آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۵۵۷۵
جامعه
۱۸

درگفت و گو با کارشناسان، راه های خودمراقبتی درمقابل هجوم اخبار ناگوار را بررسی کرده ایم

راه های جایگزین غصه خوردن

مریم خباز نرگس خانعلی زاده

انگار ماه دی برای ایران خوش یمن نیست. همین سه سال پیش دی ماهش پر بود از خبرهای بد که تلخ ترین آنها فروریختن ساختمان پلاسکو بود. آن ریزش غم انگیز که کمر ایران را شکست. هفت روز دیگر سومین سالگرد جانباختگان این حادثه است و به معجزه زمان، غم این زخم تقریبا التیام یافته، اما از آنجا که دی ماه برای ما همواره آبستن حادثه است امسال نیز مسلسل وار چند پلاسکو را تجربه کردیم آن قدر که دیگر نفس مان زیرهجوم آوار خبرهای بد بند آمده و خیلی هایمان احساس می کنیم بغضی تلخ و سمج بیخ گلویمان نشسته و دست بردار نیست. ما بغض کرده ایم چون عاشق ایرانیم، اشک توی چشم های ماست چون دلداده وطنیم، ناراحتیم چون قلبمان شکسته و روحمان آزار دیده و غصه می خوریم چون می خواهیم سر ایرانمان همیشه بالا باشد. این همه غصه اما برای روح فردی و جمعی مان خوب نیست، این بغض که گلوگیر شده است بدجور در کمین سلامت روان مان نشسته و اگر آزادش بگذاریم به جانمان خواهد افتاد. ما با کارشناسان حوزه های مختلف گفت وگو کرده ایم چون می دانیم ما ملت غمزده ایران که به غم از دست دادن سردار و انهدام هواپیما و واژگونی اتوبوس و جان باختن های کرمان و وحشت سایه جنگ حالا رنج سیل سیستان و بلوچستان و آوارگی مردم آن دیار نیز اضافه شده به شدت نیازمند تسکین هستیم، تسکینی البته از جنس خودمراقبتی، کارهایی که باید خودمان برای خودمان بکنیم و کاری کنیم حالمان بهتر شود.

دیدن و شنیدن اخبار ناگوار برای کودکان ممنوع
رزیتا داوری آشتیانی

زمانی که خبرهای ناگوار درجامعه شدت می گیرد موضوع حفظ سلامت روان کودکان نیز بیش از سایر اوقات اهمیت می یابد، زیرا به دلیل تکامل نیافتن رشد شناختی درکودکان، آنها نسبت به اخبار ناگوار و اضطراب آور آسیب پذیرترند.

در واقع کودکان نمی توانند اخبار را درست تحلیل و تفسیر کنند و در بسیاری از مواقع فکرشان درمواجهه با اخبار زلزله، سیل، جنگ و مسائلی از این قبیل تا مدت ها مشغول می شود.

بنابراین انتظار می رود با فراهم کردن آسایش و رفاه روانی و اجتماعی، سلامت روان کودک در شرایط بحرانی حفظ شود به خصوص برای کودکانی که زمینه مشکلات اضطرابی دارند و در مواجهه با اخبار منفی بیشتر در معرض آسیب قرار می گیرند.

نقش خانواده در حفظ سلامت روانی کودکان در بحران های اجتماعی و طبیعی نقشی کلیدی است.

والدین باید مراقب باشند فرزندانشان در معرض اخباری که محتوای خشن دارد قرار نگیرند زیرا این تصاویر و صحنه ها تا مدت ها ذهن کودکان را به چالش می کشد و در مواردی مشاهده شده کودک بر اثر این اتفاقات از رفتن به مدرسه امتناع کرده و حتی در تغذیه و خواب دچار اختلال شده است. اگر کودکی از رفتن به مدرسه امتناع می کند، شب ها نمی خوابد، در خواب کابوس می بیند، حاضر نیست تنها در اتاقش بخوابد یا این که دچار علائم جسمی همچون دل درد، حالت تهوع و سر درد شده است همه اینها ممکن است بر اثر شنیدن اخبار اضطراب آور باشد.

البته آسیب روانی کودکان به واکنش های والدین نیز بسیار وابسته است.

والدینی که خود دچار اضطراب اند و دائم اخبار را پیگیری و درباره آن بحث و ابراز نگرانی می کنند فرزندشان را تحت تاثیر قرار می دهند.

