آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۹۶۸۳
بین الملل
۹

سید حسن نصرالله: آمریکایی ها دیگر در منطقه امنیت نخواهند داشت

«سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله در سخنرانی دیروز خود اعلام کرد: مقاومت لبنان به برکت ایران و رهبر آن و فرماندهانی مانند سردار «قاسم سلیمانی» به تهدیدی موجودیتی برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله در مراسم هفته سردار شهید «قاسم سلیمانی» و همرزمانش سخنرانی کرد.این سخنرانی که از طریق «ویدئو کنفرانس» است به صورت همزمان در مراکز فرهنگی «امام خمینی» در شهرهای بعلبک، هرمل، نبطیه، بقاع غربی، صور و بنت جبیل پخش شد.

وی ابتدای سخنرانی خود گفت: هفته پیش فرصت کافی نبود که در خصوص شهید سردار قاسم سلیمانی صحبت کنیم اما امروز می توان درباره صفات و ویژگی های دو شهیدی که از دست دادیم، سخن گفت. الحمد لله تا امروز شنیدیم که در کشورهای مختلفی مثل سوریه، فلسطین، عراق، یمن، افغانستان و بسیاری از کشورهای دیگر در بحرین، پاکستان، آفریقا، نیجریه و هند، مراسم بزرگداشت برگزار شده است. اما من آن هایی را بیشتر مدنظر دارم که سردار سلیمانی مستقیم با آن ها مرتبط بود. حاج قاسم صرفا نماینده خودش، خانواده اش یا حتی جمهوری اسلامی نبود. او بهترین پرچمدار  ما در منطقه بود.

نصرالله ادامه داد: هر کس از کشور خودش صحبت می کند و من از لبنان سخن خواهم گفت و کمی هم از ابومهدی المهندس سخن خواهم گفت. مقصود از این سخنان هم این است که نمونه ای از فرمانده جهادی اسلامی واقعی را نشان دهیم که مکتب امام خمینی و ارزش های انقلاب مبارک اسلامی ارائه کرده است. ما در لبنان شناخت مان در حزب الله با حاج قاسم از سال 1999 شروع شد که ایشان فرمانده نیروی قدس شد.

دبیرکل حزب الله گفت: او منتظر نشد که ما به ایران برویم و به او تبرک بگوییم و مکانیزم کار را هماهنگی کنیم. او با فرماندهان جهادی و بسیاری از عناصر مقاومت ارتباط گرفت و روابط محکمی را تا مرحله شهادتش آغاز کرد. با آن که در ابتدا مانعی به نام زبان وجود داشت، این مشکل را از ابتدا حس نکردیم و وی خیلی سریع با یادگیری زبان عربی این مانع را برداشت... او مثل همه مجاهدان عادی دیگر بود. حضور او میان ما همیشه و حتی در خاکریزها و خطوط مقدم پررنگ بود، شاید در عراق این حضور  اکنون پررنگ تر و بیشتر دیده شود.

نصرالله تصریح کرد:همه مجاهدان مشتاق وی بودند و او نیز مشتاق آنان بود. همه او را دوست داشتند و او نیز همه مجاهدان را دوست می داشت. او مکرر نزد ما می آمد. وقتی ایشان فرمانده نیروی قدس شد، دیگر نیازی به ارسال پیام و درخواست کمک و این جور مسائل نبود بلکه او همیشه در کنار ما بود و نیازهای ما را دنبال و فراهم می کرد، حتی گاهی بیشتر از آن چه نیاز یا توقع داشتیم. همیشه کمک ما بود و کمک هایی که می داد مادی، معنوی و فکری بود، سابقا کسی چنین چیزی را حس نکرده بود و سراغ نداشت.

دبیرکل حزب الله ادامه داد: ابتدای حضور او در فرماندهی نیروی قدس در سال 1999 بود که به آزادسازی سال 2000 منجر شد. او شریک آزادسازی 2000 بود. نه ما از این سخن گفته بودیم نه او چیزی گفته بود. اما پس از شهادتش باید این حقیقت را بیان کرد بعد از این عقب نشینی که اسرائیل در سال 2000 انجام داد، معلوم نبود که افق به چه سمت و سویی است... لبنان هنوز در معرض انتقام و طمع ورزی های اسرائیل بود. اندیشمندان اسرائیلی می گفتند که این پیروزی راهبردی است و تبعاتی خواهد داشت. بنابراین دشمن تلاش کرد که توانمندی مقاومت را محدود کند. از این جا قدرت موشکی که بارها از آن سخن گفتیم، شکل گرفت و حاج قاسم ما را روزانه همراهی می کرد؛ اذعان می کنم که شاید برخی از ما خسته می شدیم و نیاز به استراحت داشتیم حاج قاسم یادآوری می کرد که ما زمان نداریم و دشمن اسرائیلی روبه روی ماست.

