آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۷۲۵۴
صفحه آخر
۲۰
حرف روز

راهکار امروزین برای مواجهه با جامعه شوک زده چیست

ایران را به گروه های همدل با حاکمیت محدود نکنیم

دکتر نعمت الله فاضلی

به دنبال اتفاقاتی که در هفته های اخیر شاهد بوده ایم، جامعه ایرانی در موقعیتی اضطراری قرار گرفته است. شرایطی که ریشه و تبار آن خواه ناخواه به سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی حاکمیت پیوند می خورد. اینکه می بینیم مردم به بازخوانی دوباره وقایعی که طی این دهه ها رخ داده مشغول هستند یا به بازنشر آنها در فضای مجازی می پردازند، اتفاق عجیبی نیست؛ وقتی جامعه در موقعیت شوک قرار می گیرد طبیعی است که حافظه جمعی دست به تداعی دوباره همه شوک هایی بزند که در فواصل زمانی نه چندان دور تجربه کرده است. در این بین حتی رسانه های جهانی نیز شروع به بازنمایی این وقایع می کنند و همین عوامل شوک مضاعفی را برای مردم به دنبال دارد. شوکی که این روزها جامعه مان را مبتلا کرده نه تنها از واقعیت ها نشات گرفته بلکه بخشی از آن نتیجه همین بازنمایی و بازخوانی هاست که رنجی مضاعف را در پی داشته است. اما سوال مهم این است که در شرایط فعلی چه می توان کرد؟ پاسخ این سوال در وهله نخست به گروه هایی بازمی گردد که خود را در برابر این موقعیت مسئول می دانند و از همه مهم تر اینکه این گروه ها، چه جایگاهی برای امروز و آینده خود در جامعه ایران ترسیم کرده اند. به طور قطع در شرایط فعلی همه نیروهای فعال در حیات جمعی باید خود را به نوعی مسئول بدانند. از این منظر می توان به چند رویکرد کلی رسید که کارکردی راهکارگونه دارند.

نخست اینکه مسئولیت اصلی در موقعیت شوک مضاعف فعلی با نظام سیاسی و کارگزاران حکمرانی بر کشور است؛ آنان اگر خواهان رفتاری مسئولانه باشند باید قبل از هر اقدامی به بازاندیشی انتقادی جدی درباره هدف ها و سیاست های خود دست بزنند. متولیان باید در موقعیت فعلی، جامعه ایرانی را فراتر از گروه خاصی از حامیان و همدلان حکومتی درنظر بگیرند و باور کنند ایران امروز را جامعه ای متکثر از سبک ها و سلیقه های متفاوت تشکیل می دهد. این نکته را نمی توان نادیده گرفت که بخشی از شوکی که از آن با عنوان شوک مضاعف یاد می کنم ریشه در مواجهه ناکارآمد با همین سلیقه ها و حتی سبک های مختلف زندگی و حتی طرد شدن آنها دارد. این افراد در شوک های جمعی راهی برای ابراز نارضایتی خود به عنوان طردشدگان اجتماعی پیدا می کنند. از همین رو تاکید دارم که لازمه بهبود و التیام بخشی روح جمعی در شرایط امروز بازاندیشی و نقد سیاست های فرهنگی و اجتماعی جامعه است.

دومین مساله ای که نباید آن را فراموش کرد، این است که برای مواجهه صحیح با این وضعیت نباید از اثرگذاری و ضرورت عملکرد صحیح رسانه ها غافل شد. رسانه های کشور نیز به بازاندیشی جدی انتقادی نیاز دارند، به نحوی که شرایطی برای دیده و شنیده شدن صدای همه افراد و گروه های اجتماعی فراهم شود. طی سال ها، گروه های متفاوت با گفتمان رسمی از سوی رسانه های جمعی نادیده گرفته شده اند که این نادیده گرفتن در شرایط فعلی برای مردم حکم نمک روی زخم پاشیدن را دارد. مدیران رسانه ها بویژه رسانه ملی اگر به دنبال بهبود شرایط فعلی هستند می توانند اصل برابری در توجه به همه گروه ها و مردم را مبنای کار خود قرار دهند؛ برقراری عدالت رسانه ای در برخورد با مخاطبان امکان شکل گیری اعتماد میان مخاطبان را فراهم می کند و از طرفی مرهمی بر جراحت های وارد شده خواهد بود. سومین نکته این است که در موقعیت شوک مضاعف بروز حوادث مختلف منجر به سرباز کردن جراحت های اجتماعی و سرریز شدن دردها و رنج ها می شود. در این بین سقوط هواپیما، کشته شدن همه مسافران آن و خطایی که به تازگی رسانه ای شده دلیل مهمی برای جلب توجه مردم ایران و شکل گیری گفت و گوهای جمعی درباره نگرانی آنها نسبت به آینده خود مردم و حتی سرنوشت سیاسی کشورمان شده است. از سوی دیگر در عرصه جهانی هم رسانه ها این مساله را به شکلی جدی در کانون خبرها و گزارش های خود قرار داده اند. در اوضاع و احوال فعلی، مهم ترین اقدام با در نظر گرفتن مسائلی که به برخی از آنها اشاره شد این است که مسئولان و در رده بعدی رسانه ها در صدد پاسخگویی به مطالبه های مردم و شفاف سازی برآیند. مسئولان باید به مردم نشان بدهند که خواست جمعی مردم را در تمام حوزه ها دنبال خواهند کرد. گفتمان رسمی کشور باید از این فرصت استفاده کند و نشان بدهد که خواهان برقراری شفافیت در پاسخگویی به شبهات ایجاد شده و کمک به برقراری دموکراسی است.