آرشیو دو‌شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۶
سیاست
۶

آینه

اعتماد: شرم و سیاست

عباس عبدی:... هنگامی که یک سیاست مدار آمریکایی بی شرمانه می گوید که ایران در حملات 11 سپتامبر نقش داشته و هم زمان گزارش رسمی آن را سانسور می کنند و اجازه نمی دهند که جزئیات نقش شاهزادگان عربستان در آن افشا شود، به معنای آن است که اولا، شرم در این سیاست هیچ معنایی ندارد. دوم اینکه برای فهم و شعور مردم آمریکا پشیزی ارزش قائل نیستند که چنین دروغی را خیلی رک و پوست کنده بیان می کنند. فقدان شرم در متولیان سیاست، به ویژه سیاست خارجی موضوع جدیدی نیست، ولی آن نیز حد و اندازه ای دارد. این حد از بی شرمی را فقط در ترامپ و اطرافیان او می توان سراغ گرفت. مشکل اینجاست که این ویژگی مثل برخی ویروس ها قابل سرایت شده است. بخش مهمی از سیاست گذاران اروپایی نیز کم کم خود را با این ویژگی تطبیق داده اند یا در حال تطبیق دادن هستند. پرسش این است که سیاستی که فاقد حداقلی از شرم باشد، تا چه حد می تواند خیر عمومی و جهانی را تامین کند. اگر سیاست بوش در حمله به منطقه توانست چنین خیری را ایجاد کند، این سیاست نیز خواهد توانست ولی اگر آن سیاست منشا خسارت و زیان بود، این فقدان شرم سیاسی که به نهایت رسیده زیان بیشتری را ایجاد خواهد کرد.

کیهان: «اینستاگرام» و «توییتر» چگونه به کمک تروریست های آمریکایی آمدند؟

... شبکه های رسانه ای جنایتکار وابسته به غرب که همواره تلاش می کنند با نسبت دادن دروغین ترور و خشونت به مسلمانان، چهره تحریف شده ای از اسلام را در جهان به نمایش بگذارند، نمی توانند بپذیرند یک سردار مسلمان به عنوان قهرمان مبارزه با خطرناک ترین تروریست ها به جهانیان معرفی شود. در این صورت هم تحریف آنها رنگ می بازد و هم اینکه پاسخی به این سوال مردم جهان ندارند که چرا آمریکا باید دشمن سرسخت تروریست ها را به شهادت برساند؟... به نظر می رسد حالا که خون شهید سپهبد سردار قاسم سلیمانی بیش از پیش پرده از چهره خبیثانه شبکه های اجتماعی آمریکایی برداشته است، بهترین فرصت برای ایجاد و تقویت شبکه های اجتماعی سالم و قدرتمند بومی است تا علاوه بر اینکه سربازان سایبری در این جبهه جنگ نرم به پیکار با تروریست ها می پردازند، فضایی امن برای تولید محتوای سالم و انتشار بدون دغدغه آنها داشته باشند. راه مقابله با بازوهای رسانه ای تروریست های آمریکایی، بومی سازی فضای مجازی و تقویت توان سایبری است.

ایران: دروغ‎پراکنی به قصد اقناع افکار عمومی

رامین مهمانپرست:... آمریکایی‎ها از مدت‎ها پیش کینه سردار سلیمانی را بر دل داشتند. آنها به داعش دل بسته بودند و فکر می‎کردند که با کمک این گروه، می توانند حکومت‎های مردمی منطقه را به زانو دربیاورند و پس از آن هم جریان تروریستی وهابی را به سمت ایران بکشانند. آنها وقتی در نقشه های خود شکست خوردند عامل اصلی آن را در وجود فرماندهی نهادهای مردمی در منطقه و به ویژه محبوبیتی دیدند که سردار سلیمانی داشت. دیر زمانی بود که آنان به دنبال ترور سردار بودند و حرف‏ هایی که امروز از سوی آمریکایی‎ها مطرح می‎شود، کاملا بی‎اساس است. سردار سلیمانی نه تنها در پی هیچ عملیات تروریستی نه در عراق و نه در هیچ یک از کشورها نبود بلکه قهرمان ما در برابر تروریسم بوده است. حال، مقامات آمریکایی چاره‎ای جز دروغ پراکنی ندارند. آنها وقتی که دست به جنایت و ترور می‎زنند بنا به وحشتی که از تبعات آن دارند، مجبور هستند که برای اقناع افکار عمومی، مطالب بی اساسی را ارائه کنند تا جلوی نگرانی‎های آنان را بگیرند. چراکه تبعات تصمیمات وحشیانه و جنایتکارانه دولت آمریکا را مردم این کشور خواهند پرداخت.

جوان: چرا پرچمداران مبارزه با تروریسم را ترور می کنند؟

عبدالله گنجی:... در 40 سال گذشته که امواج ناشی از انقلاب اسلامی جهان اسلام را درنوردید و برجسته شدن هویت دینی به مثابه کلید عزت و استقلال مسلمانان با ظهور امام(ره) شاخص مواجهه با جهانخواران قرار گرفت، آمریکایی ها اقدامات راهبردی موثری را برای به هم ریختن آرایش جغرافیایی منطقه طراحی کردند. ابتدا چهار راهبرد اصلی را در دستور کار قرار دادند... 1- دولت سازی، 2- ملت سازی، 3- بالابردن ضریب امنیت صهیونیست ها و 4- تسلط بر منابع منطقه. بدون تردید اکنون و پس از سال های متمادی به جز تسلط نسبی بر برخی منابع از سه هدف اول دور شده اند و عامل این ناکامی را قاسم سلیمانی و فرزندان معنوی امام(ره) در جهان اسلام می دانند. «طرح خاورمیانه بزرگ»، «خاورمیانه جدید»، «تولد تروریست» و «صلح و سازش خاورمیانه» همه و همه ناکام گردید و هزینه های انسانی و مالی زیادی روی دست آمریکا گذاشت. پیشانی و پیکان این ناکامی ها از نگاه دولتمردان آمریکا شهید سلیمانی بود و حقد و کینه عنان آنان را بریده بود...