آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۱
صفحه اول
۱
نقد و نظر

کاش عقلانیت در قلم باشد

سجاد سیف

اتفاقات تلخ و ناگواری بر این ملک و مملکت سایه انداخته است. هر بار که سوگی و داغی بر این مردم مهربان و آرمانخواه و حق طلب می رود ناخودآگاه جمله ای بر ذهنم نقش می بندد که یک غم دارم که جای صد غم است... آخر این همه خبر تلخ مگر می شود. همه می دانند و می دانیم آغاز و عامل هر چه می کشیم از ترامپ و عقده گشایی و تجاوز گری امریکاست! منطق را حکم کنیم تردیدی نیست منشا این همه تلخی از کشتن ناجوانمردانه سردار سپهبد سلیمانی آغاز شد و امریکای جنایتکار از هیچ تهدیدی فروگذار نکرده و نخواهد کرد. بله می پذیریم در فضای تهدید و ارعابی که امریکا ایجاد کرده بود چنین اشتباه هولناکی رخ داده است .

اصلا حکایت و ضرب المثل داریم

یک دیوانه (امریکا) سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند. این حکایت اشاره به خراب شدن و گره خوردن کار به دست افراد نادان و بی فکر و کم تجربه است که باعث دردسر بقیه می شود و حتی افراد عاقل و مجرب هم از اصلاح آن ناتوانند. از دیوانگی و جنون ترامپ هرگز نمی شود گذشت و نمی گذریم اما مردم بی تدبیری داخلی ها را هم نمی پذیرند. امروز آنچه بر این مردم آگاه و احساسات پاک و عمیق آنان می رود را نمی شود ننوشت و نمی شود واکنشی نداشت.

همه غم زده ایم! سوگواریم! متاسفیم!

اما گله مندیم از این همه سهل انگاری و کتمان کاری که با تاخیر در اعلام آن به شبکه های معاند و رسانه های غربی میدان جولان داده ایم تا آنان اعلام کنند و ملت و مملکت را تحقیر کنند. ما می توانستیم و می دانستیم که موشکی از موشک های ما کسر شده است حال هر جا خورده باشد! این رسانه ها که دشمنی خود را با مردم و کشور نشان داده اند بارها با هجمه رسانه ای خود چنین القا می کنند که نظام ایران با فشار افکار عمومی و رسانه ها و کشورهای دیگر مجبور به پاسخ به مردمش و جامعه بین المللی شده است. ناراحتی مردم از این است!بدانید!

بگذارید مردم خود را خالی کنند و بغض خود را؛ اشک کنند!

درست است ما همه ناراحتیم که اعلام می شود:

«بر اثر بروز خطای انسانی و به صورت غیرعمد، هواپیمای اوکراین مورد اصابت موشک قرار گرفته است .»

از طرفی تحسین می کنم عاقلان این مملکت را که شجاعانه با پذیرفتن تبعات اشتباه و خطا با آنکه می دانند با چه هجمه سنگینی مواجه خواهند شد، اما مسوولیت را بر عهده گرفته اند. پس اگر مردم ناراحتند که هستند از آنها خرده نگیرید! بگذارید خالی بشوند از این همه داغ و ثلمه! از این همه سوگ و سهل انگاری از داغ سانچی، از ترمز اتوبوس دانشگاه آزاد، از آوار پلاسکو، از غفلت سرپل ذهاب، از کوتاهی در معدن، از سیل آق قلا و سیل دروازه قرآن شیراز و...

یادمان باشد این مردم همان هایی هستند که در سوگ سرباز وطن حاج قاسم سلیمانی به میدان آمدند و صحنه های بدیع و میلیونی به نشانه احترام و ارزش ثبت کردند.

مردم از گفتن صداقت ناراحت نیستند از تاخیر در تعلل و بازی با احساسات ناراحتند! آنان داغ سردار بر دل دارند و سوگوار حاج قاسم و دست قلم شده او و جان باختگان کرمان و هواپیمای خطوط هوایی اوکراین هستند و خواهند بود. نگارنده این سطور در حالی می نویسد که بر نقش امریکای جنایتکار قلم نکشیده است اما می خواهد بر بعضی رسانه ها نقدی وارد کند که با بی تدبیری در کلام و قلم و با تبعیت های بی چون و چرا تنها یک حرف را تکرار می کنند و خوراک غلط به جامعه صادق و مردم نجیب کشورم می دهند و هرگز نقش و وظیفه جست وجوگری و دقت و بررسی را دنبال نمی کنند. این رسالت مدت هاست فراموش شده است حال می خواهم بدانم روزنامه ای که در برابر این تراژدی غمناک و هولناک نوشته بود: به دنبال این سانحه دلخراش، مقامات امریکایی و غربی به سیاق همیشگی شان مشغول دروغ پردازی، فضاسازی و اتهام پراکنی علیه ایران شدند و با ایجاد جنگ روانی ادعا کردند که عامل سرنگونی این هواپیما، شلیک موشک بوده است!

فردا چه خواهند نوشت. من روزنامه های فردا را می خوانم!