آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۷۲۵۶
ایران اجتماعی
۱۵

فعالان حوزه معلولان از چالش ها می گویند

معلولان در مسیر صعب العبور مطالبات!

پرستو رفیعی

سال هاست که دیگر انگشت اتهام به سوی افراد دارای معلولیت نشانه نمی رود وآنها به عنوان یک شهروند معمولی در جامعه پذیرفته شده اند. ذهنیت های زشت و ظالمانه ای همچون دمیده شدن روح شیاطین در بدن معلولین سالیان درازی است که از جامعه رخت بسته و کمتر کسی به آن اعتقاد دارد. امروزه حقوق جمعیت 600  میلیونی معلولان در سراسر جهان مورد توجه افکار عمومی و دولت ها قرار گرفته و در گوشه و کنار جهان برای احقاق حق بزرگ ترین اقلیت غیرسیاسی جهان تلاش می شود.

 در این راستا سازمان های حمایتی و مراکز مردم نهاد تلاش می کنند همان طور که خواست عمومی افراد دارای معلولیت، رفع تبعیض، حضور موثر در جامعه و ایجاد شرایط برابر برای تحصیل و دستیابی به شغل مناسب در جامعه است، شرایطی را فراهم کنند تا استعدادهای این گروه از جامعه به منصه ظهور برسد و آنها بتوانند یک زندگی مستقل همراه با منزلت اجتماعی و مشارکت اجتماعی را تجربه کنند.

علی همت محمودنژاد، مدیرعامل انجمن دفاع از حقوق معلولان کشور معتقد است، مشارکت افراد دارای معلولیت در اجتماع همپای سایر افراد جامعه، می تواند فرصتی برای رفع تبعیض و برخورداری از حقوق برابر باشد. وی در گفت و گو با «ایران» با بیان اینکه اجرای قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت می تواند گامی مثبت در جهت تحقق حقوق این افراد باشد می گوید: جامعه معلولان با وجود مشکلات متعدد همواره ثابت کرده اند که می توانند در جامعه حضور داشته باشند و موفقیت های چشمگیری را به تصویر بکشند البته به شرط آنکه بستر لازم فراهم شود و آنها مورد حمایت قرار بگیرند.

او با اشاره به برخی از حقوق این گروه از جامعه که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد عنوان می کند: کمک به آموزش افراد دارای معلولیت، توجه بیشتر به بیمه توانبخشی، اشتغال، رفاه و اقتصاد این قشر از جامعه باعث می شود آنها از منزلت اجتماعی مناسب برخوردار شوند.

به گفته مدیرعامل انجمن دفاع از حقوق معلولین کشور، اگر همه این موارد نه به عنوان هزینه بلکه به عنوان سرمایه بلند مدت مورد توجه مسئولان قرار گیرد خواهیم توانست از ظرفیت افراد دارای معلولیت به رگه های مختلف جامعه تزریق کنیم. همان طور که در دنیا هم برنامه های متعدد ومنسجمی برای توانمندسازی این قشر از جامعه وجود دارد. از میان این برنامه های موثر می توان به برنامه های کشاورزی و تولید برای مبتلایان به سندروم دان اشاره کرد. محمودنژاد تاکید می کند: در کشور ما بیش از 3 میلیون فرد دارای معلولیت وجود دارد و متاسفانه بر اثر حوادث طبیعی و غیرطبیعی مانند حوادث جاده ای روزانه 110 نفر به تعداد این جمعیت افزوده می شود.

از این رو شناسایی همه افراد این گروه و آگاهی از تعداد آنها که به عنوان بزرگترین اقلیت غیرمذهبی و غیر سیاسی جامعه شناخته می شوند و تشخیص نیازهای آنها و همچنین برنامه ریزی دقیق برای رسیدگی به مشکلات آنها می تواند گامی به جلو برای جلوگیری از هدر رفت سرمایه های ملی کشور باشد.

توانمندسازی، نخستین گام برای حمایت از معلولان

اهمیت توانمندسازی افراد دارای معلولیت برای حضور آنها در جامعه بر کسی پوشیده نیست. فردی که با وجود برخی کم توانی ها و ناتوانی ها تلاش می کند با توانمندسازی خود در کنار سایر افراد جامعه خویش قرار گیرد و در حوزه های مختلف اجتماعی و اقتصادی ایفای نقش کند سزاوار حمایت است.

محمدرضا شهبازی، مدیر دفتر توانمندسازی معلولان سازمان بهزیستی نیز بر این باور است که باید برای توانمندسازی این گروه از جامعه گام های موثری برداشت.

 او در این باره به «ایران» می گوید: مناسب سازی محل زندگی افراد دارای معلولیت یکی از اصولی ترین و مهم ترین گام هایی است که باید در راستای توانمندی سازی این قشر از جامعه برداشته شود. اهمیت این موضوع به این دلیل است که ابتدا فرد معلول باید بتواند در محل زندگی خود استقلال داشته باشد و به تنهایی بسیاری از امور مربوط به خود را انجام دهد. همچنین او برای خروج از منزل و ورود به جامعه نباید وابسته به کمک اطرافیان باشد.

