آرشیو دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، شماره ۵۵۷۵
صفحه آخر
۲۰
کافه میرداماد

گفت و گو با راحله امینیان، مجری تلویزیون درباره فرهنگ قدردانی

«تشکر» را به زبان جاری کنیم

گفتگو: طاهره آشیانی

 

ممنون، متشکرم، دست شما درد نکنه و. .. آخرین بار از این کلمات که نشان دهنده این است که ما می دانیم در حقمان لطفی شده و باید قدردان آن باشیم، کی استفاده کرده ایم؟ اصلا توجه می کنیم که روزانه چند بار از این واژه ها استفاده می کنیم و برای چه کسانی؟ برای دوست، اعضای خانواده، افرادی که کارهای خدماتی انجام می دهند، رئیس یا کارگر و کارمند و. ..اصلا به این موضوع توجه می کنیم که ما باید قدردان باشیم و هیچ کس در دنیا وجود ندارد که وظیفه داشته باشد برای ما کاری انجام دهد یا لطفی در حقمان کند و اگر می کند نشانه بزرگی روحش است و این که هنوز فطرتش آگاه است و آلوده نشده.

دیروز به نام روز جهانی «تشکر» نامگذاری شده بود تا تلنگری باشد به ما تا یادمان باشد قدردانی کنیم نه برای کارهای بزرگی که برایمان انجام می دهند، بلکه برای کوچک ترین خدمت و محبتی که به ما می دهند.تا یادمان باشد از راننده تاکسی تشکر کنیم هرچند کرایه می گیرد، از نیروی خدماتی که لیوان چای را روی میزمان می گذارد، قدردانی کنیم و نگوییم وظیفه اش است.تا یادمان باشد اگر رئیسمان در شلوغی و ازدحام کارهای روزانه اش به ما وقت ملاقات می دهد و زمانش را برایمان خالی می کند، وظیفه اش نیست باید قدردانش باشیم. اگر کارگر یا کارمند ما منضبط، خلاق و خوش رفتار است، همه اش بابت پول و حقوقی که می گیرد نیست، پس قدردان او باشیم.

آنچه خواندید بخشی از قدردانی هایی است که باید انجام دهیم و شاید که از آنها عبور می کنیم.به این فهرست باید قدردانی از اعضای خانواده را هم اضافه کرد و مهم تر از همه قدردانی از خداوند بابت همه داده ها و نداده ها و حکمت هایش. شاید برای همین است که راندا برن در کتاب معجزه شکرگزاری می گوید اگر شبانه روز مدام در حال تشکر و قدردانی باشیم باز هم وقت کم می آوریم...

قدردانی در ذات آدم هاست

درباره قدردانی و تشکر با راحله امینیان، مجری برنامه به خانه برمی گردیم، هم صحبت شدم. او دکترای روان شناسی دارد و به تازگی پژوهشی را انجام داده که اتفاقا موضوعش درباره قدردانی و تشکر است و این که چرا فرهنگ قدردانی در کشور ما کمرنگ شده است؟

امینیان بر این باور است که شفقت، دوست داشتن و دوست داشته شدن در ذات همه انسان هاست.انسان ها بالفطره تمایل دارند به دیگران عشق بورزند و کاری برای آنها انجام دهند و در قبالش محبت و قدردانی دریافت کنند.

این مجری می گوید: در تمدن ایرانی و فرهنگ اسلامی ما قدردانی ریشه و سابقه چندین هزارساله دارد اما ما دوره گذار را سپری می کنیم، گذر از سنت به مدرنیته که گریزی از آن نیست و این تغییر و گذار هزینه دارد و هزینه اش از دست رفتن برخی رفتارهای درست و خوب است که یکی از آنها همین فرهنگ تشکر است.

شرایط خانواده ها و اجتماع تغییر کرده، مناسبات و آشنایی با فرهنگ های بیگانه که زیاد با فرهنگ ما سنخیت ندارد بیشتر مردم را به سمت انزوایی خودخواسته برده و این که ما به دیگران نیاز نداریم و اگر دیگران برای ما کاری انجام می دهند، وظیفه شان است و لازم نیست ما قدردان آنها باشیم به نوعی خودخواهی و خودمتشکر بودن جامعه ما رو به افزایش است.

