آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۹۶۸۵
اجتماعی
۱۰

«رسالت» مصائب سیل جنوب شرق کشور و بدون متولی ماندن بزرگ ترین نهاد امدادی کشور را واکاوی می کند

وضعیت هلال، «احمر» است!

مرضیه صاحبی

گروه اجتماعی: سوگواری ها و حوادث ملی، مجال نمی دهند؛ شتابان از راه می رسند و حواس آدم ها را به خود جلب می کنند. حالا همه می دانند، آب از سر سیستانی ها گذشته و هلال احمر، نفر اول ندارد. با این همه، سوی انتقاد افکار عمومی متوجه تقلیل سرعت عمل حین وقوع بحران به منظور مقابله با رخداد و آمادگی سریع برای آغاز عملیات پس از بروز حادثه است، هرچند به تجربه ثابت شده، همین که آفتاب از پس ابرهای تیره سر بزند، از یاد می بریم، باران سیل آسای دیگری می بارد و مصائبی عظیم تر را بر گرده این سرزمین پهناور تحمیل می کند!

گفته می شود جامعه ما در حصر حوادث طبیعی است و توان رویارویی با این حجم از بحران خیزی را ندارد. شاید کم توانی پیشگیرانه با این رخدادها، مدیریت بحران های طبیعی و کاهش خسارت های آن را در ایران به یک امر ناممکن بدل کرده است. تکرار حوادث پیاپی و غافلگیری مدام، روزبه روز از اعتماد عمومی برای کاهش آسیب ها می کاهد.

ایران همچون سایر نقاط جهان، سرزمینی خطرخیز است و تقریبا همه استان هایش، در معرض دائمی بروز مخاطرات هستند. ازاین رو، مدیر مقابله با مخاطرات هر استان، چشم و چراغ دیده بانی و برنامه ریزی برای ایستادگی در برابر بحران ها و کاهش پیامدها ی احتمالی است و همه این موارد را همانند تکه های پازل در کنار هلال احمری قرار می دهیم که فرمانده ای ندارد، پیش تر روزنامه «رسالت» هشدار داده بود، هر آن احتمال دارد، بحرانی به وقوع بپیوندد و نبود متولی در مصدر ساختمان صلح، ما را بیش از گذشته، در مقابل سوانح طبیعی تسلیم می سازد، اما گوش شنوایی نبود. حال به دور از تحلیل های ارائه شده پیرامون این مسئله، باید تصریح کرد، به هنگام بروز حوادث و مخاطرات، جامعه آسیب دیده از نظر فیزیکی، روانی و اجتماعی به شدت آسیب پذیر می شود، و با وجود افزایش حس همدلی و یاریگری در بین گروه های آسیب دیده، اما شکنندگی و آسیب پذیری سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نسبت به دستگاه های دولتی کاهش می یابد و انجام اقدامات افراد ناآشنا با منطقه می تواند خسارت های جبران ناپذیر ثانوی، چه در بعد روانی و چه در بعد اجتماعی، ایجاد کند. علاوه بر این ناآشنایی به شرایط اقلیمی و محیطی منطقه می تواند آسیب های جدی بر پیکره فیزیکی و سازه ای جامعه آسیب دیده یا در حال آسیب به وجود آورد. مدیریت مخاطرات یک علم است و آن گونه که مکرر در کشور رخ می دهد، به تلاش برای فرونشاندن حادثه و جبران خسارت ها و جلوگیری از بحرانی شدن حوادث، وقتی در یک قدمی تبدیل به فاجعه هستند، مدیریت بحران گفته نمی شود و با اینکه چنین مباحثی به شیوه های گوناگون مطرح شده، بازهم رویکرد غیرحرفه ای و غیرعلمی به مخاطرات، موجب شده تا ایران از کشوری «پرمخاطره و قابل مدیریت»، به کشوری گرفتار در چنبره بحران ها، بحران خیز و «مدام در حال غافلگیری» تبدیل شود و اصطلاحا غافلگیری در مدیریت بحران ما امری ذاتی است، در این بلبشوی طبیعی، جای خالی متولی در راس جمعیت را کجای دلمان بگذاریم؟

دوستی به شوخی می گفت، بهتر است تماسی با رئیس دولت برقرار کنیم و ضمن یادآوری این نکته، تاکید کنیم، سیستان را آب برد... پس از گذشت روزها از وقوع سیل و تا لحظه نگارش این گزارش، هنوز 16 محور اصلی در این استان و بیش از 500 روستا در محاصره آب است و راه های ارتباطی به کلی قطع است.