بنابراین باید گفت سبک زندگی والدین در سلامت روان کودکان نقش زیادی دارد به طوری که بیشتر کودکان مضطرب، والدین مضطرب دارند و رفتار آنان مشکلات کودکان شان را تشدید می کند.

تفکر، بصیرت، خودسازی؛ راه آرامش این روزها
حجت السلام روح الله دوستی

درشرایط کنونی که اخبارمنفی و ناگوار فضای جامعه را تحت الشعاع قرار داده، برای کسب آرامش مجدد بهتر است از این اتفاقات تلخ به عنوان امتحان های سخت الهی یاد کنیم؛ موضوعی که در قرآن نیز به آن اشاره شده است.

اگرهمه اتفاقات ناگوار روزهای اخیر را تنها به چشم یک حادثه ببینیم، ناراحتی های روحی و قلبی مان بزرگ می شود و شاید به سختی بتوانیم با غم و اندوه ناشی از آن کنار بیاییم، اما اگر به آنها به چشم امتحان های سخت خداوند نگاه کنیم، قطعا هضمش برایمان راحت تر خواهد بود و آرامش قلبی بیشتری خواهیم یافت و امیدی جز به خدای بزرگ نخواهیم داشت. بهتر است درچنین شرایطی به این فکر کنیم که داریم در مقام امتحان شونده محک می خوریم و عیارمان معلوم می شود؛ این که آیا جزو کسانی هستیم که در خوشی ها پای دین می ایستند ولی درمصیبت ها لغزش دارند و از آن دست می کشند یا جزو کسانی که در سختی و آسانی، انحرافی از باورهایشان ندارند.

در این شرایط مرور حوادث کربلا می تواند به مومنین کمک کند و به طرح این پرسش از خود منجر شود که آیا حوادث این روزها از واقعه عاشورا سخت تر و تلخ تر است؟ حضرت عباس هم وقتی اوضاع را در کربلا سخت می بیند به امام حسین(ع) می گوید که ضاق صدری؛ یعنی سینه ام به تنگ آمده اما در بدترین شرایط و در شب عاشورا هم، صدای خنده اهل بیت امام حسین(ع) به آسمان می رفت.

باید با توجه به آیه ها و احادیث به این بیندیشیم که ان شاءا... همه اینها مقدمات ظهور ولی عصرمان (عج) است و باید بتوانیم از این امتحانات سربلند بیرون بیاییم. این روزها باید بیش از همیشه تفکر کنیم تا بتوانیم از دین و از حق به خوبی دفاع کنیم.

باید بصیرت داشته باشیم تا بتوانیم در چنین شرایط سختی، حق را از باطل تشخیص بدهیم و درنهایت خودسازی کنیم.

کسی که به خودسازی فکر می کند، می تواند به نور الهی متبلور شود و با قلبی آرام و مطمئن پذیرای حق باشد. همه اینها راه هایی است که می تواند به بهبود حال مان و بازگشت آرامش فکر و روان مان کمک کند.

روی موج خبر منفی
علی اکبر قاضی زاده

تاثیر هجوم اخبار منفی در ده روز اخیر بر افکار عمومی بی سابقه بوده است و هیچ جامعه ای ظرفیت تحمل این حجم از اخبار بد را در این مدت زمانی کوتاه ندارد. معمولا وقتی یک حادثه غیرطبیعی مثل آتش سوزی ساختمانی معروف، تصادف یک قطار یا سقوط یک هواپیما رخ می دهد، اخبار مربوط به این حادثه حداقل برای شش ماه روی جامعه تاثیرات منفی می گذارد، حال وقتی برای ده روز متوالی، انواع و اقسام حوادث در یک جامعه رخ دهد، خواه ناخواه اخبار این حوادث فضایی بسیار منفی را در جامعه ایجاد خواهد کرد.

این وضعیت رسانه های رسمی را نیز دچار سردرگمی می کند، زیرا این رسانه ها باید اخبار خود را از یک منبع رسمی دریافت کنند و به اطلاع مردم برسانند، ولی متاسفانه معمولا در شرایط حساس، اخبار واقعی از رسانه ها پنهان نگاه داشته می شود. اما در این شرایط باید سازمانی مرکزی وجود داشته باشد تا اخبار صحیح را به موقع به رسانه ها اعلام کند.

