آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۳
جامعه
۱۰
گفت و گو

قاضی زاده، روزنامه نگار در رفتارشناسی دولتمردان در شبکه های اجتماعی

حضوری برای منازعات جناحی

گروه اجتماعی: «علی اکبر قاضی زاده» روزنامه نگار و مدرس این حرفه می گوید: مسوولان ما همیشه در برقراری ارتباط با مردم، ضعیف ترین عملکرد را دارند» و با همین دیدگاه درباره آنکه دولتمردان در شبکه های اجتماعی نظیر توییتر چه رفتاری باید داشته باشند به تحلیل و بررسی پرداخت. او بر این نکته تاکید می کند: «از اینکه مسوولان ما به جای هر کاری، در شبکه های مجازی حضور دارند واقعا تعجب می کنم.» آنچه پیش رو دارید تلاشی است برای بررسی نقش رسانه ای و رفتارشناسی دولتمردان در شبکه های اجتماعی با صاحب تالیفاتی چون «گزارش نگاری» و «نوشتن برای رادیو.»
بنا به اطلاعات و شواهد موجود، بدنه دولت و مسوولان کشور در فضای مجازی حضور زیادی دارند. البته این حضور اشکالی ندارد، آنها هم شهروند هستند و می توانند به عنوان یک شهروند در این فضا حضور داشته باشند ولی ایراد این است جایی که لازم است و انتظار جامعه عمومی است که مسوولان در این فضا با مردم همراهی کنند، در آن زمان ها سکوت می کنند اما در مواقع غیرلازم در مورد همه چیز حرف می زنند. اگر مسوولان به حفظ پوسته رسمی معتقدند با این حضور بیش از حد در فضای مجازی، اعتبار خودشان را هم زیر سوال می برند. نظر شما به عنوان روزنامه نگار پیشکسوت در این باره چیست؟

بارها گفته ام که مسوولان ما همیشه در برقراری ارتباط با مردم، ضعیف ترین عملکرد را دارند و متاسفانه جایگاهی برای مردم قائل نیستند یا جایگاه اندکی قائلند غیر از زمان هایی که از مردم کمک می خواهند و به عدد آدم ها نیاز دارند. ولی آنجایی که مردم به اینها نیاز دارند، حضورشان بسیار کمرنگ است. مثال مشخص، ماجرای برجام است. واقعا چند درصد مردم می دانند مشکل ما با اروپایی ها چیست؟ مردم ما باید این را بدانند. در بزنگاه هایی مثل همین روزهای اخیر، مسوولان اجرایی نیاز به حمایت مردمی داشتند ولی واقعا مردم را از دست دادند. مسوولان سپاه می گویند ما در شرایط جنگی قرار داریم. مردم ما باید بدانند این جنگ برای چیست. در شرایط جنگی در تمام دنیا، مسوولان باید به مردم تکیه کنند اما در شرایطی که مردم، هیچ اطلاعی از ماهیت این درگیری ندارند، چطور می شود انتظار داشت که مردم پشت مسوولان بایستند و سینه سپر کنند و در جاهایی که لازم است دخالت کنند؟ من متاسفم که در دهه های اخیر، سیاستی در پیش گرفته شد که روزنامه ها و روزنامه نگاران، بیگانه محاسبه شدند و با عنوان «عوامل بیگانگان» مورد خطاب قرار گرفتند در حالی که خبرنگارانی که من می شناسم، آدم هایی بسیار دلسوز نسبت به کشورشان هستند منتها نسبت به بعضی اتفاقات انتقاد دارند چون شغل ما، انتقاد است و خبرنگار هم با انگیزه شخصی دنبال خبر نمی رود بلکه خبر را برای مردم و برای آگاهی رسانی پیگیری می کند. به نظرم، به یک تجدیدنظر کلی نیازمندیم آن هم اگر دیر نشده باشد چون متاسفانه بسیاری اتفاقات، اصلا التیام پذیر نیست و از جمله بیگانگی مردم از مطبوعات و رسانه ها که بسیار بعید می بینم مردم برگردند و دوباره به رسانه ها اعتماد کنند؛ رسانه های دیداری و شنیداری مثل رادیو و تلویزیون و حتی رسانه های نوشتاری و متاسفم بگویم که در چنین شرایطی، مردم برای خبرگیری، چاره ای جز مراجعه به رسانه های فاقد هرگونه اهداف دوستانه درباره ما ندارند. علاوه بر این از این هم که مسوولان ما به جای هر کاری، در شبکه های مجازی حضور دارند واقعا تعجب می کنم. من که خیلی هم گرفتار نیستم و کار اجرایی هم ندارم، به هیچ وجه فرصت نمی کنم در فضای مجازی بگردم. ولی در عوض می بینم که بعضی مسوولان، یک پست ساعت 12 نیمه شب و یک پست ساعت 8 صبح منتشر می کنند. آیا اینها کار دیگری ندارند؟ آن هم وقتی جامعه، نیازمند تلاش های بیشتر این مسوولان است؟ فرقی هم نمی کند؛ مسوولان وزارت راه، وزارت نیرو، سخنگوی دولت، رییس جمهوری، وزیر خارجه و... نمی دانم چطور فرصت می کنند و چطور می توانند ذهن شان را خلوت کنند که در فضای مجازی پیام بدهند و به این پیام ها پاسخگو باشند و وارد بحث ها شوند؟ اصلا این حضور چه خاصیتی دارد؟ دولت ما، سخنگو دارد؛ در تمام کشورها هم حرف ها را از سخنگو می شنویم. حالا یک آدم غیرعادی به نام آقای ترامپ هم در گوشه ای از دنیا در این شبکه ها حضور دارد ولی این شکل حضور، یک استثناست. حتی اوباما یا سایر روسای جمهور و نخست وزیران و پادشاهان هم تا این حد خودشان را درگیر شبکه های اجتماعی نکرده اند. ولی مسوولان ما آنقدر دلبسته این پیام دادن ها و پیام گرفتن ها هستند که البته زیان هایش را هم در همان فضا می بینند چون جواب های ناخوشایندی هم می شنوند و من تعجب می کنم که مسوولان ما، چطور فرصت حضور در شبکه های اجتماعی دارند چون صرفا نوشتن چند جمله نیست بلکه این جملات باید با آسایش فکری نوشته شود. مسوولان ما چقدر وقت آزاد دارند که می توانند در این فضا جولان بدهند؟

