آرشیو یک‌شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۵
تخته سفید
۱۲
یادداشت

نقش معلمان از عوامل فردی تا عوامل محیطی

کامل حسینی

یک ضرب المثل مشهور می گوید «یک سوزن به خودت بزن یک جوال دوز به مردم». در حواشی معنی گسترده این مثل هم می توان از جهاتی نیز به ایده ای از نیچه فیلسوف هم نگریست که در آن، تحلیل نهایی حقایق انسان را در خطاهای انکارناپذیرش می داند. در واقع، با توجه به زمینه بحث ما معنایی که از آن برداشت می کنیم، چنین بیان می شود: بدون تردید گروهی از معلمان در کنار خدمات و دستاوردهای فراوان، در افزایش برخی معضلات و نارسایی هایی که دامنگیر جامعه شده است، تاثیرگذار بوده اند و در کارنامه آنها هم زمان با نقاط قوت، ضعف هایی دیده می شود. البته این ویژگی یعنی امکان «خطاکردن» به صورت همه گیر در همه بخش های «نظام اجتماعی کل» دیده می شود؛ یعنی در سایر خرده نظام های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و... نیز چین وضعیتی دیده می شود زیرا همه بخش های یک جامعه و دولت بالاخره به وسیله انسان ها اداره می شود و انسان ها همیشه در معرض عیب و خطا قرار می گیرند. اما عواملی که سبب می شود معلمان به عنوان بخشی از انسان های مسئول امور آموزشی و پرورشی در این جامعه دچار لغزش و خطا شوند، به دانش و خرد ناقص ذات انسانی، ویژگی های شخصیتی و عوامل محیطی برمی گردد. در اینجا یادآوری این حقیقت برای ما معلمان همچنان مهم است که در تفسیر وضعیت موجود هیچ گاه خود را از شنیدن پیشنهادها و انتقادهای منطقی بی نیاز نبینیم و در حالت کلی تلاش ما بر این باشد که نسبت به انتقاد و پیشنهاد در جایی که مربوط به حیطه شغل و کار ما باشد، بی توجه نباشیم؛ همچنین فعالیت های آموزشی و تربیتی خود را  بازبینی و با دریادلی با این واقعیت ها تعامل کنیم. اما یادآوری و توجه به یک ملاحظه را در این باره لازم می دانم: اینکه معلمان با وجود برخورداری از همه ویژگی های خوب و بدشان، موفقیت و شکست هایشان در فرایند آموزش و پرورش مانند هر گونه صاحبان مشاغل دیگر پزشکان، مهندسان و... نهایتا در این جامعه زیسته اند، از دل آن بیرون آمده اند و سرانجام آگاهانه و شاید هم ناآگاهانه به طور نسبی از واقعیت های جامعه تاثیرهایی می پذیرند. در اینجا نگارنده نقش مستقل و سازنده ویژگی های شخصیتی و فردی خود معلمان را در امر آموزش و پرورش  هم به هیچ وجه انکار نکرده است اما دقت کنیم جامعه ای که در آن اقتصاد و فرهنگ و... دچار افول، نابسامانی و نابهنجاری شده باشد، آنگاه از دل آن، برخی آموزگاران بیرون می آیند که احتمال خطای حرفه ای شان بالا می رود. برعکس؛ جامعه ای که در آن، بودجه کافی، دانشگاه های معتبر و سایر شاخص های توسعه و مدیریت در خدمت مردم به ویژه برای آموزش و پرورش در سطح بالایی نگه داشته شود، میزان لغزش ها در رفتار حرفه ای و تلاش های تربیتی و علمی معلمان نیز به مراتب کاهش  و نقش مثبتشان افزایش می یابد. در پایان باید گفت لازم است «نظام اجتماعی کل» همیشه از راه تعالی بخشی به سایر خرده نظام های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و بخشی از مهم ترین مسئولیت هایش در راستای تربیت و آموزش معلمانی نسبتا ایدئال گام بردارد تا معلمان سرانجام خود نیز در تداوم این جامعه پویا دین خود را ادا کنند.