آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۸۰۲
ورزش
۱۸

به جا مانده از یک جدل لفظی زشت

میراث مدیریت دولتی

دنیای اقتصاد : با گشوده شدن پنجره نقل وانتقالاتی زمستان، باشگاه های مختلف به دنبال ترمیم نقاط ضعف شان رفتند و در این میان آیاندا پاتوسی، بازیکن سابق استقلال هم یک گزینه محبوب برای تیم های ایرانی بود. پاتوسی قابلیت هایش را در نیم فصل دوم لیگ هجدهم نشان داد و پس از آن بر خلاف میل باشگاه استقلال، همراه با وینفرد شفر راهی بنی یاس در لیگ امارات شد. او در نیم فصل اول نتوانست انتظارات را برآورده کند و عملکردی ضعیف در تیم رده یازدهم از جدول 14 تیمی امارات به جا گذاشت.

بر همین اساس هم بنی یاس تمایلی به ادامه همکاری با او نشان نداد تا باشگاه هایی همچون استقلال، سپاهان و فولاد خوزستان در پی جذب این بازیکن باشند. در کشاکشی که به این منظور رخ داد و در شرایطی که شایعه شده بود کار حضور پاتوسی در استقلال تمام شده، ناگهان خبر انتقال قطعی این هافبک هجومی به فولاد خوزستان منتشر شد. اینجا بود که سعید آذری، مدیرعامل پرمصاحبه فولاد وارد گود شد و با ادبیاتی عجیب و مداخله جویانه به نوعی بابت خرید پاتوسی فخرفروشی کرد. آذری ابراز امیدواری کرد شرایط مدیریتی باشگاه استقلال سامان پیدا کند. در این میان طبیعی بود که مدیران تیم تهرانی آرام نمانند؛ بنابراین آنها هم بیانیه ای نوشتند و در کنار کلی تشر و طعنه، سابقه خریداری شدن یک بازیکن هپاتیتی توسط آذری را به وی یادآوری کردند. در نهایت کار طرفین به طرح شکایت علیه هم کشید تا دو پرونده جدید قضایی در فوتبال ایران باز شود.

 فارغ از اینکه چه کسی در این داستان بیشتر مقصر است، به نظر می رسد این جدال کلامی عجیب و سوژه آن را بتوان از مصادیق کجراهه مدیریت دولتی در فوتبال ایران دانست؛ سبکی که عمدتا متکی به «مدیریت هزینه» است و خودش را معاف از تولید ارزش می داند. البته که پاتوسی بازیکن بدی نیست، اما درگرفتن دعوا بر سر اینکه «ما زودتر پول دادیم» و «ما بهتر ارز را از مملکت خارج کردیم» واقعا نوبر است! مدیرعامل فولاد به آشنایی اش با کانال های حواله ارز به حساب های خارجی تفاخر می کند؛ این در حالی است که در معادلات فوتبال ایران، همیشه فولاد را به عنوان باشگاهی استعدادیاب و سازنده می شناختیم. نه اینکه مخالف بازیکن و مربی خارجی باشیم؛ هرگز. بحث بر سر این است که کاش به جای پز دادن با واریز دلار به حساب های خارجی، می توانستیم خودمان بازیکن بسازیم یا آن دسته از بازیکنان خارجی ارزان قیمتی را کشف کنیم که با کمترین هزینه قابلیت تبدیل شدن به ستاره را دارند؛ امثال کولی بالی، دخسوس و بسیاری دیگر که در این سال ها با بودجه کم وارد فوتبال ایران شدند و کار را درآوردند. اینکه امروز سه، چهار باشگاه بزرگ ما بر سر بازیکن مازاد لیگ امارات بجنگند و کار به این قبیل مجادله های دور از شان بکشد، واقعا شایسته نیست. نقطه پایان این مطلب، نقطه آغاز همان بحث همیشگی است؛ اینکه آیا اگر فوتبال ما خصوصی بود، باز باشگاه های ایرانی پز پرداخت 250 هزار دلاری برای بازیکنی که در نیم فصل گذشته فقط دو پاس گل داده و ظاهرا در تست پزشکی هم شرکت نمی کند، می دادند؟