وضعیت آن قدر قرمز هست که در پی مشکلات پدید آمده از بارندگی های شدید در سیستان و بلوچستان و برخی نقاط جنوب شرقی کشور،حضرت آیت الله خامنه ای طی پیامی دستگاه های دولتی و مجموعه های مردمی را به یاری هرچه بیشتر مردم عزیز آن مناطق فراخواندند و تاکید کردند، «بارندگی درجنوب شرقی کشور که به آب گرفتگی مشکل ساز برای مردم و در مواردی ویرانگر و خسارت بار انجامیده است، ایجاب می کند که در کنار خدمات رسانی قابل تقدیری که تاکنون صورت گرفته است، دستگاه های دولتی و مجموعه های مردمی هر چه بیشتر به یاری مردم عزیز آن سامان شتافته از وقوع خسارت های بیشتر جلوگیری نمایند.»

 آیا به رئیس جمهور گفتند که هلال احمر رئیس ندارد

«محمد باسط درازهی»، نماینده مردم سراوان در مجلس شورای اسلامی هم در جلسه علنی با تذکر شفاهی نسبت به عدم توجه به استان سیستان و بلوچستان به خصوص در مواقعی که مشکلاتی ایجاد می شود، ابراز نارضایتی کرده و پرسیده: این اتفاق به چه دلیل است؟ 500 روستا و شهر و شهرستان به هیچ راهی دسترسی ندارند و خیلی از روستاهای سیستان و بلوچستان زیر آب رفتند و امکانات محلی پاسخگوی این مشکلات نیست. دولت باید موضوع را پیگیری کند و به مشکل مردم در ایام سیل و خسارت توجه شود. اما سوی دیگر ماجرا برکناری رئیس جمعیت و عدم ارائه دستورالعمل واحد برای هلال احمر استان های مختلف است و این امر روند کمک رسانی را مختل کرده و ناهماهنگی ها سبب شده، برخی نمایندگان مردم از جمله علیرضا سلیمی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با طعنه و کنایه، خطاب به رئیس جمهور عنوان کند، سیستان و بلوچستان را آب گرفته و مردم دچار مشکل شده اند؛ هلال احمر به داد مردم برسد؛ آیا به رئیس جمهور گفتند که هلال احمر رئیس ندارد؟

شاید بعد از این اتفاق نامبارک، رئیس دولت به خود بیاید و کلید ساختمان صلح را به دست اهلش بسپارد اما درهرحال، حکایت همان آب رفته ای است که هیچ گاه به جوی بازنمی گردد، آن هم بعد از خسارت های فراوانی که مردمان سیستان متحمل شده اند. طبعا وسعت حادثه هرلحظه گسترده تر می شود، سیستانی ها هم صف گاز دارند و هم صف نفت، حالا غم این باران بی وقفه را چه کنند؟ می گویند، امدادگران کاری از دستشان برنمی آید، بالگردها محدودند، راه ها مسدود و خسارت ها فراوان است. وخامت اوضاع به گوش همه رسیده اما فقدان هماهنگی در مدیریت حوادث طبیعی و اینکه هرکسی یک گوشه کار را بگیرد تا فعلا مشکل حل بشود و حادثه «جمع بشود»، نه تنها مدبرانه و خردمندانه نیست، بلکه آسیب های جبران ناپذیر این شیوه مدیریتی امکان دارد تا سال ها در جامعه آسیب دیده باقی بماند و از همه مهم تر به اعتماد عمومی نسبت به چگونگی مدیریت ملی حوادث طبیعی صدمه بزند.

یکی از مهم ترین اقدامات در مدیریت بحران سیل، جانمایی مناطقی است که احتمال سیل در آن ها می رود. تهیه نقشه هایی برای شناسایی نقاط ضعف سیستم دفاعی و مشخص کردن مناطق آسیب پذیر، اقدامی پیشگیرانه محسوب می شود که درنهایت باید به تعریف پروژه های جدید در سطح ملی منتهی شود.

سیستم های هشدار زودهنگام از دیگر اقدامات مدیریت بحران است. اساس سیستم هشدار موثر، شناسایی زودهنگام و تعیین حجم سیلی است که انسان ها در معرض آن هستند. این سیستم ها بدون پیش بینی دقیق و مطالعات جامع آماری نمی توانند تاثیر چشمگیری در کاهش خسارات داشته باشند. در مقیاس محلی هم این سیستم ها به بازرسی دوره ای و بهبود عملکرد نیاز دارند تا در صورت بروز حادثه آمادگی لازم را برای تصمیم گیری، پشتیبانی و حفاظت از خطر سیلاب داشته باشند.

