آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۷۲۵۴
صفحه اول
۱
یادداشت

سفرهایی برای کاهش تنش

دکتر علی اصغر زرگر

افزایش رفت و آمدهای دیپلماتیک کشورهای منطقه به ایران نمی تواند بی ارتباط با بحرانی باشد که اکنون میان ایران و امریکا در جریان است. برای رفت و آمدها می توان دو مشخصه را شناسایی کرد. نخست اینکه این سفرها بیشتر از سوی کشورهایی انجام می شود که با هر دو طرف منازعه، یعنی ایران و امریکا دارای روابط خوبی هستند. دیگر آنکه این دیپلمات ها و وزرا غالبا از کشورهایی هستند که از محل افزایش تنش ها خسارت هایی را متحمل شده اند یا احتمال می دهند که با افزایش تنش، پیامدهای آن دامن آنان را نیز بگیرد. از این رو طبیعی است آنها تلاش کنند از نفوذ خود برای قانع کردن طرف ها و کاهش تنش ها استفاه کنند. هدف آنان در کوتاه مدت، کاستن از تنش ها و در درازمدت، جلوگیری از بروز یک جنگ فراگیر یا محدود است. در این میان، قطر که روز گذشته امیر این کشور در تهران میهمان بود، ویژگی های خاص خود را دارد. این کشور خلیج فارس، چندی پیش از سوی شورای همکاری خلیج فارس در انزوا قرار گرفت. به دنبال این انزوای اقتصادی، ایران و ترکیه نیازهای قطر را تامین کردند و تلاش کردند اجازه ندهند برادر بزرگ تر قطر، یعنی عربستان این کشور را به پذیرش دیدگاه های خود وادار کند.

اما گذشته از این واقعیت، قطر سعی کرده است نشان دهد سیاست خارجی خاص خود را دارد. به این معنی که علی رغم وجود مرکز فرماندهی نیروهای امریکایی در قطر، این کشور همچنان رابطه خوب خود را با ایران حفظ کرده است. در کنار این، برخورداری از یک دستگاه سخن پراکنی که از اقبال گسترده ای در کشورهای عربی برخوردار است، توانسته است جایگاه این کشور را در دیپلماسی عمومی و رسانه ای نیز ارتقا دهد. علاوه بر این، قطری ها از بنیه مالی خوب خود  برای صلح در منطقه بهره برده اند. کمک های مالی و حتی سیاسی به گروه های مقاومت در منطقه از فلسطین تا سایر گروه ها، موید این است که این کشور تلاش کرده است همواره نقش ایجاد کننده صلح و کاهنده تنش میان طرف های درگیر در خاورمیانه را ایفا کند.

مجموعه این شرایط باعث شده است مقام های قطری بر این باور باشند که با تکیه بر سیاست خارجی متعادل خود در منطقه که شامل روابط با بازیگران موثر، از ایران و ترکیه تا امریکا است، می توانند در این زمان بحرانی پیام آور صلح باشند. به همین منظور آنان کاهش تنش میان ایران و امریکا را به عنوان یکی از راهبردهای خود تعریف کرده اند.

سفرهای مقام های پاکستانی به ایران که در ماه های اخیر شدت یافته است نیز در همین زمینه قابل فهم است. می دانیم که نخست وزیر این کشور چندی پیش به ایران آمده بود تا شاید بتواند در کاهش تنش میان ایران و عربستان نقش آفرینی کند. این اقدام در این راستا انجام شد که پاکستان نیز با دو طرف ماجرا، یعنی تهران و ریاض رابطه خوبی دارد. این کشور نه تنها با ایران همکاری های اقتصادی و سیاسی گسترده ای دارد، از کمک های نظامی و اقتصادی عربستان هم بهره می برد. همچنان که این کشور از گذشته در اردوگاه امریکا قرار داشته و از این کشور کمک های نظامی دریافت می کند. از این رو پاکستان هم این انگیزه را دارد تا به عنوان واسطه ای میان ایران و کشورهای مخالف ایران وارد عمل شود. باوجود این، شاید این پرسش مطرح شود که در شرایط فزونی گرفتن تنش ها میان ایران و امریکا، این سفرها چه دستاورد عملی داشته است؟ نتیجه عملی این سفرها را باید در این واقعیت جست که امریکایی ها علی رغم تهدیدات فراوان خود مبنی بر تلافی حمله احتمالی ایران، دست از پا خطا نکردند. به عبارت دیگر، درحالی که ایران توانست با حمله به پایگاهی در عراق یک سیلی به امریکایی ها بزند، اما آنان هیچ واکنشی از خود نشان ندادند.نمی توان تماس های آشکار و پنهان کشورهای منطقه در جلوگیری از بالاگرفتن تنش ها را نادیده گرفت. زیرا در صورت بروز یک جنگ فراگیر یا محدود، هم قطری ها که در خانه های شیشه ای به سر می برند و هم سایر طرف ها، متحمل خسارت هایی خواهند شد. بنابراین طبیعی است که این کشورها تلاش کنند پیش از آنکه در یک فرآیند غیرقابل کنترل، تر و خشک با هم بسوزند، فیتیله نزاع ها را پایین نگه دارند.