آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۱
سیاست
۲
چهره روز

مسعود رضایی، نماینده اصلاح طلب شیراز: شفافیت انتخابات ممکن نیست مگر در انتخاباتی حزبی

نماینده شدن هزینه دارد و رسیدن به کرسی های ساختمان هرمی بهارستان برای برخی خیلی گران تر از آنچه تصور می شود، آب می خورد. گاهی صحبت از هزینه های چند صد میلیون به میان می آید و گاهی هم رقم ها آنقدر سرسام آور می شود که میلیارد را هم رد می کند و به قول برخی نمایندگان «معلوم نیست این نمایندگان بر اساس کدام قاعده سود و فایده وارد چنین معامله ای می شوند.» اول دی ماه بود که بر اساس همین حرف و حدیث هایی که همواره در همه انتخابات ها مطرح بوده است، نمایندگان مجلس طرحی دو فوریتی با عنوان طرح «شفاف سازی هزینه های انتخاباتی» را به صحن علنی مجلس آوردند و آن را درست چند هفته مانده به انتخابات به تصویب رساندند و جالب آنکه اظهارنظر در این رابطه کم نبود؛ برخی این طرح را گامی به سوی شفافیت و جلوگیری از نفوذ پول های کثیف به انتخابات دانستند و برخی هم تحقق چنین مساله ای را ناممکن توصیف کردند. به بیان دیگر منتقدان این طرح معتقد بودند این طرح نمی تواند همه آنچه را که مدنظر قانونگذار است، تامین کند؛ چراکه ابزار و لوازم نظارت برای اجرای صحیح قانون وجود ندارد و از سوی دیگر راه های مختلفی می توان متصور بود برای آنکه متخلفان بتوانند از آنها برای دور زدن قانون استفاده کنند.

در این راستا «مسعود رضایی» عضو اصلاح طلب کمیسیون اجتماعی مجلس درباره اینکه طرح دوفوریتی شفاف سازی اموال نامزدهای انتخاباتی چقدر ضمانت اجرایی دارد به اعتمادآنلاین می گوید: «شفافیت مالی نامزدهای انتخاباتی بیشتر جنبه نمادین دارد و قابلیت اجرای واقعی را ندارد.» رضایی که از زمره افرادی است که معتقد است، راه فرار برای متخلفان در قانون وجود دارد درباره چند و چون اجرای این طرح دوفوریتی می گوید:«معمولا نامزدهای انتخاباتی کمک هزینه ای را که برای تبلیغات انتخاباتی از افراد دریافت می کنند، اعلام نمی کنند، اشخاصی هم که بنابر دلایل دوستی یا حتی سیاسی به نامزدهای انتخاباتی کمک مالی می کنند این موضوع را بیان نمی کنند.»

نکته ای که در این میان وجود دارد، مساله ضمانت اجراست؛ چراکه عامل اصلی اجرای صحیح قوانین ضمانت های اجرایی است که برای آن متصور می شود. در این زمینه نیز این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس می گوید:«به دلیل عدم شفافیت هزینه کرد مالی و انتخاباتی، قانون شفافیت مالی نامزدهای انتخاباتی ضمانت اجرایی ندارد و قابل اجرایی شدن نیست.» آنچه نماینده شیراز در این میان موثر می داند اما کنترل تمامی خروجی ها و ورودی های حساب کاندیداهای انتخاباتی است. رضایی می گوید:«اگر قانونی تصویب شود که کلیه هزینه کردهای هر نامزد انتخاباتی به طور شفاف و کاملا مشخص در دفتری ثبت شود و همه ورودی ها و خروجی های مالی در یک حساب مشخص وارد شود، می تواند موثر باشد؛ یعنی فقط بر اساس ورودی های آن حساب برای شخص هزینه شود و بیش از میزان وارد شده در آن حساب مشخص امکان هزینه وجود نداشته باشد، می تواند طرح کنترلی موفقی باشد.»

مسعود رضایی با اشاره به اینکه در جهت اجرای این قانون از نامزدهای انتخاباتی شماره حساب هایی گرفته شده است، می گوید:«در حال حاضر مجلس طی مصوبه ای، نامزدهای انتخاباتی را ملزم به معرفی حسابی برای مشخص کردن میزان ورودی و خروجی هزینه های انتخاباتی کرده ولی اینکه این طرح به چه شکلی اجرا شود و نامزدها را چطور بتوانند به اجرای صحیح این طرح مقید کنند، کار سختی است.» اما آن طور که این نماینده مجلس توضیح می دهد حتی در همین که قرار است، حساب های بانکی نمایندگان نیز زیر ذره بین قرار بگیرد، باز پایان کار نیست. او می گوید:«معمولا در حساب های رسمی چون شفافیت وجود ندارد بسیاری از ورودی ها و خروجی ها اعلام نمی شود و به حساب نمی آید و به طور یقین به دلیل همین عدم شفافیت در قانون هم نمی توان مشخص کرد این هزینه کردها چقدر واقعی است.»

همیشه وقتی پای انتخابات و شفافیت های مالی به میان می آید، یک سوی ماجرا به نبود حزب و پای لنگ آن ختم می شود؛ چراکه کنترل هزینه کردهای چند حزب همواره می تواند آسان تر و دقیق تر از نظارت بر چند صد کاندیدای انتخابات باشد. در این زمینه نیز رضایی به نقد کارکرد احزاب می پردازد و در این رابطه می گوید:«اگر انتخابات در کشورمان به صورت حزبی و تشکیلاتی صورت می گرفت و حزب مسوول هزینه کرد و تامین بودجه انتخاباتی نامزدهایش بود، آن زمان می شد از کانال رسمی حزب که یک ساختار است، میزان دقیق هزینه کردهای انتخاباتی را کنترل کرد.»

با توجه به این صحبت های رضایی باید گفت، تحزب در ایران همواره به انحا مختلف مانع از فعالیت های آنها شده است؛ به طوری که به جرات می توان گفت امروز جامعه سیاسی ایران جای خالی احزابی که بتوانند در نوع خود تاثیرگذار باشند را احساس می کند. حتی در موضوع بررسی صلاحیت ها نیز بسیاری از شخصیت های سیاسی معتقد بودند اگر این مساله به احزاب سپرده می شد، مشخص بود که نظارت بر عملکرد نمایندگان احزاب در عرصه های مختلف می توانست دقیق تر صورت بگیرد؛ مضاف بر آنکه کنار گذاشتن چهره هایی که به لحاظ توانمندی قادرند قدم هایی برای توسعه کشور بردارند، می توانست در سایه این حذف قرار نگیرند؛ از این جهت بیشترین انتقادی که مورد توجه قرار می گیرد آن است که اساسا انتخاباتی که در ایران برگزار می شود، حزبی نیست و حزب در آن تنها نقش معرفی کاندیدا یا نهایتا ارایه یک لیست است؛ موضوعی که نماینده شیراز نیز به آن اشاره می کند و می گوید:«تا زمانی که انتخابات ما به جای حزبی برگزار شدن شخصی و فردی است مثل زندگی خصوصی افراد زیاد قابل اثبات نیست و این طرح را غیرعملیاتی و فرمالیته می دانم.»