مهندسان هیدرولیک، راه مقابله با مشکلات سیل را در مطالعات هیدرولوژیک، طراحی سیستم های تخلیه و سازه های مقاوم در برابر گسترش سیلاب می دانند. از سوی دیگر با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران، احیای پوشش های گیاهی و توجه به تراکم گیاهان، جلوگیری از تغییر کاربری بی رویه زمین ها، جلگه ها و جنگل ها به زمین های کشاورزی، جلوگیری از احداث بزرگراه ها، جاده ها و مسیرهای ریلی که باعث به هم خوردن اکوسیستم منطقه ای می شوند باید در تصمیم های کلان و منطقه ای لحاظ شوند.

همچنین باید در نظر داشت که هیچ راه حل فنی برای مهار سیلاب کاملا ایمن نیست. حتی اگر سیستم همیشه جواب داده باشد، ممکن است به دلیل خرابی احتمالی یا سیل های نادر با حجمی بیش از ظرفیت پیش بینی شده ناکارآمد شود. بنابراین آمادگی کامل مدیران و استفاده از جدیدترین فناوری در پیش بینی و مهار سیل از مهم ترین محورهای مدیریت بحران بوده که ایران فاقد آن است و رئیس سازمان مدیریت بحران، اسماعیل نجار، صراحتا و با اعتماد به نفس کامل از عدم آمادگی مدیریت بحران برای مقابله با این سیل، سخن گفته و البته محض دلگرمی تاکید کرده است، به محض پیش بینی وقوع سیلاب و از چندین روز قبل هشدارهای ملی و محلی در این زمینه صادر شده است.

او در تشریح آخرین وضعیت مناطق سیل زده در سیستان و بلوچستان مباحث متعددی را مطرح کرده، از اینکه سیلاب در حال فروکش کردن است و کارهای امدادی سرعت بیشتری گرفته و با توجه به اینکه به دلیل وضعیت جوی امکان پرواز بالگردها وجود نداشته از روز گذشته 3 فروند بالگرد در سیستان و بلوچستان به پرواز درآمده و امور مربوط به امدادرسانی را با سرعت بیشتری انجام داده اند. نجار به قطعی برق در 130 روستا و جریان آب در 100 روستای استان سیستان و بلوچستان اشاره کرده و افزوده است: حدود 2 هزار نفر نیز در سیلاب گرفتار بودند که عملیات رهاسازی آنان انجام شده است.

سیل، اندک دارایی مردم فقیر را برد

سیستانی ها می گویند، «سیل خانه های خشتی و کپرها را برد. همان یک گوسفند و گوساله لاغری که از مرگ واقعی نجاتمان می داد را با خودش برد. ظرف و ظروف ها و رخت و لباس ها را. همان اندک دارایی های مردم فقیر را برد. کسانی بودند که در طول یک سال و نیم گذشته یک جفت کفش پاره می پوشیدند؛ هم در سرما هم در گرما. سیل همان کفش را هم با خودش برده.»

هلال احمر برای کمک هلیکوپترهایش را بسیج کرده و یک هلیکوپتر هلال احمر بیش از شانزده کودک را که به یک درخت آویزان شده بودند، درحالی که آب داشت به بچه ها می رسید، نجات داد.شماری از افراد محلی اورکی دشتیاری در محاصره آب های خروشان سیل گیر افتاده بودند. خبری از امدادرسان ها یا هیلکوپترهای امدادی نبود. مردم از چابهار یک قایق صیادی آوردند و گرفتارشده ها را نجات دادند درحالی که تعدادی از آن ها زنان و کودکان خردسال بودند. منابع محلی می گویند، در جریان سیل اخیر قریب به چهل هزار خانه روستایی تخریب شده است. «احتمالا منظورشان کپرها و آلونک های افراد روستایی است.» همه خانه ها زیرآب اند و رودخانه اجساد چند فرد مفقودشده را پس داده است.

