آرشیو چهار‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۶
جهان
۷

سور نهادهای اقتصادی در سفره های خالی فقرا

صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، بلومبرگ و فایننشال تایمز در کنار بانک های سرمایه گذاری بزرگی مانند مورگان استنلی، در حال جشن گرفتن موفقیت اقتصادی مصر هستند. آن طور که مورگان استنلی، استراتژیست ارشد جهانی ماه آگوست گذشته اعلام کرد، مصر شاهد «بهترین ماجرای اصلاحات در خاورمیانه و شاید در کل بازارهای در حال ظهور» است. جای تعجب نیست که رئیس بانک مرکزی مصر و وزیر دارایی این کشور با اعتمادبه نفس برنامه صندوق بین المللی پول در مصر را «موفقیت آمیزترین برنامه تاریخ مصر» خواندند.

توافق نامه سه ساله صندوق بین المللی پول با مصر شامل وامی 12 میلیارد دلاری برای «بازگرداندن ثبات اقتصاد کلان» است. این توافق نامه در نوامبر 2016 به امضا رسید؛ یعنی زمانی که مصر با افزایش سریع کسری بودجه دولتی و بدهی عمومی، کاهش ذخایر ارزی، نرخ رشد پایین اقتصادی و گسترش فزاینده شکاف بین بازارهای رسمی و غیررسمی ارز روبه رو بود.

این برنامه چنان موفق بوده که حالا رئیس بانک مرکزی مصر و وزیر دارایی این کشور از احتمال امضای توافق نامه جدیدی با صندوق بین المللی پول می گویند. دراین میان ما ممکن است به این فکر کنیم که از نظر صندوق بین المللی پول و رسانه های غربی، موفقیت اقتصادی جنوب جهان به چه معنی است. این سیاست های اقتصادی به کار چه کسانی می آید؟ و آیا معیار های موفقیت برای همه اقتصادها، از شمال تا جنوب، یکسان است؟

خیلی جالب است که چطور موفقیت اقتصادی اخیر مصر با افزایش درخور توجه افرادی ارتباط دارد که زیر خط فقر زندگی می کنند. بر اساس آخرین آمار رسمی درباره درآمد، هزینه ها و مصرف خانوار، نسبت فقر از 27.8 درصد در سال 2015 به 32.5 درصد در سال 2017 صعود کرده است؛ در حالی که این درصد در سال 2012، 26.3 بود. در حال حاضر تقریبا یک سوم جمعیت مصر زیر خط فقر ملی قرار دارند. داستان «موفقیت» مصر هم زمان شده با پدیده اقتصادی درخور توجه و در عین حال غیرشگفت آور. رشد اقتصادی مصر در بین سال های 2014 تا 2018 به طور متوسط سالانه 4.2 درصد بوده و درآمد سرانه هم دو درصد افزایش یافته و در همین زمان بیش از شش میلیون نفر به ورطه فقر افتاده اند. نرخ بی کاری هم از 13.1 درصد در سال 2014 به 8.1 درصد در سه ماهه اول سال 2019 رسیده است؛ آماری که بی شک نشان می دهد که دستمزد میلیون ها کارگر مصری کمتر از هزینه های زندگی شان است و احتمالا از جمله کسانی که به تازگی وارد بازار کار شده اند. برای همه ساکنان مصر، اینها آمارهایی تعجب برانگیز نیست؛ چرا که رشد اقتصادی اخیر عمدتا ناشی از بخش های گردشگری، نفت، حواله ها و ساخت وساز است. دو بخش مهم ساخت وساز و گردشگری به این معروف اند که در عین شرایط کاری نامساعد، دستمزدهای کمی می دهند.

اظهاراتی که در شبکه های اجتماعی درباره صحبت های وزیر دارایی مصر شد، نشان می داد که برای فهم موفقیت آمیز بودن اصلاحات اقتصادی مصر نیازی به تجزیه و تحلیل عمیق نیست. وزیر دارایی مصر در مصاحبه با بلومبرگ گفته بود: «این مانع وجود دارد که مردم عادی از (میوه ها) ثمرات اصلاحات اقتصادی بهره مند نمی شوند». کارشناسان و مفسران با طعنه ابراز شگفتی می کردند که چرا آنها نمی توانند از مزایای دستاوردهای اقتصادی بهره مند شوند. برخی مردم می گفتند که شاید آنها آن دور وبر نیستند تا «میوه ها» را بگیرند و برخی هم می گفتند باید درخت ها را تکان دهیم تا «میوه ها» بیفتند.

ستایش ها از برنامه صندوق بین المللی پول ناشی از ثبات معیارهای کلان اقتصادی، یعنی کاهش کسری بودجه، ایجاد تعادل در پرداخت ها، اطمینان از ثبات نرخ ارز و همچنین کاهش نرخ رسمی بی کاری و افزایش رشد اقتصادی است. این در حالی است که اکثریت مصری ها در حال دست و پنجه نرم کردن با نرخ تورم و کاهش خدمات عمومی هستند؛ مشکلاتی که برنامه صندوق بین المللی پول با فشار برای تورم واحد پول، کاهش یارانه های انرژی و کاهش هزینه های عمومی درمان و آموزش، موجب آن شد. در واقع در پنج سال گذشته، هزینه های عمومی آموزش و درمان بر پایه التزام های مبتنی بر قانون اساسی برآورده نشده است. این طور به نظر می رسد که صندوق بین المللی پول و اقتصاد نئوکلاسیک مسلط این طور فکر می کند که هرچه این سیاست ها سفت و سخت تر و شدیدتر باشند، نتیجه بهتری خواهند داشت. نکته ناامیدکننده تر این است که وقتی در پی حمایت از چنین سیاست های سختگیرانه ای بر زندگی مردم، بی ثباتی در منطقه رخ می دهد، دولت ها و رسانه های غربی و سازمان های بین المللی، به طرزی پوچ تعجب می کنند. مهم تر از اینکه فقط بر روی تعدیل و ثبات مالی تمرکز کنیم، فکر کردن به این است که آیا مبارزه مردم دغدغه صندوق بین المللی پول و سیاست های اقتصادی هست یا نه. هرچه نباشد، مگر این طور نیست که ثبات اجتماعی و عملکرد اقتصادی برای نفع مردم و بهبود زندگی آنهاست؟