آرشیو دو‌شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۶
ادبیات
۹

غربت از منظر ادبیات

«غم غریبی و غربت» مجموعه نوشته هایی است با موضوع غربت از منظر ادبیات، نوشته و گزینش شده از سوی محمد افتخاری که در نشر فنجان منتشر شده است. محمد افتخاری در این کتاب مفهوم غربت را در نوشته های گوناگون از ادبیات کلاسیک ایران گرفته تا آثار معاصر واکاوی کرده است. یکی از وجوه غربت مهاجرت است و بنا بر این مهاجرت و ادبیات مهاجرت نیز یکی از موضوعاتی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است. افتخاری در پیشگفتار این کتاب ضمن تاکید بر اینکه موضوع کتاب او «غربت یا مهاجرت از دیدگاه فلسفی، سیاسی یا دیدگاه های دیگر نیست» و این توضیح که چنین دغدغه ای چطور و از چه زمانی ذهن او را به خود مشغول کرده و نیز اشاره ای به تعبیراتی از غربت در اشعار شاعران کلاسیک ایران، درباره نگاهش به موضوع غربت در کتاب «غم غریبی و غربت» می نویسد: «نگاهم به موضوع غربت یا مهاجرت اصولا از منظر ادبیات به مفهوم کلی است و البته گوشه چشمی هم به برخی مباحث مطالعاتی مربوط به این موضوع داشته ام. در واقع، آنچه من گرد آورده ام، حاصل اندیشه ها و خلاقیت های دیگران و نیز محصول جست وجوها و خوانده ها و درک و دریافت هایم در مطالعه موضوع غربت و مهاجرت است». نویسنده در این کتاب گزیده و چکیده هایی را از مطالب مختلف که به موضوع غربت و مهاجرت ارتباط دارند، آورده است. او در پیشگفتار کتاب درباره شیوه گزینش و تلخیص مطالبی که از دیگران در کتاب آورده، می نویسد: «در تلخیص مطالب کوشیده ام متناسب با موضوع مدنظر، جان کلام و لب مطلب را بیاورم. گاه اگر مطلبی را به اقتضای اهمیت آن در دو جای مختلف آورده باشم، آنجا که مطلب نقش بنیادی و تعیین کننده دارد، حتما به تفصیل و با جزئیات بیشتری بیان شده و آنجا که فقط بسنده و رساننده مقصود باشد، کاملا به اجمال و اختصار مطرح شده است».

کتاب شامل 10 بخش است، با عنوان های: «مقدمه: هزارتوی غربت»، «مفاهیم غربت و وطن»، «غم غربت (نوستالژی)»، «مهاجرت (غربت گزینی)»، «غربت و هویت»، «ماندن یا رفتن»، «ادبیات غربت»، «یادداشت های غربت»، «داستان های فارسی غربت» و «شعرهای غربت (ترجمه)».