در منطقه زرآباد و کنارک بالای هر درختی که نگاه می کردی یکی دو نفر آویزان بودند. «حالا تصورش را بکنید یک فردی که در طول چند روز امکان آشپزی نداشته و غذای کافی نخورده و بی بنیه است و لباس کافی هم ندارد، زیر بارش باران و سوز سرما تا چه مدت می تواند در شرایط آویزان مانده به درخت ها دوام بیاورد؟»

«محمد بلوچ زاده»، بخشدار مرکزی نیکشهر در صفحه توئیتری اش به یک مورد از این خسارت های ویرانگر اشاره می کند. اینکه تمام دارایی مردم فقیر و محروم روستای «هنزم زیردان» در نیکشهر چهار عدد بز بوده است که بر اساس گزارش های دریافتی همین چهار راس بز را سیل بلعیده است و دام ها بیمه نبودند تا خسارتشان جبران شود.

پیش تر فرماندار شهرستان ایرانشهر گفته بود: برای مواجهه با سیلاب احتمالی در آماده باش کامل به سر می بریم. سوال اینجاست که در صورت آمادگی، چرا مردم در چمبره سیل مفقود یا آواره شده اند؟

ته مانده اعتماد عمومی به دولت هم از میان رفت

بالطبع با وجود پیشرفت های مهندسی در چند دهه گذشته، سیل همچنان یکی از خطرناک ترین تهدیدها به شمار می رود و شدت آسیب های آن در پنجاه سال گذشته روبه افزایش بوده است. خطر سیلاب فقط مادی نیست و با میزان آسیب پذیری اجتماعی و بحران اقتصادی جمعیت آسیب دیده در ارتباط مستقیم است. وقتی سیل آسیب مادی و اجتماعی توامان داشته باشد بدل به بحران و تهدید می شود و در این مواقع باید هلال احمر و فرمانده ای وجود داشته باشد تا در زمان وقوع حوادث طبیعی به کمک مردمی بشتابد که در چنبره بحران گرفتار آمده اند و آلام از زمین و آسمان بر سرشان می بارد. می گویند، هرچه هست زیر سر دولت است، گویا پاستورنشینان می خواهند به هر طریق ممکن، علی اصغر پیوندی را به جمعیت بازگردانند و ازاین رو، استعفایش را هنوز نپذیرفته اند! حالا همه به این باور مشترک رسیده اند که هلال احمر خودش نیاز به منجی دارد و براثر تعلل در انتخاب رئیس برای مجموعه ای که با جان آدم ها سروکار دارد، همان ته مانده اعتماد عمومی به دولت هم از میان رفته است.

مشکل کمبود تجهیزات و اقلام اولیه امدادی در انبارها

احمد صادقی از کارشناسان مدیریت بحران، در گفت وگو با «رسالت» مثل همه ما، انگشت نشانه اش را به سوی هلال احمری نشانه می گیرد که مهم ترین دستگاه پاسخ دهنده در حوزه امداد و نجات است. او عنوان می کند که فاقد رئیس بودن این مجموعه و بلاتکلیفی فعلی، تاثیرات بسزایی در بحث پاسخگویی به نیازها می گذارد و در این قضیه، دولت کوتاهی کرده است و در حال حاضر، پس از وقوع بحران سیل، شاهد عدم فرماندهی واحد و هماهنگی هستیم که همواره بر آن تاکید کرده ایم.او هشدار می دهد، جمعیت هلال احمر به دلیل نداشتن رئیس و عدم جذب اعتبارات با مشکل کمبود تجهیزات و اقلام اولیه امدادی در انبارها روبه روست، این مسئله باید جدی گرفته شود و دولت به هر ترتیب، تکلیف ریاست این مجموعه را مشخص کند و اعتبارات لازم را اختصاص بدهد تا انبارهای جمعیت خالی نباشد چرا که در این شرایط، هرچقدر هم بدنه هلال احمر برای امدادرسانی کوشش کنند، بازهم مشکلات بر سر جای خود باقی خواهند بود.

این صاحب نظر در حوزه مدیریت بحران در ادامه سخنانش به بحث پرحاشیه غافلگیری اشاره دارد و البته در بیان علل این مسئله، از عدم دغدغه مندی مسئولان نسبت به مدیریت بحران و یا نداشتن علم و دانش کافی در این زمینه، سخن می گوید. به باور صادقی، کسی که به عنوان فرماندار یا استاندار مشخص می شود و مسئول مدیریت بحران یک استان است باید دغدغه لازم را داشته باشد، وقتی دغدغه ای ندارد یعنی علمی برای مقابله با بحران هم در چنته نداشته و نمی داند فرآیند هشدار به چه صورت است و این ماجرا در دوره های مختلف به طور مکرر تکرار می شود، ضمن اینکه دولت به شدت ناکارآمد شده و مصداق آن عدم رسیدن به یک مدیریت بحران قوی است؛ حال آنکه ایران، از جمله کشورهای بلاخیز دنیا است و از این منظر، در رتبه 3 تا 5 قرار دارد، بنابراین لازم است در این زمینه وقت کافی بگذاریم و اعتبارات لازم را اختصاص دهیم. در اینجا بحث تربیت نیروهای متخصص بسیار اهمیت دارد اما متاسفانه به دلیل ناکارآمدی و بی انگیزگی و بی حالی مدیران، چرخه حوادث طبیعی هر بار دامنه گسترده تری پیدا می کند.

