آرشیو چهار‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۶
صفحه آخر
۱۶
گرمخانه

همه انسانند

لیلا ارشد

«موسسه زنان سرزمین خورشید» از سال 85 در محله دروازه غار تهران در زمینه کاهش آسیب های ناشی از اعتیاد شکل گرفته است. الان هم نزدیک به شش سال است  به زنانی خدمت می کند که درواقع به آنها کمک شده است قطع سوءمصرف کنند و تاکنون 600 پرونده داشته ایم که در این باره برایشان اقدام شده است که به جامعه برگردند و  زندگی عادی داشته باشند. تفاوت چندانی بین سوءمصرف کننده و مصرف کننده از لحاظ حقوقی وجود ندارد اما برخی نیز برنامه ریزی کرده اند به مرور اعتیاد را کنار بگذارند و ما نیز در «موسسه زنان سرزمین خورشید» از آنها حمایت می کنیم و همچنان نیز برخی از این حمایت ها برخوردارند و برایشان شناسنامه، برگه هویت، شغل و مسکن تهیه کرده ایم و مشکلات زیادی که پیش رو داشته اند، با حمایت این موسسه برطرف شده است. اینها دفترچه خدمات درمانی ندارند و با آنکه کار بزرگی کرده اند و به سمت ترک اعتیاد آمده اند اما همچنان مشکلات شان در جامعه با مصرف کنندگان مواد مخدر تفاوتی ندارد چون نه راحت پذیرفته می شوند و همچنان نیز با تمسخر، بلاهت و انگ همراه هستند. آنها نیازمند  شغلی پایدار هستند اما ما علاوه بر حمایت های لازم به دنبال ایجاد اشتغال به صورت میان کاری برای دوخت ملحفه و کیسه های محیط زیست، مونتاژ و بسته بندی و از این قبیل بوده ایم که متاسفانه به دلیل اوضاع اقتصادی و افزایش تحریم ها، شرایط ما بعد از عید 98 دشوارتر شده است و نتوانسته ایم زیاد موفق بوده و بعد از اشتغال، درآمدزایی داشته باشیم و در عین حال، مسکن گران تر شده و ما پول کافی نداشته ایم که بتوانیم برای اینها خانه رهن کنیم. در حالی که ما پیش از این خود را موظف کرده بودیم علاوه بر پول رهن، بتوانیم کارت هایی برای سوارشدن این آدم ها در مترو و اتوبوس به صورت ارزان و نیمه بها فراهم کنیم که الان موسسه برای همه کارکنان کارگاه اشتغال خریداری می کند و در اختیارشان می گذارد. ما در اختیار این زنان هم اکنون بسته های بهداشتی شامل شوینده ها، پودر و نوار بهداشتی قرار می دهیم و همچنین در اختیارشان بسته غذایی قرار می گیرد و هر روز هم با مراجعه به این موسسه صبحانه و ناهار در اینجا می خورند. آنهایی هم که فرزند دارند، موفق شده ایم برایشان  برگه هویتی بگیریم و بچه هایشان را به مدرسه بفرستیم و برایشان تسهیلات آموزشی در نظر بگیریم. همچنین افراد نیکوکار از دندان پزشکی ایران با ما همراه شده اند و دندان پزشکان به دو گروه تقسیم شده اند و هر هفته چهار روز به طور متوسط به پنج تا شش نفر به غیر از ایمپلنت خدمات می دهند، یعنی عصب کشی، پرکردن، پرتز و تمیزکردن دندان را انجام می دهند و در اینجا عمل می شوند تا بهبودی پیدا کنند. به هر حال، اینها با بیماری های ویروسی مانند اچ آی وی و هپاتیت مواجهند و هزینه های دندان پزشکی هم گران است و برای همین احساس نگرانی دارند اما در اینجا به طور رایگان درمان می شوند و هدف هم این است که دوباره صورت ها و بدن های اینها زیباتر از آن حال و هوای قبلی شان شود و دوباره با سلامت و زیبایی به جامعه برگردند و ظاهرشان مانع از نپذیرفتن شان در جامعه نشود.

