آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۷۲۵۶
ایران اجتماعی
۱۳
یادداشت

صنایع خلاق و تحول پارادیم مدیریت در دنیا

حجت الله مرادخانی

از ابتدای هزاره سوم یکی از تحولات مهم دنیا، تغییر نگرش کلان جوامع نسبت به اقتصاد و شیوه های تولید ثروت و اشتغالزایی بوده است. وقوع بحران های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بسیاری از تحلیلگران این حوزه ها را برآن داشت تا با عبور از روندهای جاری اقتصاد، به فکر راه اندازی شیوه های نوینی برای تولید ثروت، رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال در جوامع باشند تا هم زمینه های مساعدی برای حرکت به سوی توسعه پایدار و تقویت جوامع محلی ایجاد کنند و هم به مرور صنایع آلوده کننده محیط زیست را از چرخه رقابت بین المللی و اولویت کشورها خارج سازند.

بر همین اساس اقتصاد خلاق و صنایع خلاق به عنوان کلید واژه های تعیین کننده در دنیای امروز شکل گرفت و برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های کلان دنیا به این سمت و سو تغییر مسیر داد. برجسته شدن این عرصه های نوظهور در دنیا به واسطه این بود که اقتصاد و صنایع خلاق ارزش و اعتبار مادی خود را از ایده های نو و خلاقیت انسان ها می گرفت و آنچه در این کسب و کارهای جدید مبنای سرمایه گذاری و ارزش افزوده قرار گرفت، همانا فکر و ذهن خلاق انسانی است. در این میان رشد و توسعه این عرصه مستلزم تغییر پارادایم های کلان در عرصه مدیریت و اقتصاد دنیا بود. اتفاقی که در دهه نخست قرن 21 بسترهای نظری آن شکل گرفت و در دهه دوم به مرور کشور های توسعه یافته دنیا هم به این سمت و سو گرویدند و در سازمان مدیریتی خود تغییرات عدیده ای به وجود آوردند. این تغییرات هم مبانی نظری و برنامه ریزی آنها را شامل می شد و هم ساز و کارهای حمایتی و تشویقی اثربخشی برای جذب بخش های غیردولتی و ورود آنها به این عرصه را فراهم آورد.

مثال بارز این تغییر پارادایم را شاید به وضوح در کشور چین بتوان مشاهده کرد. محصولات تولیدی این کشور تا سال های گذشته دارای برچسب made in chine بود و همه تولیدات ریز و درشت چینی حاوی این عنوان بود. اما بر اثر این تغییر دیدگاه کلان در چند سال اخیر کشور چین محصولات مختلف خود را با عنوان created by china به دنیا عرضه کرده و رسما خبر از تحولات استراتژیک خود برای حضور در بازار های جهانی داده است. توجه به این تحولات بین المللی و تحلیل روزآمد آنها و نیز برنامه ریزی عملیاتی برای ورود به این عرصه، یکی از مهم ترین مسائل مدیریتی در عرصه اقتصاد و اشتغال در کشور ماست. مساله مهمی که تا به امروز ورود محسوسی به آن نداشته ایم و از نتایج مفید و سازنده آن محروم مانده ایم. از آنجا که مزیت اصلی ایران در اعصار مختلف فرهنگ و هنر این مرز و بوم بوده و از این نظر تنوع کم نظیر و وسیعی در پهنه جغرافیای آن وجود دارد، لزوم ایجاد تغییر در پارادایم مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی و اقتصادی ایران با محوریت صنایع خلاق و فرهنگی بیش از هر زمانی احساس می شود. در این بین صنایع دستی و هنرهای سنتی، به عنوان بدنه اصلی صنایع خلاق ایران از غنی ترین و فرهنگی ترین محصولاتی هستند که در روستاها، شهرهای کوچک و بزرگ تولید می شوند به واسطه تنوع کاربرد و غنای زیبایی شناسانه آنها همواره زبانزد خاص و عام خارجی و ایرانی بوده اند. در کنار اینها توجه به خدمات خلاقانه ای مانند گردشگری و توسعه آن و نیز زمینه سازی آگاهانه برای توسعه رسانه های نوین، هنرهای نمایشی و سینما، توسعه بازار هنرهای تجسمی و اقتصاد آن، تولید نرم افزار و محصولات چند رسانه و نیز صنعت نشر و موسیقی از جمله اقداماتی است که به کمک برنامه ریزی و سرمایه گذاری دولتی و غیر دولتی خواهد توانست کشور ما را در مسیر توسعه به جایگاه ارزنده و شاخصی برساند. تا شاید از این رهگذر بتوانیم، مسیر رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال پایدار را در ایران به مرور از چاه ها و لوله های سیاه نفت دور کنیم و از حواشی ناخوشایند آن خود را مصون بداریم.