ممکن است یک دلیل این باشد بخواهند بگویند ما با مردم هستیم و مردم را می بینیم و از وضعیت مردم غافل نیستیم؟

خدا حفظ شان کند! چرا این کار را در برابر روزنامه نگاران نمی کنند؟ چرا استاندار کرمان، روراست به مردم نمی گوید که چرا در جریان تشییع شهید قاسم سلیمانی این همه آدم کشته شدند؟ چرا یک اتوبوس با آن همه مسافر سقوط می کند و آن تعداد آدم دچار آسیب می شوند؟ چرا سیل در سیستان و بلوچستان این همه خرابی به بار می آورد؟ اینجاست که باید به مردم جواب بدهند. خیلی خیلی بد است که سخنگوی دولت و رییس جمهوری بگویند از یک سری اتفاقات در کشور بی خبرند. به نظر من یکی از دلایل حضور مسوولان در فضای مجازی، دعوای میان جناح های سیاسی است که واقعا نمی دانم در دعوای جناح راست و جناح چپ با سایر جناح ها، تکلیف مردم چیست و مردم باید چه بکنند؟ دولت و جناح ها، دعوای شان را با یکدیگر حل بکنند اما مردم را وارد این دعوا نکنند و حیثیت ایرانی را در دنیا نبرند. امروز 7 الی 8 کشور برای ما چاقو تیز کرده اند و ما را دروغگو خطاب می کنند و به ایجاد تشنج متهم می کنند و مسخره می کنند که هواپیمای مسافری را با موشک اشتباه می گیریم. اینجا آن نقطه ای است که مسوولان باید با هم به توافق اصولی برسند و تکلیف شان را در برابر مردم روشن کنند تا مردم هم بدانند با اینها چه تکلیفی دارند.

شما در مجموع حضور زیاده از حد بدنه دولت در فضای مجازی را درست و منطقی می بینید؟

به هیچ وجه؛ فضای مجازی در کشور ما بد شناخته شده. این فضا برای کارهای فوری و اطلاعات خیلی مهم است. من هفته ای یک بار سراغ پیام های تصویری دریافتی صفحاتم می روم و می بینم 50 درصد این پیام ها تکراری است. ما کارکرد این فضا را بد متوجه شدیم و مسوولان ما هم مثل مردم، کارکرد این فضا را نمی شناسند و به یک ابزار ارتباطی بسیار مهم، به چشم سرگرمی نگاه می کنند.

