آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۳
هنر و ادبیات
۸
فیلم

نگاهی به فیلم «یک روز بارانی در نیویورک»

تکرار دنیای آلنی

رویا عجمی

احتمالا باید از طرفدارهای سینمای وودی آلن باشید که فیلم «یک روز بارانی در نیویورک» را دوست داشته باشید. وودی آلن ابتدا به عنوان یک کمدین و سپس به عنوان نویسنده ا ی خبره و کارگردانی خلاق شناخته می شود. او از آن جمله فیلمسازانی است که تماشای آثارش مثل لذت بردن از زیبایی های سینما در کنار پیچیدگی زندگی و انسان ها است، دنیای فیلم های وودی آلن از روابط و اتفاق های ساده ای که هر روز ممکن است در زندگی اتفاق بیفتد، شروع می شود و بعد باید منتظر هر چیزی باشیم، وودی آلن تا به اکنون از جمله کارگردان های پرکار هالیوودی بوده است که هر سال سینما، مخاطبان و منتقدان منتظر حداقل یک فیلم از او هستند. فیلم «یک روز بارانی در نیویورک» را وودی آلن در سال 2017، برای استودیوی آمازون ساخت؛ قرار بود فیلم در سال 2018 به صورت اینترنتی منتشر شود اما در پی اتهامات آزار جنسی که طی جنبش «من هم» به او وارد شد، آمازون این فیلم را بایگانی کرد. وودی آلن برای این اتفاق از آمازون شکایت کرد و سرانجام پس از یک سال کشمکش قضایی، فیلم در چند کشور اروپایی روی پرده رفت. فیلم با نریشن راوی اول شخص «تیموتی شالامه» شروع می شود و با شهرگردی های همیشگی شخصیت های فیلم های وودی آلن که یادآور فیلم های قبلی او است، ادامه پیدا می کند و به شدت به فیلم «نیمه شب در پاریس» شباهت دارد. این فیلم تا انتها پر از نشانه های مخصوص سینمای وودی آلن است تا حدی که اگر مخاطب آشنا با سینمای او از نیمه های فیلم وارد سینما شود، به راحتی می تواند حدس بزند که این فیلم اوست. همین موتیف هاست که این فیلم را از فیلم های دیگر متمایز می کند اما تمایز نه به این معنا که هنوز هم توانسته امتیاز بالایی را برای خود به دست بیاورد. داستان «یک روز بارانی در نیویوک» به خودی خود هیچ ایرادی ندارد و تمام اتفاق ها درست و بجا می افتد. داستان های گره خورده تمام شخصیت های داستان که هر کدام را می شود جداگانه دنبال کرد، پشت سرهم اتفاق می افتند و سریع پایان می پذیرند؛ انگار همگی باهم در دنیای سینمای هالیوود نشسته ایم و هر لحظه منتظریم کسی داخل شود و درگیر اشلی (با بازی ال فانینگ) داستان شود، آدم هایی که دنبال هیچ چیز نیستند در چشم برهم زدنی داستان های شان عنوان می شود. «یک روز بارانی در نیویورک» قصه همیشگی فیلم های آلن را دارد، داستان رابطه های زودگذر دقیقا مثل باران های بهاری با هوایی دلپذیر و خاطره ای که یک عمر می ماند مثل جایی در فیلم که اشلی اشاره می کند این خاطره ای می شود که برای نوه ام تعریف خواهم کرد و البته داستان پرسه زنی های شخصیت اصلی که مثل بسیاری از فیلم هایش انگار خود وودی آلن است در کوچه پس کوچه ها و تلاش برای شناخت زندگی خود و اطرافیانش که با نریشن های سطحی و لو رفته ای این اتفاق می افتد. فیلم «یک روز بارانی در نیویورک» اثر کمدی رمانتیکی است که یک روز آفتابی و در دانشگاه یاردلی شروع می شود. با رنگ های دلپذیر، گرم و صدای دلنشین تیموتی شالامه و زیبایی های بصری بسیار زیاد ادامه پیدا می کند و با نمای روزی بارانی در سنترال پارک نیویورک به پایان می رسد.