ما همچنین یک گشت سیار متشکل از چهار نفر داریم که هر روز با کوله پشتی به پارک ها می روند و در این رویارویی با زنان، آنها را شناسایی و برای سوءمصرف به موسسه معرفی می کنند و از خدمات دیگری همچون کاندوم، سوزن های سرنگ، پماد سوختگی، پماد آ د، آنتی بیوتیک، پد بهداشتی، پد الکل و...  برخوردار می شوند. همچنین این گروه سیار موسسه به مردان نیز مشاوره می دهد، همچنین ارجاع و پانسمان زخم هایشان را انجام می دهد. در این شب های سرد آنها برای گرم کردن خود آتش روشن می کنند و گاهی نیز دچار سوختگی می شوند که ضرورت دارد پماد سوختگی همراهشان باشد. همچنین به آنها آموزش های لازم داده می شود که بیشتر مراقب خودشان باشند. کسانی که به درمان نیاز داشته باشند، تحت مراقبت و درمان قرار می گیرند و برخی نیز چون می بینند افرادی مثل خودشان ترک کرده و به زندگی عادی برگشته اند، تشویق می شوند به موسسه بیایند و از مشاوره های روان شناسی و مددکاری اجتماعی و مشاوره حقوقی در موسسه برخوردار شوند که بتوانند با امیدواری بیشتر به زندگی عادی برگردند. همچنین ما در همکاری با بهزیستی موفق شده ایم  110 کودک کار را غربالگری کنیم که ببینیم آیا مشکلاتی در زمینه اچ آی وی دارند یا خیر؟ و همچنین این کودکان از حمایت های آموزشی، بهداشتی و تحصیلی برخوردار شوند. گاهی نیز برایشان امکان فراغتی فراهم شده و آنها را به اردو برده و ساعت های لذت بخشی را برایشان ممکن ساخته ایم. ما همچنین به افراد بی خانمان کیسه خواب می دهیم و برخی از آنها را تشویق می کنیم به گرمخانه ها رفته و زنان حتما شب ها به سرپناهی بروند. به هر حال، پذیرش و نگهداری اینها وظیفه ماست و ما آنها را تشویق می کنیم  از مصرف به سوءمصرف و بعد هم به سمت ترک کردن و بهبودی بیایند و بعد هم سعی مان بر آن است که به آنها آن قدر کمک شود که شرایط عادی یک زندگی برایشان مهیا شود. الان اینها برگه هویتی ندارند و اگر بخواهند وام اشتغال و مسکن بگیرند، بانک ها از آنها ضامن می خواهند و اینها چنین معرف هایی را ندارند و بنابراین برگشت آنها به روال عادی چندان هم آسان نیست. در شرایط اقتصادی فعلی نیز از تعداد حامیان ما کاسته شده و از آن سو نیز نیازمندان و مراجعان آسیب دیده هم بیشتر شده اند و ما حالا نمی توانیم همه اینها را تحت پوشش قرار دهیم؛ یعنی میزان حمایت ها با جامعه هدف ما همخوانی ندارد اما اینها نیازمند حمایت هستند. شاید کمک کردن به ایتام و کودکان سرطانی در جامعه نیکوکاران پذیرفتنی تر باشد تا کمک به معتادان اما اگر به میان این زنان برویم، می بینیم خودشان چنین انتخابی نداشته اند، بلکه جامعه آنان را آسیب پذیر کرده است. به هر حال، اینها انسان  و نیازمند همه آن چیزهایی هستند که هر انسانی در زندگی به آنها نیاز دارد؛ از اتاق مستقل گرفته که بشود در آنجا احساس امنیت و آسایش کرد تا نیازهایی مانند خوراک، بهداشت و پوشاک و آموزش هایی که برای خودشان و فرزندان شان نیاز هست. الان این نیازها در شرایط سخت اقتصادی هزینه برتر شده است و ما باید تحت حمایت افراد نیکوکار قرار گیریم و اگر کمک ها کمتر شود، شرایط زندگی اینها نابسامان تر می شود و اینها باید احساس کنند حالا که ترک کرده اند، با زمانی که معتاد بوده اند، فرق دارند و باید جامعه پذیرای آنها باشد که بتوانند راحت تر زندگی شان را پیش ببرند.