در سایر کشورها، معاونان وزرا یا شهرداران تا چه حد در فضای مجازی حضور و پاسخگویی دارند؟

چند سال قبل، چند نقطه شهر لندن بمب گذاری شد. پلیس لندن، به طور مستمر هر دو ساعت یک بار خبرنگاران را جمع می کرد و یافته های تا آن ساعت را با آنها در میان می گذاشت. خبرگزاری رویترز و روزنامه گاردین و روزنامه استاندارد هم سایر اطلاعات را از قول یک مقام آگاه دنبال می کردند. در کشور ما، وزیر راه هم در مورد اختلاف میان ایران و انگلستان اظهارنظر می کند و امام جمعه یک شهرستان هم در مورد سیاست های روز اظهارنظر می کند در حالی که در دنیا اینطور نیست و وزرا نمایندگان و روحانیون و مسوولان ما هم باید عادت کنند در عرصه خدمتی و مسوولیت و وظایف خودشان حرف بزنند. امروز همه می خواهند در هر زمینه در فضای مجازی اظهارنظر کنند. صرفنظر از اینکه تا چه حد این اظهارات صادق است یا خیر، اجازه بدهیم مسوولانی که فردا باید امضا کنند و تصمیم بگیرند در این فضا حرف بزنند و آنها هم واقعا با مردم صادق باشند. همه چیز را نمی شود از مردم پنهان کرد. دو دهه قبل یک حادثه ای لاپوشانی می شد و کسی هم نمی فهمید ولی امروز چنین کاری اصلا امکان ندارد. اوایل دهه 70 دودی در آسمان تهران مشاهده شد و تکه های دوده روی سر مردم می ریخت چون یک حوضچه مازوت را آتش زده بودند ولی هیچ کس نفهمید این چه بود و فقط ما که در کار خبر بودیم علت این واقعه را می دانستیم. آن زمان پنهانکاری ممکن بود ولی الان ممکن نیست. کسی از منشا سیل شمیران با خبر نشد ولی الان پنهانکاری ممکن نیست. شاهد بودیم که یک نفر یک توییت از سقوط هواپیما نوشت و همین توییت، به سند رسمی محکومیت ما تبدیل شد. نمی توانیم مردم را فریب بدهیم و تصور کنیم که شاید مردم نفهمند، چون مردم می فهمند و عکس العمل های غیرطبیعی و غیرمنتظره نشان می دهند چنان که دیدیم.

چقدر امکان دارد این حضور زیاده از حد اعضای هیات دولت و مسوولان در فضای مجازی، باعث توهین به اعتبار و جایگاه شان شود؟

یقین دارم که لطمه می خورند؛ وزیر خارجه حتما در این روزها حرف های بی ربط و ناسزای فراوان شنیده. راه ارتباط با مردم، حضور در فضای مجازی نیست. این شیوه راضی کردن مردم نیست. شاید ژستی برای آن طرف مرزها باشد که آن طرفی ها هم خیلی باید بیکار باشند که برای خواندن این توییت ها وقت بگذارند ولی در داخل کشور احترام و اهمیت جایگاه این آدم ها با این حضور کم می شود چون نوع پیام هایی که می دهند معمولا مورد قبول مردم نیست. مردمی که از خیلی جاها و خیلی جنبه ها لطمه دیدند و بی خبر بودند، به این حرف ها می خندند و عکس العمل های غیرطبیعی از خودشان نشان می دهند و به نظر من، این حضور، هیچ جنبه مثبتی ندارد. جنبه مثبت این است که برای مردم جدی تر کار کنند و واقعا در خدمت مردم باشند. بارها گفته ام، هیچ اشکالی ندارد وزیر مملکت ما بنز آخرین مدل سوار شود و در بهترین نقطه شهر خانه داشته باشد و مستخدم داشته باشد، ولی به اندازه شغلی که دارد، کار هم انجام دهد و به تناسب موهبتی که از ما مردم می گیرد، کارکند.