت سوریه با مقصد ترکیه را که توسط داعش غارت می شدند، بمباران کرد.
اعتماد: حداقل بهره مندی از اینترنت

مجید رضاییان:... دسترسی روزنامه ها و رسانه ها به اینترنت را نمی توان یک رویکرد در برنامه های دولت دانست، بلکه برای دولت هم بدیهی بود که نمی توان این ابزار کار را از رسانه ها گرفت و نمی توان اینترنت را به روی روزنامه نگاران بست. از طرفی در شرایط اضطرار نمی توان با قطع اینترنت این حداقل ابزار کار را از اهل رسانه گرفت، با اینکه شاید در روزهای اخیر رسانه های ما در پوشش میدانی وقایع ضعیف عمل کردند، اما همین حضور حداقلی آنها هم واجب و ضروری است و نمی توان آن را حذف کرد یا نادیده گرفت. معتقدم همان قدر که قطع اینترنت می تواند در گردش آزاد اطلاعات تاثیرگذار باشد، آزادی بیان می تواند تاثیرات به مراتب بیشتری داشته باشد، حتی اگر دسترسی به اینترنت محدود باشد. به برکت آزادی بیان می توان مطالبات مردم را شنید و به آنها ترتیب اثر داد اما اینترنت نامحدود بدون آزادی بیان صداهای بسیاری را ناشنیده خواهد گذاشت. علاوه بر این، رسانه ها می توانستند استراتژی اطلاع رسانی اقناعی را پیش بگیرند نه اینکه اطلاع رسانی کنند. دولت می توانست با سرلوحه قراردادن اطلاع رسانی اقناعی و شفافیت موانع و مشکلات خود را با مردم مطرح کند، از بدعهدی های آمریکا در پایبندی به تعهداتش در برجام بگوید و مسائل اقتصادی را با مردم در میان بگذارد و مردم و بخش خصوصی را به مشارکت بطلبد، این کاری بود که می توانست به رسانه ها واگذار شود و رسانه ها مردم را اقناع کنند. با این حال امکان استفاده رسانه ها از اینترنت حداقل تصمیمی بود که می شد در قبال رسانه ها گرفت، تصمیمی که برای دولت هم بدیهی بود و نمی توان آن را تجدیدنظر در رویه یا برنامه ای از پیش تعیین شده دانست.