آرشیو دو‌شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۶
ادبیات
۸
نگاه

درباره کتاب «زندگی در مرگ»

زاده شدن مرگ

غزال شیخ زاده

انزجار، دلهره، غم، ترس، شفقت و... با تاکید بر «انسانیت»، تمام آن چیزی است که با خواندن کتاب «زندگی در مرگ» تجربه می کنیم. تجربه ای که به واسطه دیدگاهی متفاوت در مواجهه با مسئله ناگزیر مرگ ارائه می شود و با این نگاه، زندگی قابل تامل تر می شود. در این جا مرگ را دیگرگونه می یابیم، نه به معنای پایان زندگی در مفهوم عامش بلکه در شکل  همراهی همیشگی با آن. از ابتدای زاده شدن، مرگ با ما زاده می شود و در زندگی جریان و تداوم دارد. نویسنده کتاب، سو بلک، در تشریح و توضیح اجساد به روند زوال بدن و چگونگی ترتیب تجزیه اجزا و اعضای آن می پردازد. زوال بدن انسان زنده نیز به همین ترتیب بیان می شود. تغییر شکل فیزیکی و درونی بافت ها و سلول ها و استخوان ها در بدن به هنگام مرگ و زندگی وجود دارد. زوال شناختی که نویسنده به آن می پردازد (بیماری ای که پدرش به آن مبتلا بوده) نیز یکی دیگر از نشانه های زوال زندگان است.

مرگ برای انسان همواره مملو از پرسش و آکنده از ابهام بوده است. فیلسوفان و نویسندگان و هنرمندان و... قرن ها مرگ را بررسی کرده و در آثارشان بازتاب داده اند. در این کتاب اما بر آنچه علم اثبات کرده تاکید شده است. تمامی مفاهیمی که سو بلک به آنها پرداخته پایه ای علمی دارند اما نباید  فریب این ویژگی را خورد چراکه این یک کتاب علمی خسته کننده نیست؛ این هشداری ست که از ابتدا باید داد. «زندگی در مرگ» روایتی ست از موازات این دو پدیده (زندگی و مرگ)، روایتی است از تجربه های بی شمار نویسنده در رویارویی نزدیک با آنها در شرایط گوناگون.

آغاز کتاب علایق و انتخاب راه آینده نویسنده را در نوجوانی شرح داده است. در این جا فکر می کنیم با دختری با خوی وحشی و قاتلی بالفطره طرف هستیم؛ نوجوانی که کار در قصابی را بزرگ ترین لذت قلمداد می کند و عاشق بوی خون و تکه های گوشت و گرمای جگر گاو است. و ناگهان در جوانی کالبد انسانی را پیش چشمانتان می شکافد و با نهایت دقت و ظرافت به تشریح آن می پردازد. از این جا به بعد با یک انسان شناس قانونی طرف هستیم. در ادامه او بدن را از منظری علمی توصیف می کند و اطلاعات جالبی درباره کشف هویت براساس منطقه جغرافیایی و ویژگی های مادرزادی می دهد؛ شگفت انگیز است که بدانی مادرت هنگام بارداری کدام گوشه این جهان بوده و حتی چه چیزی خورده است! دو فصل دیگر تجربه شخصی نویسنده از مواجهه با مرگ نزدیکانش است؛ مواجهه ای سرشار از احساس، تعلق و عشق. با روایتی گرم و بی تکلف که می تواند احساسات خواننده را برانگیزد. پیش از این نقطه عطف، به شخصیت بی نظیر سو بلک پی برده ایم و از قضاوت زودهنگام خود پشیمان می شویم. در این خودنگاری، او به خوبی از پس آمیختگی تجربه های کاری و مسائل خانوادگی برآمده است. روابط خانوادگی اش را به روایت های کاری پیوند می زند و از حرفه اش در امور خانوادگی و فامیلی بهره می گیرد. هرچند خودش آشکارا این دو زندگی را از هم تفکیک و مرز پررنگ آنها را آگاهانه مشخص کرده است.

