آرشیو چهار‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۶
هنر
۱۰

عیاری: «خانه پدری» نماد و سمبل ایران و ایرانی نیست

 فیلم سینمایی «خانه پدری» به کارگردانی کیانوش عیاری بعد از سه بار توقیف، اجازه یافت که برای دو هفته در سینماهای سراسر کشور اکران شود. خبرگزاری ایلنا قبل از توقیف مجدد فیلم خانه پدری با دستور دادستانی، گفت وگویی با کیانوش عیاری انجام داده است. عیاری در این گفت و گو درباره مخالفت هایی که درباره اکران این فیلم صورت گرفته است، گفت: «در این مدت متوجه شدم که مخالفان این تیم چهار دسته هستند. گروهی این فیلم را با یک نگاه سینمایی و هنری ارزیابی می کنند و آن را دوست ندارند که امری طبیعی است و کسی نمی تواند ایراد بگیرد که چرا گروهی این فیلم را دوست ندارند. گروهی دیگر فیلم خانه پدری را اثری مضر برای جامعه می دانند اما تجربه اکران فیلم های توقیف شده قبلی سایر فیلم سازان نشان داد که چنین حرفی خیلی درست نیست. گروهی دیگر افرادی هستند که به همه مسائل نگاه سیاسی دارند و به این فیلم نیز نگاهی سیاسی دارند. گروهی دیگر مخالفت جدی با فیلم ندارند و حتی شاید آن را دوست داشته باشند اما معتقدند و به خود من نیز گفته اند که تحمل فضای سنگین فیلم و بعضی صحنه های آن آزاردهنده است. در این میان گروهی از مخالفانی که نگران چیز دیگری به جز هنر و مردم هستند، از نظر من نگران بودن برای مردم معنی اش این نیست که به جای مردم تصمیم گیری کنند، بلکه مردم حق دارند خودشان تصمیم بگیرند که فیلمی را ببینند و دوست داشته باشند یا خیر». او ادامه داد: «این سوال بارها از من پرسیده شده است. زمانی که فیلم در جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد کسی به من گفت آیا اینجا ایران است و کدام منطقه است که مردم به زبان فارسی با هم صحبت می کنند؟ من چه همان زمان و چه امروز اعلام کردم این فیلم در ایران ساخته شده و داستان آن در ایران رخ داده است و پنهان کردن اتفاقاتی که در این فیلم رخ داده، به صورت واقعی امکان پذیر نیست. حدود سال های 1353 و 1354 در یکی از شهرهای جنوبی کشور یک دختر زندانی قرار است بعد از پایان محکومیتش از زندان آزاد شود، اما به زندانبان التماس می کند که او را در زندان نگه دارد، زیرا معتقد بوده است که پدر و برادرش، عمو و خانواده او قصد کشتنش را دارند. زندانبان به او می گوید نمی تواند او را در زندان نگه دارد و براساس قانون او را آزاد می کند. خانواده وی نیز به استقبال او می آیند و ابتدا با او خوب برخورد می کنند اما چند روز بعد جنازه وی در یکی از رودها پیدا می شود. مورد دوم اینکه چند سال بعد از پایان فیلم برداری خانه پدری در شهرک غرب کاملا اتفاقی مشابه در آنچه در فیلم خانه پدری بود، رخ داد. پدر خانواده ای متمول همه اعضای فامیل و خانواده را جمع می کند که حدود 17 نفر می شوند. پدر در جمع اعضای فامیل اعلام می کند که دختر جوانش که تازه طلاق گرفته است، کارهای نامربوط زیادی انجام می دهد و آبروی خانواده را برده است و با او باید چه کار کنیم و در آن جمع تصمیم می گیرند که برای حفظ آبروی خانواده، دختر باید کشته شود و مجری قتل نیز پسرعموی دختر می شود؛ بنابراین چه ما فیلمی مانند خانه پدری بسازیم و چه نسازیم این اتفاقات در جامعه وجود دارد اما فیلم می تواند جامعه را آگاه کند».

 او درباره صحنه آغازین فیلم که در این چند سال جنجال هایی بر سر سانسور آن بود نیز گفت: «اگر صحنه آغازین فیلم خانه پدری قوی و محکم نبود، تماشاگر هیچ انگیزه ای برای تعقیب فیلم تا انتهای آن نداشت. آن صحنه باعث می شود تماشاگر متوجه بوی مرگی که در آن زیرزمین جاری شده، باشد. البته بوی مرگ بوی خوبی نیست اما ما از این مسئله استفاده فنی کردیم. خود من هرگز موافق نشان دادن خشونت بی جهت و عریان نبودم. مگر آنکه پیشبرد داستان و فیلم به آن خشونت نیاز داشته باشد و خانه پدری جزء معدود فیلم هایی است که به این مسئله نیاز داشت؛ مثلا خود من نمی دانم چرا باید در برخی فیلم های سینمایی بدون آنکه نیاز باشد، صحنه تزریق آمپول با سرنگ با جزئیات کاملا نشان داده شود.

 گروهی می گویند اجازه نمایش به فیلم خانه پدری به نوعی استفاده انتخاباتی و ابزاری دولت در آستانه انتخابات است و خواستند با نشان دادن این فیلم دل گروهی از هواداران خود را به دست بیاورند.

من گوشه ای نشسته ام و به قول معروف نون و ماستم را می خورم و از نظر من بسیار ناجوانمردانه است که بگوییم خودم را دستاویزی قرار داده ام تا به جریانی سیاسی کمک کنم؛ اما حتی اگر بدون آنکه من بخواهم این مسئله باعث شود مردم فیلم را ببینند و اجازه نمایش پیدا کند، خوب است. از سوی دیگر اگر طیف دیگری بر سر کار بیایند، با این گروهی که امروز بر سر کارند تفاوت 180 درجه ای که نخواهند داشت و دشمنان قسم خورده هم نیستند».