قدردانی را به بچه ها آموزش دهیم

ریشه بخش مهم این آسیب به خانواده و رفتار زن و شوهرها نسبت به هم برمی گردد، این که زن و شوهر هر کدام احساس می کنند، دیگری قدردان زحمت های آنها نیست و او را نادیده می گیرد. مرد می گوید من همه روز را بیرون از خانه کار می کنم و همین برای قدردان بودن من از خانواده ای که دارم کافی است و لازم نیست چیزی به زبان بیاورم. زن هم همین موضع را دارد حتی اگر خانه دار باشد. زن و شوهرها یکدیگر را به قلب هایشان و عاطفه درونی شان ارجاع می دهند بدون این که قدردانی را به زبان بیاورند و این اشتباه است. قدردانی و تشکر باید به زبان بیاید یا به شکل هدیه خود را بروز دهد. بچه ها که بزرگ ترها و والدین را می بینند، از قلب و کارهای پنهان آنها آگاهی ندارند، بچه ها می بینند و می شنوند و یاد می گیرند؛ بنابراین اگر می خواهیم فرزندان و کودکان قدردانی را یاد بگیرند، تشکر و سپاس را به زبان بیاوریم تا آنها مدام با این واژه ها رو در رو شوند و یاد بگیرند و در بزرگسالی به یکی از رفتارهای روزمره و عادت آنها تبدیل شود.

فرق خشنودسازی با تشکر

از امینیان می پرسم، برخی آدم ها هم هستند که مدام به دیگران لطف می کنند، به اصطلاح خشنود ساز هستند در هر شرایطی. این آدم ها چه تفاوتی با آدم هایی دارند که قدردانی را با تشکر پاسخ می دهند؟

این مجری می گوید: خشنودسازی یکی از مشکلات روانی است که برخی با آن روبه رویند. آنها برای نشان دادن «خود» مدام به دیگران خدمت کرده و تلاش می کنند دیگران را از خود راضی نگه دارند. این اختلال شخصیتی باعث می شود به مرور آنها تبدیل به انسان هایی خسته کننده شوند و دیگران آنها را منزوی کنند و یا خودشان خسته شوند و کنار بکشند چون به مرور این سوال برایشان مطرح می شود که چرا من به دیگران این همه لطف می کنم اما آنها به من توجهی ندارند.

قدردانی و تشکر باید دو سویه باشد. اصلا چنین نیست که یک نفر به تنهایی بتواند همیشه و به صورت مدام به دیگران محبت کند و خسته نشود یا توقع نداشته باشد که دیگران هم قدردان او باشند.

فرهنگ اسلامی- ایرانی ما غنی از شکرگزاری و تشکر است. به ما آموخته اند که مدام در حال تشکر از خداوند و مردم باشیم تا هم خدا و هم دیگران الطاف خود را به ما بیشتر کنند، همان ضرب المثل قدیمی؛ شکر نعمت، نعمتت افزون کند...

به نظرم مردم کم کم دارند متوجه خلأ و نبود شکرگزاری و تشکر و قدردانی می شوند و چون این فرهنگ در کشور ما سابقه بسیار دیرینه دارد و به نوعی در ژن و ذات ما وجود دارد، به زودی این فرهنگ احیا می شود. فقط باید رسانه ها روی این موضوع کار و آن قدر تکرارش کنند تا در خانواده ها نهادینه شود و سیستم آموزش و پرورش هم به شدت و به صورت مداوم روی آن کار کند. یکی از نقایص آموزش و پرورش ما این است که مهارت آموزی و نوع تعامل و سبک زندگی را به بچه ها آموزش نمی دهد و به نظرم دوره ابتدایی باید متمرکز شود روی این موضوع چون رفتار و گفتار و مهارت درست زندگی کردن اگر مهم تر از ریاضی و علوم نباشد کم اهمیت تر هم نیست.