قتل و جنایت مضامین دیگری ا ست که کتاب به آنها پرداخته است. نویسنده از پرونده های جنایی، نمونه هایی را انتخاب و روایت می کند. شرارت و روان بیمار انسان ها عریان می شود و درمی یابیم نویسندگان داستان های جنایی، جنایی-روان شناسی و... نیاز به تخیل چندانی ندارند! سپس در تجربه های جهانی خود ما را همراه و شریک می کند؛ جنگ کوزوو (1999) به عنوان پدیده ای بشری و سونامی تایلند (2004) به عنوان یک پدیده طبیعی. اکنون عمق فاجعه را تشریح می کند و ما بیش از هر زمان دیگری احساس عجز و درد می کنیم. دیدن تصاویری که هر روز مرگ را در صدر خبرهای شبکه های تلویزیونی مختلف قرار داده نمی تواند برای درک عمق فاجعه کافی باشد. سو بلک تصویر قساوت در کشتارجمعی مردم از فجایع جنگ کوزوو را به خوبی روایت می کند، اما همان طور که خودش می گوید، این سنگدلی و وحشی گری در کشتار آگاهانه و بی رحمانه بی گناهان توصیف ناپذیر است. کشف گورهای جمعی در نتیجه جنایت توجیه ناپذیر جنگ و بدن های سوخته یا مثله شده مردان، زنان و کودکان انزجاری بی حد از ویرانگری جنگ در وجود ما بر جا می گذارند.

طنز یکی از ویژگی های این کتاب است. سو بلک در بزنگاه، بجا و باظرافت از طنز بهره می گیرد، هنگامی که تلخی و درد بر جان نشسته، گاه حتی با یک جمله اندکی از زنگار بسته را می زداید. طنز او تاثیر عمیق روایت و موضوع اصلی کتاب را کم رنگ نمی کند. او معتقد است تقابل اندوه مرگ و لطافت طنز، کاهش تنش را در پی دارد اما گاه جایی برای حتی یک واژه طنازانه نیست، برخی موضوع ها از فرط سنگینی عذاب شان ناگزیر به پذیرش اند.

سو بلک در کتاب «زندگی در مرگ» بی پروا، روراست و در نهایت تعهد آنچه را که سال ها تجربه و درک کرده روایت می کند. تمامی فعالیت ها و خدمات علمی ای را که در راستای کمک به انسان ها و کاهش درد و رنج بازماندگان کرده بی هیچ خودنمایی نوشته است و فقط می خواهد دستاوردها و دیدگاهش را برای آیندگان باقی بگذارد، حتی اعضای بدنش و در نهایت جسدش را به گروه آناتومی و کالبدشکافی دانشگاه اهدا کند و اسکلت استخوان هایش نیز تا قرن ها آموزگار باشند. او در مواجهه با سیاست و سیاست مداران، رسانه ها و خبرنگاران منفعت طلب، جنگ افروزان و قدرت طلبان، قاطع و آگاه است. برای تغییر برخی سیاست گذاری ها و قانون ها تلاش کرده است. سو بلک هیچ چیز را بر حفظ حرمت جسد ارجح نمی داند و احترام به مردگان را در هر شرایطی در هر گوشه ای از جهان ارج می نهد. آنچه در سراسر کتاب او به تاکید جریان دارد «انسانیت» است. گاه تلخی رویدادها و وقایعی که بازگو می کند، بسیار منزجرکننده و دردناک اند. آنگاه درمی یابیم که چگونه در این هنگامه ای که به سر می بریم، با تمامی پیشرفت ها در علوم گوناگون و داعیه تمدن، شاهد چنین توحشی هستیم. این که چرخه قدرت و دست یازی به سرزمین های دیگر و از سویی یاری رساندن به همان سرزمین ها چگونه بر یک محور می گردد.

سو بلک چهره رویدادها را با جزئیات بیشتری به ما نشان می دهد و تقابل ها را به خوبی آشکار می کند: «واکنش ما باید نشان دهد که انسانیت از بدترین شرارت های گونه بشر و طبیعت فراتر می رود».