او به تشریح این مسئله می پردازد، که برخی مواقع باید براساس پیش بینی ها، اعلام وضعیت کرد که آیا این وضعیت، عادی یا در حال اضطرار است، در این زمینه، دستگاه های هشداردهنده مثل سازمان هواشناسی و وزارت نیرو مطابق قانون باید هشدار بدهند و این مسئله به مجموعه های بالادستی سازمان های عملیاتی نظیر مدیریت بحران اعلام شود، «البته شرایط ما در سیستم های هشدار مناسب است و دارای امکان پیش بینی تغییرات جوی هستیم و می توانیم از قبل، پیش بینی ها را بررسی و تحلیل کنیم و با توجه به هشدارهایی که سازمان هواشناسی در حوزه تغییرات اقلیم می دهد، آمادگی نسبی را برای دستگاه ها ایجاد کنیم. البته سیستم مدیریت بحران در حوزه استان ها از این اتفاق غفلت کرده اند یعنی استانداری سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان یا آن هایی که درگیر کار شده اند، استاندارهایشان باید پاسخگو باشند. روز گذشته مصاحبه زنده تلویزیونی را از استاندار کرمان دیدم که از او سوال شد، سازمان هواشناسی چه مسئله ای را اعلام کرده بود، به راحتی پاسخ داد، حضور ذهن ندارم! این نشان می دهد، برای استاندار کرمان به عنوان رئیس مدیریت بحران این استان، اصلا اهمیتی نداشت که چه اتفاقی در کرمان رخ می دهد تا برای دستگاه ها اعلام آمادگی کند. در اینجا هر سه استان مطرح در سیل باید پاسخ بدهند که چرا اعلام وضعیت نکرده اند و سیستم های هشدار را جدی نگرفته اند و چرا آماده باش های از پیش تعیین شده را به دسته عملیاتی اعلام نکرده اند.»عباس تقی زاده، مدیر گروه سلامت در حوادث و بلایا و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، تمایلی ندارد که اظهارنظری درباره هلال احمر داشته باشد، اما در عین حال به«رسالت» می گوید: «بعد از سیل فروردین ماه، اقدامات اجرایی چندانی انجام نشده و در ساختار مدیریت بحران کشور، هماهنگی بهتری انجام نگرفته است. عدم تقویت ساختار مدیریت بحران در کنار نخریدن تجهیزات خاص، مشکلات را بیشتر کرده و در حال حاضر مهم ترین مسئله سیستان، امداد و نجات است.»او تاکید می کند، «سیستان و بلوچستان، بسیار گسترده است و کل عملیات امداد از طریق زاهدان انجام می شود و آن ها درخواست داشتند که حداقل یک پایگاه بزرگ در جنوب سیستان و بلوچستان قرار بگیرد. از طرفی توزیع منابع باید به صورت غیرمتمرکز انجام شود تا بتوانیم امدادرسانی بهتری داشته باشیم، بحث هماهنگی بین دستگاه ها ضروری بوده و این قابل قبول نیست بگویند بارش یک ساله، یک روز اتفاق افتاده و به همین دلیل نتوانستیم بحران را مدیریت کنیم، این امر بستگی به آمادگی دارد، تجربه حادثه باعث می شود که میزان آمادگی بالا برود، طبعا این گونه سیل ها کمتر در کشور اتفاق افتاده، بیشترین سیل و تلفات ناشی از آن در منطقه آذربایجان شرقی و گلستان بوده و در مناطق جنوبی کمتر شاهد این موضوع بوده ایم و در حال حاضر هشدارها بسیار جدی است، باتوجه به تغییرات اقلیمی که عمدتا در جنوب کشور از خوزستان و بوشهر و هرمزگان تا سیستان و بلوچستان و کرمان، اتفاق افتاده، باید برای این مسئله تدابیری اندیشید.»