با این حال، در سانحه سقوط هواپیمای اوکراینی شاهد آن بودیم که در سه روز اول، هیچ خبر صحیحی از مراجع رسمی به رسانه ها منتقل نشد و حتی رسانه های رسمی کشور در روز اول بعد از این حادثه در سکوت محض فرو رفته بودند.

این در حالی است که در چنین شرایطی، شهروندان نیاز فوری به دریافت اخبار صحیح دارند و وقتی این اخبار از سوی رسانه های رسمی به اطلاع آنها نمی رسد، طبیعی است که مردم سراغ رسانه هایی می روند که به آنها خبر جعلی جهت دار می دهد.

در مجموع باید گفت رسانه های ما در زمینه اطلاع رسانی صحیح به مردم به خصوص در شرایط حساس بسیار ضعیف عمل می کنند، اما این رسانه ها باید توجه داشته باشند تا زمانی که با مردم صادق نباشند، راه را برای جریان های خبری بیگانه باز می کنند؛ اتفاقی که به هیچ وجه به سود کشور و منافع ملی ما نیست. 

کارهایی بکنیم که دوست داریم
حسن موسوی چلک

همه ما معمولا در طول زندگی به کرات خبرهای منفی و نگران کننده را می شنویم که تعدادی از آنها به زندگی شخصی و تعدادی از آنها به زندگی اجتماعی مان مربوط است. پس وقوع حوادث در زندگی همه انسان ها طبیعی است، اما اتفاقاتی که در این مدت برای کشورمان رخ داده آن قدر بد و تلخ و آن چنان پرتعداد و پشت سر هم بود که احساس می شود همه به نوعی دمغ اند و انرژی ندارند. بعد از شهادت سردارسلیمانی و همرزمانش به سبب مشارکت مردم در تشییع پیکرها، از تلخی این اتفاق کاسته شد به طوری که مردم باور داشتند شهید سلیمانی از سردارسلیمانی قوی تر است. اما پس از آن اتفاقاتی رخ داد که سلامت اجتماعی را تحت الشعاع قرار داد، آن هم با پیشینه اتفاقات مربوط به گران شدن بنزین که محملی شد برای از دست رفتن شادابی اجتماعی به طوری که این روزها همه جا مردم درباره این اتفاقات حرف می زنند و بیش از گذشته برای یافتن اخبار و تحلیل های جدید سرشان درگوشی ها و فضای مجازی است. ما مردم در مواجهه با این اخبار می توانیم دو گونه عمل کنیم، اول این که مکرر اخبارمنفی را بشنویم و دنبال کنیم و انرژی های منفی را درون مان تلنبار کنیم و دوم این که در عین خبرگیری از اوضاع، به روز بودن و همدردی با جامعه از وارد کردن فشارهای روانی به خود پرهیز کنیم. افراد هر جامعه دو دسته اند، عده ای که تجربه و مهارت مدیریت هیجانات را دارند وعده ای که از چنین توانایی هایی بی بهره اند. گروه اول قادرند دست به خود مراقبتی بزنند ولی گروه دوم دچار اضطراب می شوند و در نتیجه کیفیت زندگی، روابط اجتماعی و نقش هایی که باید ایفا کنند تحت تاثیر قرار می گیرد. خطاب به گروه دوم باید گفت حوادثی که در روزهای اخیر برای کشور اتفاق افتاد خارج از کنترل مردم بوده و آنها هیچ نقشی در بروزشان نداشته اند؛ پس درعین حال که باید دست به همدلی زد ولی برای شکسته نشدن مقابل حوادث باید مدیریت به خرج داد و از خود مراقبت کرد. یکی از راه ها این است که اخبار منفی را کمتر بخوانیم و بشنویم و باز نشر دهیم، درعوض بیشتر با خانواده و دوستان باشیم و برای تقویت روابط اجتماعی تلاش کنیم و به کارهای گروهی روی بیاوریم. اینها همه راه هایی برای خود مراقبتی است که البته مراقبت از خود از هر فردی به فرد دیگر فرق می کند؛ زیرا افراد با انجام کارهای مختلف شاد می شوند و نمی شود برای همه نسخه ای واحد پیچید اما خلاصه این است که برای دور شدن از غصه هایی که این روزها بر جامعه هجوم آورده باید کارهایی را انجام داد که به آن علاقه داریم و از آنها لذت می بریم. دراین میان البته نقش حاکمیت نیز درحفظ بهداشت روانی جامعه مهم است، حاکمیتی که می تواند با روی آوردن به صداقت و شفافیت، در مسیر اعتمادسازی گام بردارد و برای کاهش نارضایتی ها تلاش کند.

