آرشیو سه‌شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۷
اقتصاد
۴

دلیل بی اعتمادی به نتایج طرح های توجیهی

اشکان کربلایی فر

با وجود اینکه هدف اول در فرایند مطالعات امکان سنجی پروژه های سرمایه گذاری، بررسی توجیه پذیری اقتصادی، فنی و مالی این پروژه ها به منظور تصمیم گیری برای اجرا یا اجرانکردن آنهاست، به نظر می رسد در بسیاری از موارد، سرمایه گذاران حقیقی و حتی حقوقی، نه برای اطلاع یافتن از وضعیت توجیه پذیری پروژه، بلکه صرفا به منظور تکمیل مستندات و طی کردن فرایندهای قانونی برای اخذ مجوزها و استفاده از تسهیلات بانکی، به تدوین گزارش های مطالعات امکان سنجی یا همان طرح های توجیهی روی می آورند و مشاوران این حوزه را صرفا وسیله ای در راستای تسهیل عبور از مراحل قانونی می دانند، نه گروه های متخصص برای ارزیابی پروژه ها و تعیین توجیه پذیری آنها. در واقع، این گونه به نظر می رسد که این دسته از سرمایه گذاران، با موضع گیری قبلی و اصرار به توجیه پذیر بودن پروژه خود، صرفا به دنبال تهیه نیازمندی های قانونی و گذر سریع تر از بوروکراسی های اداری سازمان های دولتی و بانک ها هستند و در این مسیر، خود را ناچار به استفاده از خدمات مشاوران امکان سنجی پروژه های سرمایه گذاری می بینند. سوال اینجاست که دلیل وجود چنین رویکردی در اکثر سرمایه گذاران چیست؟ موضوع مشابه دیگری که در این زمینه شایان تامل است، بی اعتمادی عموم عوامل و ذی نفعان پروژه های سرمایه گذاری به نتایج طرح های توجیهی است. این جمله بسیار شنیده شده است که «نتایج طرح های توجیهی، صرفا تئوری های روی کاغذ است و با آنچه در عمل محقق خواهد شد، مغایرت دارد». این بی اعتمادی نه فقط در میان سرمایه گذاران، بانک ها و سازمان های دولتی مجوز دهنده، بلکه حتی در دانش پذیران شرکت کننده در دوره های آموزشی تدوین طرح های توجیهی نیز وجود دارد؛ اما دلیل اصلی و ریشه این بی اعتمادی چیست؟ فرایند مطالعات امکان سنجی و ارزیابی اقتصادی، فنی و مالی طرح های سرمایه گذاری که پیش از اجرای طرح ها، به منظور بررسی توجیه پذیری یا عدم توجیه پذیری طرح ها انجام و منجر به تدوین گزارشی به نام طرح توجیهی می شود، از سوی ذی نفعان متعدد یک طرح سرمایه گذاری مثل شرکت سرمایه گذار دولتی یا خصوصی، تیم مدیریت پروژه، وزارتخانه متولی، بانک ها و موسسات مالی، شرکت های تامین سرمایه و شرکت های مشاور مطالعات امکان سنجی، به صورت مستقل و موازی انجام می شود. در این میان، شرکت مجری، اعم از خصوصی یا دولتی، به عنوان بنگاهی اقتصادی و در جایگاه سرمایه گذار و ذی نفع اول پروژه، معمولا انگیزه ای جز اندیشیدن به منافع بنگاه، روند و نرخ بازگشت سرمایه خود ندارد و به صورت کاملا طبیعی، برای نیل به حداکثر منافع، از تمام پتانسیل ها و حتی نقاط ضعف موجود در قوانین استفاده خواهد کرد