آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۳
اقتصاد
۱۲
گفت و گو

دادپی: نهادهای هوانوردی نباید از مسوولیت توقف پروازهای مسافربری شانه خالی کنند

راه دشوار بازگشت اعتبار هوایی

گفتگو: اکرم فیض آبادی
بعد از مشخص شدن دلیل سانحه سقوط هواپیمای اوکراینی، موج انتقادها به سمت کارشناسان و تحلیلگران صنعت هوایی نشانه گرفته شد. منتقدان که بخش زیادی از آنها، شهروندان عادی کشور هستند، می گویند اقدام عجولانه کارشناسان صنعت هوانوردی، نسبت به رد فرضیه اصابت موشک به هواپیما باعث شد اعتماد عمومی نسبت به جامعه متخصص از میان برود. از سوی دیگر موضوعی که در این روزها بسیار به آن پرداخت می شود این است که چرا باتوجه به شرایط جنگی پروازهای تجاری و مسافری برای ساعتی متوقف نشد؟ سردار حاجی زاده، فرمانده هوافضای سپاه در نشست خبری روز شنبه هفته جاری که به منظور تشریح جزییات حادثه سقوط هواپیمای مسافربری برگزار شد، در پاسخ به این سوال که «آیا نمی شد باتوجه به اینکه در حال انجام عملیات موشکی بودیم و آسمان کشور طبیعتا از حالت عادی خارج شده بود، فضای آسمان ایران برای ساعاتی از پروازها عاری می شد و پروازی صورت نمی گرفت» این گونه پاسخ داد: «از دید من در شرایط جنگی باید این اتفاق ازسوی مسوولان ذی ربط می افتاد اما به هر ترتیب نیفتاد اما اگر از آنها می خواستیم انجام می دادند، چون مسوول این کار ما نبودیم و کسان دیگری باید این کار را می کردند.» هر چند در صحبت های فرمانده هوافضای کشور مشخص نیست که دقیقا چه نهاد یا سازمانی مسوول دستور توقف پروازهای مسافری بوده اما سازمان هواپیمایی کشوری با این حال طبق ماده 10 قانون هواپیمایی کشوری، در شرایط امنیتی و نظامی، اداره کل هواپیمای کشوری (سازمان هواپیمایی کشوری) با تصویب هیات وزیران و دولت می تواند بخشی یا همه منطقه پروازی را محدود یا تحت شرایط خاصی کند. در همین رابطه خبرنگار ما سراغ علی دادپی، کارشناس و تحلیلگر مسائل هوانوردی و استاد دانشگاه سنت ادواردز تگزاس امریکا رفت و با او در رابطه با این موضوع گفت وگو کرد.
در آغاز انتشار اخبار سقوط هواپیمایی، این انتقاد به جامعه کارشناسی هوانوردی وارد شد که قدری عجولانه وارد فضای گمانه زنی درباره دلایل سقوط هواپیما شده است. از نظر شما ورود کارشناسان هوایی به این موضوع و ارایه اظهارنظر برای رد اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی کار نادرستی بود؟

باتوجه به پیش فرض های ذهنی و تجربه کاری که در این گونه موارد وجود دارد؛ این موضع گیری کارشناسان هوانوردی طبیعی بود، چراکه هیچ کدام باور نمی کردند که مدیریت پدافند کشور مرتکب چنین خطایی شود و یک هواپیمای مسافربری را مورد هدف قرار دهد یا اگر در شرایط بحرانی هستیم مدیریت هواپیمایی کشوری به هواپیماها اجازه پرواز بدهد.

بنابراین شما معتقدید که هنوز این اعتماد به جامعه کارشناسان صنعت هوانوردی از بین نرفته است؟

به اعتقاد من اعتماد افکار عمومی به کارشناسان صنعت هواپیمایی از بین نرفته است، بلکه پرسش های شان افزایش پیدا کرده است. روند رسیدگی و حقیقت یابی درباره سوانح و عدم اطلاع رسانی باعث شده که پرسش های بسیاری در ذهن شهروندان ایرانی درباره سوانح هواپیمایی به وجود بیاید که این سوالات همچنان بی پاسخ مانده است.

در حال حاضر باتوجه به تحولاتی که تقریبا از یک هفته پیش رخ داده، این بی اعتمادی به افکار عمومی نیز سرایت کرده است. به نظر می رسد که افکار عمومی همواره از علت سوانح هوایی که اتفاقا زیاد هم در ایران رخ می دهد، قانع نمی شود. اینکه در بسیاری از موارد سوانح هوایی، این «خلبان» هواپیماست که به عنوان «مقصر» معرفی می شود همین شائبه ها را افزایش می دهد...