تقویت سواد رسانه ای در شرایط اطلاع رسانی ضعیف
صدیقه ببران

نحوه اطلاع رسانی رسانه های جریان اصلی ما در سانحه سقوط هواپیمای اوکراینی نشان داد این رسانه ها در شرایط بحرانی به هیچ وجه موفق عمل نمی کنند. در چنین شرایطی، مردم برای پیگیری اخبار حوادثی از این دست به سراغ شبکه های اجتماعی می روند؛. شبکه هایی که چون نظارت کافی بر آنها وجود ندارد، صحت اخبارشان به هیچ وجه قابل تایید نیست.

در این وضعیت لازم است مخاطبان ما خود در جهت ارتقای سواد رسانه ای شان تلاش کنند. برای این منظور، مردم باید منابع رسانه ای خود را افزایش دهند و در زمینه دریافت اخبار به یک منبع اتکا نکنند. اصولا مراجعه به منابع متعدد برای دریافت یک خبر به مخاطب کمک می کند متوجه صحت و سقم آن خبر شود. البته این مساله به سواد رسانه ای افراد نیز بستگی دارد و بسته به سطح سواد رسانه ای افراد، لازم است نحوه استفاده آنها از رسانه ها متفاوت باشد. از این رو نمی توان به هر کسی توصیه کرد به منابع خبری متعدد مراجعه کند، زیرا بسیاری از افراد اساسا تاب تحمل دریافت حجم زیادی از اخبار منفی را ندارند. به همین دلیل، این افراد نباید در شرایط بحرانی، دائم به سراغ دریافت اخبار منفی از رسانه های متعدد بروند، زیرا این مساله روی روح و روان آنها تاثیر منفی می گذارد. حال با این که رسانه های جریان اصلی ما گاهی دچار ضعف در اطلاع رسانی می شوند، اما بازهم به مردم توصیه می شود برای این که در زمینه دریافت اخبار در شرایط بحرانی دچار سردرگمی نشوند تا حد ممکن به منابع رسمی مراجعه کنند و به صحت اخبار منتشرشده در منابع غیررسمی اعتماد نکنند. البته به صورت کلی، مردم وقتی با هر خبری حتی در رسانه های رسمی مواجه می شوند، باید با شک و تردید به آن خبر بنگرند و صحت و سقم آن را از منابع رسانه ای گوناگون بررسی کنند. همچنین لازم است مخاطبان تا از صحت یک موضوع مطلع نشده اند، آن را برای افراد دیگر منتشر نکنند. زیرا آحاد جامعه درجات سواد رسانه ای مختلفی دارند و ممکن است هر خبری روی ذهن آنها تاثیر منفی بگذارد. بنابراین کاربران باید از انتشار گسترده هر خبری که از صحت آن مطمئن نیستند، پرهیز کنند. با وجود این باید اذعان کرد در جریان خبررسانی حادثه سقوط هواپیما، رسانه های جریان اصلی ما نه سرعت لازم را در انتشار اخبار داشتند و نه اصول صحت و دقت را رعایت کردند؛ مسال های که در بلند مدت بدون شک به بی اعتمادی شدید مردم به رسانه های رسمی منجر می شود.

بنابراین متاسفانه در جریان سقوط هواپیمای اوکراینی نه فقط در حوزه نظامی با خطای انسانی مواجه بودیم، بلکه در حوزه اطلاع رسانی نیز اتفاق تاسف برانگیزی رخ داد. زیرا رسانه های ما از صحت یک خبر مطلع نبودند و با وجود این، دائم تحلیل ها و نظرات مختلف خود را در قالب خبر به خورد مردم می دادند. همان طور که دیدیم در سه روز نخست بعد از این حادثه شاهد این نارسایی از سوی رسانه ها بودیم که با وجود نداشتن اطلاعات کافی از اصل خبر، در تحلیل هایشان بر صحت یک نظریه ثابت نشده به عنوان نظریه ای متقن اصرار می ورزیدند. این در حالی است که اگر رسانه های ما باهوش بودند، باید تا زمان باز شدن جعبه سیاه این هواپیما از اظهار نظر درباره علت سقوط آن پرهیز می کردند.