و این قاعده تقریبا در تمام کشورها مشترک است. بر همین اساس، گاهی برای استفاده از تسهیلات و مشوق های موجود، فرایند دفاع از طرح و اخذ مصوبه و مجوزهای لازم را با چشم پوشی بر ریسک ها و نقاط ضعف موجود در طرح و حتی با بی توجهی به عدم توجیه پذیری واقعی طرح خود پیش می برد. در این مسیر، گاهی هدف شرکت مجری از اجرای طرح، صرفا اخذ مجوزها و استفاده از تسهیلات بانکی است. در این باره لازم به توضیح است موارد متعددی مشاهده شده که شرکت مجری طرح که متقاضی اخذ مجوزهای طرح احداث واحدی تولیدی است، مدت هاست در نقش واردکننده محصول مدنظر فعالیت کرده و با هدف پرشدن ظرفیت صدور مجوز، اقدام به اخذ مجوزها می کند و حتی با وجود استفاده از تسهیلات بانکی و شروع ظاهری احداث کارخانه، هیچ گاه به مرحله تولید محصول نمی رسد و همچنان دنبال سود بیشتر از طریق ادامه واردات است. بنابراین، در مواردی که شرکت مجری در نقش سرمایه گذار، به هر دلیلی موضع از پیش تعیین شده موافق در خصوص توجیه پذیری طرح دارد، صرفا به دنبال یک طرح توجیهی با نتایج مثبت است که به عنوان ابزاری برای اخذ تاییدیه یا گرفتن وام بانکی از آن استفاده کند. وزارتخانه متولی در حوزه سرمایه گذاری مربوط به طرح مدنظر، به نمایندگی از دولت و به عنوان ذی نفع دوم طرح، در کنار راهبری و سیاست گذاری کلان، به دنبال انجام ماموریت های تعریف شده برای اوست که می توان به مواردی مانند اشتغال زایی، افزایش حجم سرمایه گذاری های جدید که منجر به افزایش حجم تولیدات داخلی و تکمیل شدن چرخ دنده های صنعت داخل کشور، خودکفایی بیشتر و افزایش تقاضا برای مواد اولیه و ماشین آلات داخلی خواهد شد، اشاره کرد. در این میان، شاخص کمی حجم سرمایه گذاری های مصوب سالانه که به نوعی کارنامه فعالیت های صورت گرفته در دوران مدیریتی مسئولان وقت است و هیچ نگاهی به کیفیت پروژه های مصوب ندارد، بیشترین انگیزه را به تصمیم گیرندگان دولتی درخصوص تایید و تصویب طرح خواهد داد. بر این اساس، مدیر دولتی مسئول، با هدف دست وپاکردن کارنامه قابل دفاع برای پایان دوره مدیریتی و ارتقای سازمانی خود، به طور طبیعی تایید و تصویب طرح ها را در اولویت تصمیمات خود قرار خواهد داد. بر این اساس به نظر می رسد جلوگیری از اجرای پروژه هایی که واقعا توجیه پذیر نیستند، منجر به تضعیف گزارش های عملکرد سالانه و کارنامه های مدیریتی مسئولان، در این گونه سازمان های دولتی خواهد شد. در این خصوص، جذابیت ماموریت های احتمالی داخلی و خارجی مرتبط با پروژه های مصوب برای برخی مسئولان نیز، گاهی مواقع انگیزه افراد را برای تسهیل روند تصویب پروژه ها بیشتر می کند. بنابراین، تصویب پروژه ها، بر اساس نتایج مثبت طرح های توجیهی تهیه شده توسط مشاوران، در کوتاه مدت، حالت مطلوبی برای منافع شخصی افراد مسئول در این گونه سازمان ها خواهد بود.

