آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۷۲۵۴
تاریخ
۱۵

سالگرد صدور فرمان تاسیس عدالتخانه از سوی مظفرالدین شاه

شاهی که عاقبت به خیر شد

مظفر شاهدی

مظفرالدین شاه، پنجمین پادشاه سلسله قاجار، درست 40 روز پس از ترور و قتل پدرش ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی، به مقام سلطنت رسید. ناصرالدین شاه، در 12 اردیبهشت 1275/ 18 ذیقعده 1313 برابر با 1 مه 1869، ترور شده بود. مظفرالدین شاه بخش اعظمی از دوره نوجوانی و جوانی خود را به عنوان ولیعهد سپری کرده بود؛ و قرائن نشان می داد، هرگاه، ناصرالدین شاه، به تیر غیب گرفتار نمی آمد و به عمر طبیعی می زیست، احتمالا مظفرالدین میرزای ولیعهد، هیچ گاه، شانسی برای صعود به سریر سلطنت پیدا نمی کرد. چه این که، مظفرالدین شاه، هنگام ترور ناصرالدین شاه، حدود 43 سال سن داشت و دوره سلطنت او، فقط کمی بیش از 10 سال، به طول انجامید. مظفرالدین شاه، در 3 فروردین 1232/ 12 جمادی الثانی 1269 برابر با 23 مارس 1853، متولد شد و 12 دی 1285/ 18 ذیقعده 1324 برابر با 3 ژانویه 1907، در تهران، درگذشت و در کربلای معلی به خاک سپرده شد. مظفرالدین شاه، به هنگام مرگ، حدود 53 سال و 9 ماه و 10 روز، سن داشت. اگرچه، مظفرالدین شاه، به لحاظ فردی و کاراکتر اجتماعی و سیاسی، عموما، شخصیتی ضعیف و بلکه فاقد اراده و ناتوان توصیف شده است؛ اما، دوره کمابیش 10ساله سلطنت او، به دلیل آنکه مقدمات تکوین، شکل گیری و نهایتا پیروزی انقلاب مشروطیت ایران را فراهم آورد؛ برهه ای مهم، در تاریخ معاصر ایران، محسوب می شود.در این دوره 10ساله، از یک سو، شاهد گسترش بیش از پیش نفوذ و حضور سلطه جویانه سیاسی، نظامی- امنیتی و اقتصادی- مالی دو کشور انگلستان و روسیه تزاری، در ایران هستیم؛ از سوی دیگر، برخلاف دوره سلطنت ناصرالدین شاه، خواسته یا ناخواسته، از دامنه کنترل ها و نظارت های امنیتی- سیاسی و اجتماعی حکومت، بر مردم کشور از اقشار مختلف، کاسته شد. در همان حال، فساد و ناکارآمدی سیاسی، اقتصادی و مدیریتی دامنگیر کلیت حکومت، که با گسترش فقر و ناامنی های عمومی، در مناطق مختلف، همراه بود، فضای کلی کشور را مهیای بروز نارضایتی ها، التهابات و بلکه نافرمانی های سیاسی و اجتماعی محسوسی می کرد. البته که پیشینه اقبال اقشاری از الیت سیاسی و اداری ممالک محروسه ایران به افکار و اندیشه های نو و مدرن سیاسی و اجتماعی، لااقل به اواخر دوره سلطنت محمدشاه و اوایل دوره سلطنت ناصرالدین شاه می رسید؛ اما، در دوره سلطنت مظفرالدین شاه، فرصت های مغتنم روزافزونی برای ورود، طرح و به سطح آمدن جدی تر و عیان تر اینگونه افکار و اندیشه های نو، در میان اقشار میانی و فوقانی جامعه، در درون و بیرون از حاکمیت، فراهم شد.

در آن میان، تاجایی که به مظفرالدین شاه مربوط می شد، ترکیب متعارضی از اقدامات و موضع گیری های او، به فرآیند گسترش اعتراضات عمومی منتهی به صدور فرمان موسوم به مشروطیت کمک کرد. سفرهای سه گانه مظفرالدین شاه به اروپا، که عمدتا به مدد اخذ وام های کلان سخت تعهدآور از دو کشور سلطه جوی انگلستان و (بالاخص) روسیه تزاری، صورت عملی به خود گرفت؛ در شرایط افلاس و درماندگی مالی و گسترش دامنه فساد و ناکارآمدی دستگاه اداری و سیاسی حکومت، افکار عمومی را، که دیگر آن فضای امنیتی دوره ناصرالدین شاه هم گریبانگیرش نبود و با سهولت بیشتری می توانست با جریان نوگرای (سیاسی و دینی) درون و بیرون از حاکمیت در ارتباط قرار گیرد، با آمادگی فکری و اجتماعی تاثیرگذارتری علیه وضع نابهنجار موجود بسیج می کرد. بویژه، طی دو سه ساله منتهی به پیروزی انقلاب مشروطه، دامنه اعتراضات سیاسی و اجتماعی، که غالبا مستقیم و غیرمستقیم شخص شاه و مقامات درجه اول دولت و حکومت را هدف قرار داده، ضرورت تغییر در وضع نابهنجار موجود را یادآور می شد، افزایشی بی سابقه پیدا کرده بود. اگرچه هنوز، در میان کارگزاران درجه اول حکومت، طرفداران برخورد شدید و بدون اغماض با معترضان تحول خواه، کم نبودند؛ اما تردید کمی وجود دارد که، هرگاه، فردی جز مظفرالدین شاه (از جمله برادرش مسعودمیرزا ظل السلطان یا فرزندش محمدعلی میرزا)، در ایران سلطنت می کرد، انقلاب مشروطه ایران، تا آن حد، آسان و کم هزینه به پیروزی نمی رسید. بدین ترتیب، مظفرالدین شاه، بی آن که تا همین الان هم آشکار شده باشد، تا چه حد، متاثر از آنچه در ممالک یوروپ می گذشت، به نظام های سیاسی دموکراتیک، علاقه مند شده بود؛ با صدور فرمان موسوم به مشروطیت، توشیح قانون اساسی و همراهی در تشکیل نخستین مجلس شورای ملی، در نگاه قاطبه مردم ایران، عاقبت به خیر شد. شاید، اگر مظفرالدین شاه، لااقل چندسالی، بیش از آن، عمر می کرد، مشروطه ایران، در همان آغاز راه، دچار بحران داخلی زودهنگامی نمی شد و رهبران سیاسی و مذهبی مشروطه (در درون و بیرون از مجلس)، با عقلانیت و تعامل بیشتری با مجموعه دربار و دولت، فرآیندگذار به مرحله ثبات سیاسی و اجتماعی را طی می کردند.