آرشیو چهار‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۶
ادبیات
۸
عطف

تئاتر زندگی روزمره

شرق:«درخواست کار» نمایش نامه ای است از میشل ویناور، نمایش نامه نویس فرانسوی که با ترجمه زیبا خادم حقیقت در نشر بیدگل به چاپ رسیده است. ویناور از نمایش نامه نویسان مشهور فرانسوی است که در تئاتر معاصر فرانسه جایگاه معتبری دارد و آثارش توسط کارگردانان مطرحی به روی صحنه رفته اند. ویناور با نام اصلی گرنبرگ، در سال 1927 در پاریس متولد شد و جزء معدود نمایش نامه نویسانی است که در زمان حیاتش آثارش در کمدی فرانسز اجرا شدند. ویناور در حالی به تئاتر و ادبیات نمایشی روی آورد که در سال 1953 به عنوان مشاور حقوقی در شرکت ژیلت مشغول به کار شد و در سال 1966 به مقام مدیرعاملی شعبه این شرکت در فرانسه رسید. بااین حال، دغدغه اصلی ویناور نوشتن بود و کارکردن در شرکت ژیلت این استقلال مالی را به او داد تا بتواند با خیالی آسوده به سراغ تئاتر و نویسندگی برود. کارکردن در شرکتی تجاری مزیتی دیگر هم برای او داشت. مترجم «درخواست کار» در بخشی از مقدمه اش به این نکته اشاره کرده که آشنایی او با دنیای تجارت و اقتصاد باعث شده بود که او مکانیسم های پیچیده سرمایه را دریابد و در آثارش «بر باد رفتن ارزش های انسانی و نبرد نابرابر فرد و دنیای کار را در دنیای امروز با استادی تمام» به تصویر بکشد.ویناور در دهه پنجاه میلادی دو رمان نوشت و آثاری از الیوت، گورکی، شکسپیر و... را ترجمه کرد. پس از این بود که او به سراغ نمایش نامه رفت و ادبیات نمایشی را به عنوان بهترین عرصه برای بیان افکارش انتخاب کرد. ازاین رو به سراغ نوشتن نمایش نامه رفت و در طول پنج دهه به عنوان نمایش نامه نویس در تئاتر فرانسه حضور داشت و در سال 2006 جایزه بزرگ تئاتر آکادمی فرانسه را به دست آورد. مترجم «درخواست کار» در بخشی از مقدمه اش درباره نمایش نامه نویسی ویناور نوشته: «زمانی که ویناور نمایشنامه نویسی را آغاز کرد، فضای حاکم بر تئاتر فرانسه هم به شدت تحت تاثیر تئاتر ابسورد یعنی آثار بکت و یونسکو و آدامف بود و هم، به همان شدت، متاثر از تئاتر سیاسی برشت و سارتر و کامو. اما او خود را همسوی هیچ یک از این دو جریان نمی دید، چراکه برای انعکاس زمانه خود در جست وجوی زبانی تازه در قالب فرم های نوین بود. ویناور در دهه هفتاد و در کنار نمایشنامه نویسان دیگری چون میشل دویچ و ژان- پل ونزل آثاری خلق کرد که تحت عنوان تئاتر زندگی روزمره شناخته می شوند. ولی به تدریج از این گروه فاصله گرفت و، در نهایت، صاحب قلمی می شود که مختص خود اوست و همه چیز برایش از کلام و کار بر روی زبان آغاز می شود: حرکت من از کلام است، هر کلامی، کلامی، به شکلی افراطی، معمولی، کلامی به شکل افراطی، هر کلامی. نقطه حرکت من، همواره، پیش پاافتادگی درآشفتگی است. و نمی تواند غیر از این چیز دیگری باشد». مترجم این توضیح را نیز می دهد که ویناور برای دگرگون کردن این پیش پاافتادگی که به آن اشاره می کند، به سراغ کلاژ و مونتاژ این کلام می رود تا سادگی نهفته در آن را به پیچیدگی هولناک و مضطرب کننده تبدیل کند و فرم «چندصدایی» را جانشین دیالوگ نویسی مرسوم می کند. ویناور برای چگونه خوانده شدن آثارش اهمیت زیادی قائل است و در آثارش علائم سجاوندی را کنار می گذارد تا خواننده یا بازیگر مقید به رعایت ریتمی ازپیش تعیین شده نباشد و آزادانه با متن روبه رو شود.نمایش نامه «درخواست کار» اولین بار در سال 1972 در بخش تئاتر باز جشنواره آوینیون اجرا شد. این اجرا واکنش های متفاوت و متضادی به همراه داشت. ویناور زمانی «درخواست کار» را نوشت که سال ها از عمر نویسندگی اش می گذشت اما بااین حال او در این اثر قصد داشت مخاطبش را تا جای ممکن شگفت زده و دچار عکس العمل های متضاد کند. «درخواست کار» نمایش نامه ای است در سی قطعه و به قول مترجم انتخاب کلمه قطعه که اصطلاحی مربوط به موسیقی است نه از سر تصادف که عامدانه و آگاهانه است. ویناور در این مورد نوشته: «من کم کم به این نتیجه می رسم آنچه من می کنم بیش از آنکه نمایش باشد تئاتری شنیداری است، تئاتری که هنوز کارگردانی را نیافته است که علاقه مند باشد سلسله مراتب را درهم بریزد و به بعد سمعی اولویت بدهد». «درخواست کار» چهار شخصیت دارد که بی وقفه در صحنه حضور دارند و درواقع این چهار شخصیت به عنوان چهار ساز مدام در صحنه اند و «خالق اثر آن را چون دفتر نت برای اجرای کوارتو» نوشته است. در این نمایش نامه، مردی با نام فژ، در میان سالی مجبور به استعفا شده و درواقع سه ماه است که از کارش برکنار شده است. او با بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی روبه رو است و می خواهد با یافتن شغلی جایگاه اجتماعی اش را از نو پیدا کند. اما ماجرا هرچه پیش می رود به بحران های فژ اضافه می شود تا جایی که حتی ماهیت انسانی او به چالش کشیده می شود.