نویسنده در بخش اول کتاب به عنوان مقدمه نقل می کند که چطور در دوره دبیرستان دبیر ادبیات فارسی او با خواندن بخشی از «تذکره الاولیا»ی عطار درباره اینکه «غریب کیست؟» ذهن او را چنان درگیر مفهوم غربت می کند که این دغدغه از آن پس همواره ذهنش را به خود مشغول داشته است. آنچه دبیر ادبیات از عطار نقل کرده، این است: «پرسیدند: غریب کیست؟ گفت: غریب نه آن است که تنش در این جهان غریب است؛ بلکه غریب آن است که دلش در تن غریب بود و سرش در دل غریب بود». نویسنده پس از نقل این قسمت از «تذکره الاولیا» که دبیر در کلاس ادبیات خوانده است، می گوید: «این توصیف موجز و بدیع و رمزآلود که هنوز نیز رهایم نکرده است، هم برایم جالب بود و هم مبهم و مه آلود. در واقع، معنای تک تک واژه ها روشن بود؛ اما مفهوم سخن، پوشیده و پنهان». او پس از اشاره به گره گشایی از عبارت عطار از سوی دبیر ادبیات می نویسد: «اما حاصل این گره گشایی نه قریب ترین؛ بلکه غریب ترین مفهومی است که از واژه غریب و غربت در ذهن من مانده و همچنان در هزارتوی آن سرگردانم». در بخش بعدی کتاب به معنای لغوی «غربت» در فرهنگ نامه ها و همچنین به بحث غربت و وطن در مقالات ادبای ایرانی پرداخته شده و نمونه هایی هم از شعر قدیم و جدید فارسی که در آنها مفهوم غربت مطرح شده، آمده است. بخش سوم کتاب درباره نوستالژی است و نمودهای آن در ادبیات قدیم و جدید ایران. در بخش چهارم به مهاجرت پرداخته شده و در بخش پنجم به غربت و هویت و بازتاب این مفهوم در نوشته ها و مقالات مختلف؛ از جمله مقاله ای از ادوارد سعید در کتاب «نشانه های روشنفکران»، کتابی که محمد افتخاری خود آن را به فارسی ترجمه کرده است. در این بخش همچنین نویسنده مطلبی را نقل می کند از محمدرحیم اخوت که اخوت آن را در پاسخ به نامه او نوشته است. افتخاری چنان که خود می نویسد، در این نامه «برخی مشغله های ذهنی» خود را «درباره خانه و غربت و نیز موضوع جست وجوی هویت در برخی داستان های» اخوت «به ویژه در نیمه سرگردان ما» با او در میان گذاشته و اخوت در این باره به او پاسخ داده است.

در بخش ششم کتاب با عنوان «ماندن یا رفتن» با ارجاع به مقالات و نوشته هایی گوناگون به انتخاب میان در وطن ماندن یا مهاجرت کردن پرداخته شده است و از جمله به اینکه آیا نویسنده و هنرمندی که ترک وطن کند، می تواند همچنان تولید هنری و فرهنگی درخور توجهی داشته باشد یا نه؟

ادبیات غربت موضوع بخش هفتم کتاب است. در این بخش به میزگردی اشاره شده با عنوان «رویای برج بابل» که در سال 2014 در کشور هند برگزار شده بوده و موضوع آن تاثیر مهاجرت بر ادبیات بوده است. در این میزگرد از پنج نویسنده که بیشترشان مهاجر بوده اند، در این باره سوال شده که چکیده پاسخ های این پنج نویسنده در این بخش از کتاب «غم غریبی و غربت» آمده است.

بخش هشتم کتاب با عنوان «یادداشت های غربت» به نقل قسمت هایی از یادداشت های اهل فرهنگ درباره غربت اختصاص دارد. در بخش نهم کتاب قسمت هایی از آثار دو نویسنده ایرانی، پرویز دوایی و گلی ترقی، نقل شده که هر دو در آثارشان به نحوی به غربت و مهاجرت و وطن پرداخته اند.

در بخش دهم و پایانی کتاب نیز به شعرهای دو شاعر جهان عرب، محمود درویش و عبدالوهاب البیاتی پرداخته شده است.

آنچه می خوانید، قسمتی است از بخش نخست کتاب که نویسنده در آن از مفهومی از غربت سخن می گوید که در یافته ها و منابع اطلاعاتی خود به آن دست یافته است. او می نویسد: «در بسیاری از یافته ها و منابع اطلاعاتی من غربت حاصل سفر است، حاصل کوچ، مهاجرت، تبعید، کنده شدن و رفتن. غربت جایی است آن سوی وطن، آن سوی خانه، آن سوی زادگاه، آن سوی سرزمینی که در آن بالیده ای، آن سوی دیار یار. گاه نیز خود وطن است، همان زادگاه و بالیدن گاه و گاه هم معلوم نیست کجاست. اصلا هیچ کجا نیست. ناکجاست. غربت جان است».