این واقعیت که در هیچ کدام از سوانح هواپیمایی به استثنای سانحه ایران 140 یک بررسی ساختاری و سیستماتیک انجام نشده است خود بیانگر این واقعیت است که درباره هیچ کدام از این سوانح افکار عمومی قانع نشده اند. اما فارغ از مردم و شهروندان ایرانی که حق دارند بدانند چه اتفاقی افتاده، جامعه هوانوردی کشور در چارچوب تعریف شده و به وجود آمده ای فعالیت می کند که در آن حق پرسشگری ندارد و برای همین باید براساس باورها و نه واقعیت ها عمل کند. همزمانی سانحه با حمله موشکی ایران به پایگاه های امریکا در کشور عراق این احتمال را ایجاد می کرد که احتمال برخورد با موشک وجود دارد ولی جامعه هوانوردی کشور آن قدر در برابر نقص های ساختاری صنعت، به ناچار سکوت کرده است تا اجازه فعالیت داشته باشد که حتی نمی توانست چنین خطایی را تجسم کند و محتمل بداند.

در حال حاضر فضایی به وجود آمده که همین جامعه هوانوردی و کارشناسی به دنبال یک «مقصر» درباره دلیل به وجود آمدن این سانحه می گردد. از نظر شما دلیل این سانحه چه بود؟

کوتاهی برخی متولیان در این سانحه کتمان ناپذیر است. در شبی که کشور به حالت جنگی می رود و نیروهای نظامی اش به اهداف نظامی حمله می کنند هر عقل سلیمی می گوید که خطر پرواز در کشور افزایش پیدا کرده است و احتیاط شرط عقل است. می گویند چیزی به آنها اعلام نشده بود ولی خود ایشان هم گویا چیزی نپرسیده اند و فرض نکرده اند که پروازها در شبی متفاوت با شب های دیگر صورت می گیرد. البته باید به این واقعیت اشاره کنم که به رغم تعدد سازمان ها و نهادهای ناظر و حاضر در هواپیمایی کشور یک مرجع واحد تصمیم گیری درباره هواپیمایی وجود ندارد. تعدد نهادها و سازمان ها در عمل به مسوولیت گریزی کمک کرده است تا مسوولیت پذیری. در شب سانحه هیچ مقامی خود را مسوول تامین امنیت مسافران نمی دانسته و هیچ سازمانی نخواسته از وقوع حادثه پیشگیری کند. این خطای فعالان حوزه هوانوردی کشور نیست بلکه خطای مسوولانی است که سالیان سال بالاترین حق دخالت و نظارت را برای خود قائل بوده اند، ولی در عمل خود را مسوول نمی دانسته اند. صادقانه بگویم سیستم هواپیمایی کشوری ایران در ایمنی پرواز شرکت های هواپیمایی با چالش مشروعیت روبه رو شده و حل این مشکل هم نیازمند دیپلماسی گذر زمان است.

با این حساب، بازگشت اعتماد عمومی به صنعت هوایی ایران مستلزم چه الزاماتی است؟ این چالش اعتبار که می گویید تا چه زمانی باعث خواهد شد فضای آسمان ایران با ترافیک بالایی مواجه نباشد؟

اعتبار و اعتماد سال ها طول می کشند تا ساخته شوند؛ اما یک شبه به باد می روند. این مساله تا اصلاح ساختاری هواپیمایی کشوری ادامه خواهد داشت و مدت ها برقرار خواهد ماند. باید بپذیریم که شرکت های هواپیمایی و ایرلاین های معتبر دنیا در شرایط فعلی باتوجه به تعهدات شان به مسافران شان، سخت گیری های زیادی دارند. برای متقاعد کردن هواپیمایی های دنیا به استفاده مجدد از آسمان ایران باید نشان داد که مرجع واحدی برای تصمیم گیری وجود دارد که مسوول است و البته باید به تنش ها در منطقه هم خاتمه داد. البته در این فاصله باید فکری برای حفظ زیرساخت های هواپیمایی و فرودگاهی کرد که هزینه اش از درآمد ترانزیت هوایی تامین می شود. درباره اثر تحریم بر هواپیمایی نباید اغراق کرد. درست است تحریم اثر منفی داشته است اما اکنون این تحریم نیست که به پروازهای ترانزیت پایان داده است؛ این سوءمدیریت است که این کار را کرده است. سالیان سال است که برخی دیدگاه ها وجود دارد که به بهانه تحریم از قبول مسوولیت شانه خالی کرده اند و نخواسته اند واقعیت های بازار هواپیمایی را بپذیرند و نه خواسته اند که اثر منفی سیاست ها و تصمیمات غلط شان را قبول کنند. این قابل قبول نیست که نه شرکت فرودگاه ها و نه سازمان هواپیمایی کشوری در برابر ایمنی پروازها خود را مسوول نمی دانند و به این شکل بروکراتیک عمل می کنند که چون دستوری نبود دلیلی نداشت جلوی پروازها را بگیرند؛ عقل سلیم برای این روزهاست.