آرشیو یک‌شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۵
جهان
۷

اکنون لحظه تصمیم گیری درباره خاورمیانه است

از زمان پایان جنگ جهانی دوم، سه دلیل اصلی سیاست خاورمیانه ای آمریکا را شکل داده اند؛ تضمین جریان آزاد منابع انرژی از منطقه، کمک به حفظ امنیت اسرائیل و اطمینان از اینکه هیچ کشور و گروهی نمی تواند قدرت آمریکا را در منطقه به چالش بکشد. به عبارت دیگر به غیر از دلایل استراتژیک، تاریخی و اخلاقی و روابط ویژه سیاسی واشنگتن با تل آویو، نفت مهم ترین دلیل حضور آمریکا در خاورمیانه بوده است.

در اوایل سال 1945میلادی بعد از دیدار فرانکلین روزولت، رئیس جمهوری وقت آمریکا با ملک عبدالعزیز، پادشاه عربستان، آمریکا سیاست هایی را در دستور کار خود قرار داده تا صادرات نفت از خاورمیانه تضمین شود. در حقیقت عملیات طوفان صحرا در سال 1991 «جنگ برای نفت» نبود بلکه جنگی برای محافظت از جریان آزاد انرژی از منطقه خاورمیانه بود. جورج بوش در آن زمان به خوبی روشن کرد که دلایل خاصی برای اعزام 540 هزار نیروی آمریکایی به عربستان و پس از آن فشار بر صدام حسین، دیکتاتور عراق، برای پایان دادن به جنگ با کویت وجود دارد. آمریکا به خوبی می دانست که صدام در صورت پیروزی در این جنگ، به تهدیدی برای اسرائیل و عربستان تبدیل می شد که در نهایت هژمونی آمریکا در منطقه را به چالش می کشید. دقیقا به همین دلیل بوش در چرخشی آشکار در تابستان 1990 خطاب به بغداد گفت «این ایستادگی نیست بلکه تجاوزی است آشکار». اما اکنون خاورمیانه در شرایط متفاوتی قرار دارد. «دیوید هرست»، روزنامه نگار و نویسنده سرشناس بریتانیایی به حوادثی اشاره می کند که سال آینده خاورمیانه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. دیوید هرست دراین باره می نویسد سال جدید و دهه جدید حاصلی جز انزوای بیشتر برای ما نخواهد داشت. جهان غرب روزگاری الگویی برای پیشرفت بود اما اکنون دچار بحران سیاسی عمیقی شده است.

او این گونه ادامه می دهد که انتخاب دوباره دونالد ترامپ در سال جدید میلادی آثاری عمیق بر خاورمیانه خواهد گذاشت. فقدان یک سیاست یکپارچه و پیش بینی ناپذیر بودن سیاست های ترامپ بر تمام کنشگران منطقه از جمله ایران، ترکیه و اسرائیل تاثیر خواهد گذاشت. به گفته هرست، این منطقه در آستانه یک انفجار است و انجام یک اقدام نظامی غیرقابل پیش بینی بوده و منطقه آن چنان بی ثبات است که تا آستانه یک جنگ سوم در خلیج فارس فاصله ای ندارد. به همین دلیل آمریکایی ها نگران هستند و تلاش وافری می کنند تا قطر را دوباره به جبهه خود بازگردانند و تلاش می کنند بر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان فشار آورند تا گفت وگوهایی را به قصد خاتمه دادن به محاصره اقتصادی دوساله قطر شروع کند.

«ارکو کارنیلوس»، دیپلمات ایتالیایی نیز بر این باور است که خاورمیانه در سال 2020 صحنه کشمکش طولانی مدت بین دو ائتلاف ناتوی عربی به رهبری آمریکا، عربستان، امارات و مصر از یک سو و محور مقاومت متشکل از ایران، سوریه، حزب الله و نیروهای طرفدار ایران در عراق و یمن از سوی دیگر خواهد بود. هریک از این ائتلاف ها تلاش می کنند رهبری منطقه را به دست گیرند. «حارث حسن» یکی از پژوهشگران مرکز مطالعات خاورمیانه کارنیگی نیز می نویسد: سال 2019 شاهد بزرگ ترین صحنه اعتراضات ضدحکومتی در کشورهای مختلف از عراق گرفته تا لبنان بود. فقدان یک روند عمیق اصلاحات در این کشورها موجب می شود تا بر آتش اعتراضات بیشتر دامن زده شود. بااین حال به نوشته حارث حسن انتخاب نخبگان جدید سیاسی روند حوادث را در این کشورها رقم خواهد زد.

آمریکا فقط در مواقع بحران به دنبال اطمینان از بازبودن شیر نفت نبوده است بلکه رویکرد کلی این کشور در این منطقه، از دیپلماسی تجارت عادی تا امور مهم مانند حفظ سیاست «مهار دوگانه» و حتی توافق برجام، در راستای تامین امنیت نفت کش های عبوری از تنگه هرمز بوده است اما با پیشرفت فناوری های انرژی جایگزین، وسایل الکتریکی و باتری های بهتر و ارزان تر، اهمیت نفت برای آمریکا احتمالا تغییر می کند؛ هرچند هم زمان منابع انرژی خاورمیانه همچنان برای منافع آمریکا اهمیت دارد؛ چراکه رشد اقتصاد آمریکا و جهان (که پیوندی ناگسستنی دارند) همچنان بر منابع کربن استوار است. به همین علت، دولت ترامپ در پاسخ به تهدیدها علیه این منافع حیاتی نمی تواند بیش از اندازه سکوت کند. البته هیچ سیاستی عاری از خطر نیست و خطر جنگ گسترده منطقه ای زیاد است اما مخالفان آمریکا اکنون در حال محک زدن منطق کلی سرمایه گذاری آمریکا در خاورمیانه طی 70 سال گذشته هستند.