آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۴۱
حوادث
۱۹

انتقام گیری 500 میلیونی کارگر اخراجی از مرد لوستر فروش

مردجوان وقتی از مغازه لوسترفروشی اخراج شد با استخدام پنج آدم ربا نقشه ربودن کارفرمایش و اخاذی 500 میلیون تومانی ازوی را رقم زد. متهم با پول اخاذی برای خودش مغازه لوستر فروشی راه اندازی کرد.

به گزارش خبرنگارجنایی جام جم، اوایل فروردین امسال، مرد میانسالی باحضور درشعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از چهار مامور قلابی به اتهام آدم ربایی و اخاذی 500 میلیون تومانی شکایت کرد.

 با دستور بازپرس سهرابی، تحقیقات در دستورکار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

 شاکی در جریان تحقیقات پلیسی گفت: روز حادثه نزدیک مغازه لوسترفروشی ام در مرکز تهران در حال قدم زدن بودم که خودروی پژو 206 مقابلم توقف کرد. سه نفراز آن پیاده شده، سمتم آمدند و گفتند ماموران اداره اطلاعات هستند. چون به آنها گزارش شده من در مغازه ام مواد می فروشم و کارم پولشویی است، مرا به داخل خودرو انداختند، بیهوشم کردند و ربودند و زمانی که چشمانم را باز کردم در خانه ویلایی بودم.

 وی افزود: فردی هم با گوشی در حال تهیه فیلم و عکس از من بود. دستان و پاهایم بسته بود. او هر چند ساعت می آمد و فیلم و عکس تهیه می کرد. آنها 20 میلیون تومان پول ازحسابم برداشتند و در تماس با خانواده ام آنها را مجبور کردند 480 میلیون تومان دیگر به حسابم واریز کنند که خانواده ام برای نجات جان من این پول را دادند. بعد از یک شبانه روز که گروگان آنها بودم، مرا دست و پا بسته در خیابانی در جنوب تهران رها کردند و متواری شدند.  

ماموران به محل وقوع آدم ربایی اعزام شدند و دوربین های مداربسته  اطراف محل را بازبینی کردند که معلوم شد ماجرای آدم ربایی شاکی صحت دارد، اما تصاویر متهمان به درستی مشخص نیست و خودروی آنها نیز پلاک مخدوش است. در شاخه دیگری از تحقیقات مشخص شد آدم رباها با 500 میلیون تومان پولی که اخاذی کرده اند دلارخریده و فرار کرده اند. بعد از 9 ماه از این ماجرا، ماموران رد چهار نفر از آدم رباها را به دست آوردند و آنها  در عملیات جداگانه ای بازداشت شدند. آنهادر جریان تحقیقات اعتراف کردند از سوی فرد دیگری برای این آدم ربایی اجیر شده بودند و سرکرده آنها  مرد خلافکار میانسالی به نام فرهاد است. او در غرب تهران شناسایی و بازداشت شد و در جریان تحقیقات پلیسی گفت: در یک مهمانی شبانه با سهیل آشنا شدم که در پی این ارتباط دوستی یک روز به من گفت کارفرمایش که فرد پولداری است، حقوق درستی به او نمی دهد، حقش را خورده و اکنون وی را اخراج کرده است. او از من خواست مرد لوستر فروش را ربوده  تا با اخاذی از این راه پول کلان نصیبمان شود.

 وی افزود:  او حتی عکس و نشانی مرد مغازه دار را تلگرامی برایم ارسال کرد که من با استخدام چهار نفر برای اجرای نقشه آدم ربایی  تصاویر شاکی و نشانی محل کارش را به آنها دادم. سهیل شرط کرد در صورتی پولمان را می دهد که از لحظه آدم ربایی تا پایان این ماجرا عکس و فیلم تهیه کرده و تلگرامی برایش ارسال کنم که قبول کردم. آن روز همدستانم با جعل عنوان ماموران اداره اطلاعات به بهانه این که مرد لوستر فروش پولشویی می کند و مغازه اش پوششی برای خرید و فروش  مواد مخدر است، او را ربودند و من از لحظه ربایش مرد مغازه دار فیلم و عکس گرفتم و برای سهیل ارسال کردم. یک شبانه روز لوستر فروش را شکنجه دادیم. درادامه 500 میلیون تومان از گروگان اخاذی کردیم. پول آن را به سهیل دادیم و او بعد از خرید دلار سهمی به ما پنج نفر داد و بقیه را که 350 میلیون تومان می شد را خودش برداشت.  

 با اعتراف وی، طراح آدم ربایی نیز بازداشت شد و در جریان تحقیقات پلیسی گفت: پنج سال در  مغازه شاکی کار کردم، اما به درستی حقم را نمی داد. آخر هم مرا اخراج کرد. از او کینه به دل داشتم و بعد از آشنایی با فرهاد و همدستانش، آنها وی را ربودند و به اخاذی دست زدیم. با سهم خودم نیز اطراف تهران مغازه لوستر فروشی راه انداختم.

پس از تحقیقات در دادسرا، برای اعضای این باند آدم ربایی قرارقانونی صادر شد.