آرشیو چهار‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۶
صفحه آخر
۱۶
در جستجوی آرامش

قمار جان برای کار

صبح روز چهارشنبه خبر رسید  در برخورد دو خودروی وانت  در محور سراوان-خاش، 21 نفر مجروح و 28 نفر کشته شده اند. تصویری که بلافاصله در جلوی چشمم آمد، همان وانت هایی  بود که در سطح شهر افراد خدماتی شهرداری را جابه جا می کنند؛ مردان و جوانانی که با لباس های سبز یا نارنجی با جارویی که در دست دارند،  در حال جابه جا شدن هستند. اما تصورم اشتباه بود. متن خبر می گفت آنها  افغان هایی هستند که به ایران آمده بودند. «مهاجران غیرقانونی»، «اتباع بیگانه» و... کلماتی بود که بعدتر همکاران رسانه ای بر این افرادی که در یک لحظه زندگی خود را از دست داده بودند، به کار بردند اما ابهت و درد «قاچاق انسان» بود که از درون این خبر پنج جمله ای بیرون می زد. آنها 28 انسان  بودند که زندگی و آرزوها و امیدشان در ثانیه ای بر باد رفته بود؛  28 انسانی که در بین اخبار گم  و شاید فراموش شدند. چون درست است  با توجه به اتفاقاتی که در این روزها و با افزایش بنزین در سراسر کشور رخ داده است، اما دیگر خبری درباره آنان منتشر نشده است. حتی هیچ خبری درباره 21 افغان  دیگری که در  زاهدان بستری شده اند نیز منتشر نشده است و پیگیری برای اطلاع  از وضعیت آنها به نتیجه ای نرسید.

در حالی ما سرنوشت آنها را فراموش کردیم و در لابه لای اخبار بی شمار حوادث این مدت فراموش شده است که خانواده هایشان برای دریافت جسدهایشان لحظه شماری می کنند. روزنامه 8صبح گزارشی از آنان منتشر کرده است؛ در این گزارش که با عنوان «قمار جان برای کار» منتشر شده، اشاره شده است هنوز جسدهای این کشته شدگان که بیشتر آنها از ایالت غور بوده اند، از سوی ایران تحویل داده نشده است. از نظر این گزارشگر در نبود فرصت های کاری و فقر، راهی جز دل زدن به دریا و سفر قاچاقی به ایران ندارند؛ سفری پرخطر که  تضمینی برای زنده ماندنش وجود ندارد؛ جوانانی که جایی برای ماندن ندارند، به خاطر اینکه از راه هم نمانند جان هایشان را کف دست گذاشته و راهی دشت و کوه های مرزی جنوب غرب کشور می شوند تا از مسیر پاکستان خودشان را به ایران برسانند. نزدیکان قربانیان برای گرفتن جسدهای آنها به ولایت نیمروز رفته و منتظرند جسم های بی جان عزیزان شان را در آغوش بگیرند؛ جایی که مقامات ایرانی اعلام کردند تمام جسدها را با هم در این مکان تحویل خواهند داد. مقام های ولایت های هرات و غور در سطح محلی تاکنون کاری برای دریافت جسدها نکرده اند و فقط وزارت خارجه افغانستان وارد عمل شده است. عبدالغفار، جوان 23ساله غوری، با هزاران آرزویی که در سر داشت، برای کار تیوره را به مقصد ایران ترک کرد. او مجرد بود و شاید یکی از دلایل تن دادن به کارگری در ایران به دست آوردن پول برای ازدواج بود؛ کاری که خیلی از جوانان افغان انجام می دهند و برای تامین پول ازدواج شان این سختی ها را به جان می خرند.

سفر قاچاقی به ایران خطرهای خاصی دارد، اما شاید عبدالغفار فکر نمی کرد از مسیر ایران باید به دیار ابدی سفر کند. سیامک حرمت، پسرعمه و پسرعمویش، نیز در این رویداد جان ها یشان را از دست داده اند. به گفته او، نبود فرصت های کار، فقر و مشکلات اقتصادی خیلی از جوانان را مجبور می کند روستاهایشان را به قصد کار در ایران ترک کنند. مانند عبدالغفار، 27 جوان دیگر نیز در این رویداد ترافیکی جان باختند که شماری از آنها ساکنان اوبه هرات هستند.  

عبدالهادی قانع غوری، از بستگان قربانیان به 8صبح می گوید اقارب [نزدیکان] جان باختگان و زخمی ها از ولایت های مختلف ایران، خود را به ولایت سیستان و بلوچستان رسانده اند.

گزارشگر روزنامه 8صبح به سراغ یک قاچاق بر رفته و جزئیاتی را از او پرسیده است  به شرطی که مشخصاتی از او اعلام نشود. به گفته این قاچاق بر، مسافران از ولایت نیمروز به خاک پاکستان و از آنجا به شهرهای مرزی «خاش و سراوان» در ولایت سیستان و بلوچستان ایران انتقال داده می شوند؛ راهی که دشواری و مشقت زیادی دارد و موتورهای «پیکاپ» از مسیر دشت ، ریگ زار، کوه و دریاها می گذرند و مسافران را به مقصد می رسانند.

اگر همه چیز درست باشد، سفر دو روز طول می کشد و از هر مسافر یک ونیم تا دو میلیون تومان ایرانی گرفته می شود. اگر شرایط مساعد نباشد، این سفر ممکن است روزها یا حتی هفته ها به درازا بکشد.

هیچ قاچاق بری سلامت جان مسافران را تضمین نمی کند، اما برخی از آنها اطمینان می دهند مسافران در مسیر ربوده نمی شوند و اگر از خطر واژگون شدن موتور و تیر ماموران در امان بمانند، سالم به مقصد می رسند. موتورهای «پیکاپ» گنجایش 10 نفر را دارند، ولی قاچاق بران برای درآمد بیشتر 25 تا 30 نفر را سوار آنها می کنند؛ این گوشه کوچکی از داستان سفر مسافران راه مرگ است. جوانانی مانند عبدالغفار به دلیل نبود کار و فقر جان را کف دست گذاشته و در این مسیر دشوار گام می گذارند، به امید آنکه با کار در ایران برای رقم زدن زندگی بهتر مقداری پول به دست آورند؛ البته اگر شانس با آنها یار باشد و زنده به مقصد برسند.

قاچاق انسان هایی که به امید فردایی بهتر از خانه خود دور می شوند، پدیده ای همه گیر است. پیداکردن کامیونی که 39 زن آسیای جنوب شرقی در آن جان باختند، هنوز در صدر خبرهاست. البته  هر ماه حداقل یکی، دو خبر از کشته شدن افغان ها  در تصادفات استان سیستان و بلوچستان منتشر می شود.