آرشیو چهار‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۶
سیاست
۶

آینه

آینه اقتصاد: منحنی بازدهی و ادوار تجاری

علی رضاییان: منحنی بازدهی، رابطه بین بازدهی (نرخ بهره) اوراق بدهی را با زمان سررسید اوراق نشان می دهد. در حالت عادی، نرخ بهره اوراق بلندمدت بازدهی بیشتری نسبت به اوراق کوتاه مدت دارند؛ زیرا عنصر زمان باعث افزایش ریسک شده و برای جبران این ریسک نرخ بازدهی اوراق باید بیشتر باشد. از این رو منحنی بازدهی در حالت عادی باید شیب صعودی داشته باشد که نشان دهد هرچه سررسید اوراق بلندمدت تر باشد، بازدهی آن بیشتر است؛ اما اگر شیب منحنی بازدهی برخلاف معمول نزولی شود؛ یعنی اوراق با سررسید کوتاه مدت مثل سه ماهه از اوراق بلندمدت مانند سه ساله بیشتر باشد، این امر نشان دهنده انتظار رکود در آینده است؛ زیرا به این معناست که احتمالا در آینده کسب و کار افت می کند و نرخ بازدهی نیز کمتر خواهد بود. در واقع وقتی رکود رخ می دهد، بازار سهام افت می کند و فعالان به سوی خرید اوراق می روند و با خرید اوراق قیمت آنها افزایش می یابد و نرخ بهره کمتر می شود؛ بنابراین با وجود یک بازار بدهی عمیق با اوراق کوتاه مدت تا بلندمدت که بتوان منحنی بازدهی را برای آن ترسیم کرد، می توان احتمالی از آینده اقتصاد یا انتظار فعالان از وضعیت آتی را داشت.... پیش از این به دلیل فقدان بازار بدهی، نه تنها هیچ نمایی مدون از بدهی دولت وجود نداشت که ترسیم ابتدایی این منحنی نیز میسر نبود؛ اما چند سالی است اقتصاد ایران دارای بازار اوراق بدهی شده است. با وجوداین نیاز است تا اوراق بلندمدت تر نیز منتشر شود تا بتوان منحنی بازدهی قابل اتکایی را ترسیم کرد و این ابزار بتواند به شکل بهتری وضعیت آتی اقتصاد ایران را به نمایش بگذارد... .

جوان: آشوب مدنی با نظر عباس عبدی

عباس عبدی به گونه ای از اعتراضات 88 و 78 سخن گفته که گویی کسی آن دوران را ندیده و به یاد ندارد. در فتنه 88 که از روز اول بانک و کلانتری و سطل آشغال به آتش کشیده شد و اگر عباس عبدی این موارد را اغتشاش نمی داند، باید گفت کمی در معنای آشوب و اغتشاش تامل کند. 25 خرداد 88 که فقط سه روز از انتخابات گذشته و آغازین روز های فتنه بود، حمله به انبار اسلحه در شمال میدان آزادی توسط حامیان جنبش سبز انجام گرفت و همان شب در تهران هفت نفر کشته شدند. چطور عبدی این سطح آشوب برای دسترسی به اسلحه و ایجاد ناامنی را اعتراض مدنی می نامد؟! در آشوب 78 هم وضعیت همین بود؛ کشته سازی و آسیب به اموال عمومی و تعرض به مردم بخشی از آن چیزی بود که عبدی آن را اعتراض مدنی می نامد.

جمهوری اسلامی: جامع نگر باشیم

... بد نیست مسئولین نظام از این واقعیت مطلع باشند که نارضایتی از افزایش قیمت بنزین در این مقطع زمانی و با وضعیتی که اعلام و اعمال شد، فقط مربوط به آن عده از مردم که به خیابان ها ریختند و تظاهرات کردند و شعار دادند، نیست. این نارضایتی مربوط به اکثریت قاطع مردم است؛ حتی آنان که به هردلیل صلاح ندانستند به تظاهرات کنندگان بپیوندند... . مردم کشورمان به اصل نظام و بسیاری از وعده ها اعتماد دارند؛ ولی عملکرد اقتصادی در 15 سال اخیر به گونه ای بوده که اعتمادی باقی نگذاشته است. در دولت سازندگی تصمیم بر این شد که قیمت انواع سوخت در سال 10 درصد افزایش یابد. این تصمیم را دولت اصلاحات نیز مدتی عملی کرد؛ ولی در مجلس هفتم، رئیس مجلس و سه نفر از نمایندگان که مدعی برخورداری از تفکر برتر اقتصادی بودند، با ارائه طرحی با عنوان تثبیت قیمت، مانع ادامه آن تصمیم شدند. اگر عمل به آن تصمیم ادامه یافته بود، اکنون قیمت بنزین به حدود دو هزار تومان رسیده بود؛ بدون آنکه کمترین اعتراض و تنشی در جامعه پدید آورد.