او ادامه می دهد: خوشبختانه در سال گذشته توانسته ایم فضای زندگی حدود 18000 نفر از معلولین را مناسب سازی کنیم. این اقدام در ورود افراد به جامعه بسیار موثر بوده است. برای مثال فرد دارای معلولیتی که در طبقه سوم زندگی می کرد و به دلیل وجود پله نمی توانست از خانه خارج شود هم اکنون براحتی و با کمترین وابستگی می تواند وارد جامعه شود. به گفته شهبازی دومین بخش از برنامه های حمایتی در جهت توانمندسازی افراد دارای معلولیت به حمایت های اقتصادی و مالی باز می گردد.  او در این باره می گوید: توانمندسازی را می توان اشتغال و استقلال مالی هم معنا کرد. سازمان بهزیستی در این زمینه اقدامات متعددی انجام داده که از میان آن ها می توان به افزایش 2.5برابری مستمری این قشر از جامعه در سال جاری اشاره کرد. همچنین افزایش مستمری افراد مبتلا به ضایعه نخاعی که تا آذر ماه به طور میانگین ماهانه 200 هزار تومان دریافت می کردند به مبلغ 554 هزارتومان یکی دیگر از اقداماتی است که در راستای توانمندسازی افراد دارای معلولیت صورت گرفته است.

اشتغال، مسیر ورود به جامعه

اما برکسی پوشیده نیست که با و جود کمک های همه جانبه سازمان ها و نهادهای حمایتی مانند بهزیستی بازهم گذران زندگی با چنین مستمری هایی به سختی صورت می گیرد. در حقیقت یک فرد دارای معلولیت باید شغلی داشته باشد تا بتواند مانند سایر افراد در جامعه حضور یافته، مشکلات مالی و هزینه های زندگی خود را تامین کند.

حقیقت این است که تغییر دیدگاه جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت باعث شده بسیاری از آنها قدم از خانه ها بیرون گذاشته و با ورود به مراکز علمی و دانشگاه ها رتبه های برجسته ای را کسب کنند. کم نیستند دانشجویانی که معلولیت مانع راه آنها نشده و توانسته اند در میدان رقابت گوی سبقت را از بسیاری از دانشجویان عادی بربایند و علاوه بر کسب رتبه های یک و دو رقمی درآزمون کنکور به عنوان دانشجویان برجسته هر ترم هم پذیرفته شوند. اما همین نخبگان تلاشگر در ورودی بازار کار با سدی محکم مواجه شده و بالاجبار به خانه باز می گردند. در چنین شرایطی حضور سازمان های حمایتی و مردم نهاد برای ایجاد شرایط مناسب بشدت احساس می شود.

برش
نیاز شهروندان معلول: عدالت در رفاه اجتماعی، مساوات در فرصت های برابر
سهیل معینی / مدیرعامل انجمن باور

مدیر عامل انجمن باور در پاسخ به این سوال که معلولان چه مشکلاتی دارند؟  به «ایران» می گوید: این پرسش، پرسش محوری بسیاری از رسانه ها از فعالان حقوق مدنی شهروندان معلول و مسئولان تشکل های غیردولتی این شهروندان است. در یک نگاه کلی دو سرفصل را می توان در تشریح مشکلات چندلایه شهروندان معلول ذکر کرد.دو سرفصلی که وجه مشترک آنها دسترسی به عدالت است. نخست عدالت در رفاه اجتماعی و دوم عدالت در دسترسی به فرصت های برابر رشد. در بعد نخست عمده مشکلات شهروندان معلول به دلیل قرارگرفتن اکثریت آنان در گروه های پایین دست جامعه از جمله مشکلات عمومی شهروندان این گروه های اجتماعی است. نرخ بالای بیکاری و به دنبال آن نبود درآمد و اتکای این افراد به مستمری ها و کمک های اجتماعی که هیچگاه تناسبی با سطح عمومی هزینه ها و تورم نداشته، در نهایت موجب شده است اکثریت مددجویان سازمان بهزیستی به عنوان اصلی ترین سازمان حمایتگر اجتماعی از افراد معلول، زیر خط فقر زندگی کنند. عدم دسترسی به خدمات درمانی مناسب و مهمتر از آن عدم پوشش خدمات توانبخشی مورد نیاز افراد معلول توسط بیمه ها مشکل عمده دیگر افراد معلول است.فقر و پیامدهای آن دامنگیر سایر نیازهای اجتماعی افراد معلول نیز می شود. عدم دسترسی به امکانات فرهنگی و ورزشی که بیش از پیش برخورداری از آنها نیازمند درآمد است، محرومیت از سفر و امکانات تفریحی جلوه دیگر این محرومیت هاست. در این میان زنان و کودکان معلول همچنان متحمل محرومیت های مضاعف. اما بعد دوم نیازهای شهروندان معلول که اتفاقا بیشتر مورد توجه فعالان حقوق مدنی این افراد و تشکل های نماینده صدای شهروندان معلول است، عدم عدالت در برخورداری از فرصت های برابر رشد است. شهروندان معلول نیاز به حمایت ویژه ندارند اگر فرصت های اجتماعی فراروی آنها با شهروندان دیگر برابر باشد.چگونه می توان از برابری فرصت های رشد و تعالی اجتماعی برای شهروندان معلول سخن گفت در جایی که مهم ترین شرط دسترسی به فرصت های برابر مشارکت اجتماعی یعنی دسترس پذیری به محیط های فیزیکی فعالیت مانند معابر و اماکن عمومی برای این افراد حاصل نیست. عدم فرصت های برابر در استخدام، در مورد مراکز آموزشی اعم از نظام آموزشی و عالی، در غیبت پشتیبانی های لازم برای استفاده این افراد از امکانات آموزشی، عدم دسترسی برابر به منابع اطلاعاتی بویژه برای نابینایان و ناشنوایان، عدم فرصت های برابر در احراز پست ها و سمت های کارشناسی همگی مبین یک واقعیت تلخ اما اثرگذار در برابر شهروندان معلول است. آنچه محور درخواست های اجتماعی افراد معلول است فقط یک حق پایه ای حقوق انسانی و شهروندی است. به ما فرصت های برابر رشد دهید تا توانمندی های خود را به منصه ظهور برسانیم و علاوه بر رهایی خود از چرخه فقر و محرومیت، شهروندانی موثر در توسعه جامعه خویش باشیم.