نصرالله گفت: وی در زمان جنگ 2006 (جنگ 33 روزه) به بیروت آمد و گفتیم جنگ است چطور به این جا آمدید. به هر حال به ضاحیه آمد و ایام جنگ را نزد ما بود. او می توانست در تهران بماند و از آن جا به ما کمک رسانی کند و در هماهنگی با فرماندهان ایرانی باشد اما او گفت نمی تواند در تهران بماند. او می گفت یا با شما زنده می مانم یا با شما می میرم. تا این که جنگ به پایان رسید و چند روز قبلش معلوم بود که جنگ رو به پایان است. او گفت که جنگ رو به پایان است و من به زودی به تهران می روم. از من چه می خواهید؟ ما گفتیم که مردمی که آواره شده اند خانه خود را از دست داده اند و نیازمند کمک هستند و بی پناه مانده اند. این مسئله اولویت او بود و زمانی که به تهران رسید  آن را برای ما تامین کرد و هیچ کس در پی این اقدام بیرون نماند و همه به خانه هایشان بازگشتند .

ایران پس از این هم در بازسازی نقش بزرگی ایفا کرد و بعد از 2006 تلاشش را با کار بیشتر و در افقی گسترده تر ادامه داد.

وی درباره سوریه گفت: عده ای، برخی دستاوردها را سبک می شمارند. مثلا می گفتند یعنی چه و این چه دستاوردی است که از النصره و داعش هزار نیرو در جرود لبنان (شرق لبنان نزدیک مرز سوریه) مستقر بود و شما این ها را شکست دادید...اگر شکست داعش در سوریه نبود، نمی شد داعش را از جرود (شرق لبنان) بیرون کرد.

نصرالله در ادامه تصریح کرد: بعد از داعش قدرتی و امکاناتی که مقاومت در نیروی بازدارندگی و تجربه به دست آورد، -طبق گفته مسئولان اسرائیلی- لبنانی که همیشه آن را ضعیف ترین حلقه مقاومت می دانستند و آن را با گروه موسیقی مقایسه می کردند، به یکی از جدی ترین تهدیدها  برای اسرائیل تبدیل شد. بعد از 2006 ما را تهدید راهبردی نامیدند و اکنون یک درجه ما را بالا بردند و می گویند تهدیدی موجودیتی. مقاومت اکنون علاوه بر توان دفاع از خود، توان دفاع از   ذخایر لبنان را نیز دارد و می تواند توازن بازدارندگی ایجاد کند و این به برکت امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب و مسئولیت پذیری و جان فشانی و فداکاری حاج قاسم سلیمانی حاصل شده است.

دبیرکل حزب الله گفت: با همه این کمک ها و تواضع و دوستی و برادری که بین ما بود، یک روز هم بر ما منتی نگذاشت و یا هیچ سخن یا عبارتی نگفت که منتی گذاشته باشد. هیچ وقت نگفت که من در جنگ با شما بودم و سلاح به شما دادیم و از این قبیل حرف ها. همیشه می گفت که من وظیفه ام را برای رضای خدا انجام می دهم و امیدوارم که در قیامت خدا را ملاقات کنم و این ذخیره ای برای من باشد؛ او حتی بیش از این می گفت  من خادم شما هستم. در طول این سال ها، بیش از بیست سال ، حاج قاسم هیچ چیز از ما نخواست و دستوری به ما نداد و جمهوری اسلامی ایران هم از ما چیزی نخواست.

وی  در ادامه   اعلام کرد: در مقایسه با ارتباط برقرار کردن با دیگر کشورها و احزاب و سرویس های اطلاعاتی ، این نوع فرماندهی را نمی توان یافت. در زمان امام خمینی و امام خامنه ای این کشور و این دولت و نظام را این چنین هدایت می کنند و این را مسئولیت خود در حمایت از مردم مستضعف و مظلوم می دانند و حتی تقدیر و تشکر از ما نمی خواهند. چنین چیزی را جای دیگری نمی بینید. برای همین به گروه های مقاومت لقب «آلت دست های ایران» می دهند.