آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۳
جلد دوم
۷
پرونده

سایه روشنی در شبکه های اجتماعی

گروه اجتماعی: دیگر نمی توان بدون حضور در شبکه های اجتماعی کارها را پیش برد. شاید برای یک زندگی بی سر و صدا و با کمترین ارتباط بشود قید حضور در شبکه های اجتماعی نظیر «توییتر» و «اینستاگرام» را زد ولی حتی برای یک زندگی معمولی هم «واتس آپ» و «تلگرام» کاربردهایی غیرقابل انکار دارند. این روزها همه با گوشی های همراه شان فیلم می گیرند و منتشر می کنند. این فرصتی است برای باخبر شدن از افرادی که نسبت به هم در دورترین فاصله قرار گرفته اند. خاصیت تصویربرداری هم این است که هر کس از زاویه دید خود واقعه ای را ثبت می کند. از سوی دیگر شبکه های اجتماعی ابزار وجود است و طرح دیدگاه های کاربر. حال این وضعیت را در مورد دولتمردان درنظر بگیریم، آن هم در شرایطی که طبق تصمیم بخشی از حاکمیت استفاده از شبکه های اجتماعی در ابزارهایی نظیر «توییتر» و «تلگرام» نیازمند استفاده از فیلترشکن است و برخی ابزارها آزاد است. در این شرایط و از ابتدای فعالیت دولت یازدهم وزرایی در توییتر چنان فعال بودند که از این شبکه اجتماعی به عنوان یکی ابزارهای کاری شان بهره بردند. آنچه «محمدجواد ظریف» در قامت وزیر امور خارجه انجام داد بخشی متوجه خبررسانی بود ولی بخشی از آن خود یک رفتار دیپلماتیک تلقی می شد. رفته رفته تعداد دولتمردانی که در شبکه های اجتماعی حضور داشتند بیشتر و بیشتر شد تا آنکه امروز در یک بررسی اجمالی می بینیم از میان 36 عضو کابینه دولت 20 نفر حساب کاربری «توییتر» دارند. این حضور هم مزایایی دارد و هم معایبی؛ نخست آنکه هدف از این حضور چیست؟ دیگر آنکه آیا قرار است دولتمردان در شبکه های اجتماعی بخشی از کارشان را نمایان کنند یا رفتار و نظر شخصی شان را طرح کنند. موضوع دیگر به پاسخ این پرسش توجه دارد که آیا اساسا لازم است دولتمردان درباره هر چیزی اظهارنظر کنند؟ آن هم در شرایطی که هنوز تا «شفافیت» در اطلاع رسانی فاصله بسیار است و از سوی دیگر سیاست های معاونت مطبوعاتی در چند سال اخیر به کثرت عجیب و غریبی در تعدد رسانه های مکتوب و الکترونیک منجر شده که هر یک از آنها حساب های کاربری در شبکه های اجتماعی هم دارند. حال برای یافتن همین پرسش ها مجموعه مطلبی را تدارک دیده ایم که در روزهای بعد آن را کامل تر هم خواهیم کرد.