دلیل بی اعتمادی به نتایج طرح های توجیهی

دسته سوم ذی نفعان که بانک ها و موسسات مالی و سرمایه گذاری هستند و به عنوان یکی از ارکان اصلی اجرای طرح ها، نقش تامین کننده مالی را برعهده دارند، در پروسه ارزیابی و اولویت بندی طرح های سرمایه گذاری تنها یک دغدغه خواهند داشت و آن هم تضمین بازگشت اصل و فرع سرمایه ای است که در اختیار مجری طرح قرار خواهند داد. درواقع، با توجه به انتظار و توقع صاحبان سهام از تیم اجرائی بانک ها درخصوص نرخ بازدهی فعالیت ها و سرمایه گذاری های سالانه بانک، کارشناسان و مدیران اجرائی بانک ها، چاره ای جز اندیشیدن به راهکارهای تضمینی پرداخت تسهیلات نخواهند داشت، بنابراین به سراغ اخذ تضامین ملکی معتبر خارج از پروژه رفته و ریسک بازگشت سرمایه خود را فارغ از ریسک های پروژه، محدود به ریسک نقدشدن وثیقه ملکی اخذشده می کنند. در این حالت، ارزیابی های بانک، بیشتر از آنکه روی ویژگی های پروژه سرمایه گذاری متمرکز باشد، روی ویژگی های سند ملکی اخذشده تمرکز خواهد داشت. از طرف دیگر، از آنجا که یکی از کانال های اصلی کسب درآمد بانک ها، پرداخت تسهیلات و اخذ سود از مشتری است، بنابراین حالت بهینه برای بانک ها، حداکثرسازی تسهیلات پرداختی به همراه حداقل سازی ریسک بازپرداخت تسهیلات خواهد بود.دسته چهارم ذی نفعان در فرایند ارزیابی طرح های سرمایه گذاری، شرکت های مشاور در حوزه مطالعات امکان سنجی هستند که وظیفه تهیه طرح توجیهی و ارائه و تحلیل و تفسیر نتایج را بر عهده دارند. قاعدتا شرکت های مشاور، موظف به مطالعه و تحلیل بی طرفانه طرح مورد نظر هستند و در این میان، آنها هستند که چارچوب کلی تصمیم گیری های سایر ذی نفعان را پایه ریزی می کنند. شرکت های مشاور علاوه بر تحلیل عرضه و تقاضا برای محصول مورد نظر در بخش مطالعات بازار و مکان یابی، انتخاب تکنولوژی، بررسی مخاطرات زیست محیطی و برآورد نیازمندی های اجرای طرح در بخش مطالعات فنی، محاسبات و تحلیل شاخص های مالی طرح را در بخش مطالعات مالی انجام می دهند و نتایج کل مطالعات خود را در قالب گزارش مطالعات امکان سنجی یا به اصطلاح، طرح توجیهی ارائه می کنند. مشکل از آنجایی شروع می شود که مفهوم موفقیت برای شرکت های مشاور، از سوی شرکت های سرمایه گذار، براساس حصول نتیجه در اخذ مجوزها و مصوبه ها تعریف و دیده شود؛ چراکه این نگاه، به صورت ناخودآگاه، رویکردی موافق و مدافع درخصوص توجیه پذیری طرح به شرکت های مشاور در فرایند مطالعات، ارائه نتایج و دفاع از طرح می دهد، چراکه تنها در صورت مصوب کردن طرح، به موفقیت تعریف شده دست پیدا خواهند کرد. این رویکرد ناخودآگاه، زمانی به حالت خودآگاه تغییر خواهد کرد که بخشی از دستمزد شرکت مشاور، مشروط به اخذ مصوبه از ذی نفعانی مثل وزارتخانه و بانک تسهیلات دهنده شود. در این حالت، شرکت مشاور که فرمان هدایت لوکوموتیو را در فرایند مطالعات امکان سنجی و تصمیم گیری درباره پذیرش یا رد طرح در دست دارد، تمایل چندانی برای ارائه کردن ابعاد منفی و ریسک های قابل تامل طرح نخواهد داشت؛ چراکه هر عاملی که مانعی برای تاییدشدن طرح باشد، منافع شرکت مشاور را به خطر خواهد انداخت. از نگاه دیگر باید گفت، ازآنجاکه شرکت های مشاور تهیه کننده طرح های توجیهی، دستمزد خود را به صورت مستقیم از شرکت های سرمایه گذار دریافت می کنند، نمی توانند گزارشی را تهیه و ارائه کنند که نتایجی برخلاف میل و منافع سفارش دهنده گزارش داشته باشد. براساس توضیحات ارائه شده، به نظر می رسد شرکت های مشاور، استقلال کافی برای ارائه گزارش بی طرفانه را ندارند و گاهی ناگزیرند نتایج گزارش را مطابق با خواست شرکت های سرمایه گذار که پرداخت کننده دستمزد آنها هستند، طراحی کنند.

دسته پنجم ذی نفعان طرح های سرمایه گذاری، تیم مدیریت پروژه است. تیمی که عمدتا از افرادی تشکیل شده که بیشتر آنها قرار است در فاز ساخت واحد تولیدی یا خدماتی مورد مطالعه مشغول باشند و برخی از آنها نیز حتی در فاز بهره برداری واحد مورد نظر، پست های مدیریتی مشخصی خواهند داشت. تاییدنشدن پروژه، به معنای کنسل شدن همه مشاغل و پست های تعریف شده در چارچوب پروژه مورد مطالعه خواهد بود. در واقع، چنانچه مطالعات امکان سنجی، رای به عدم توجیه پذیری پروژه دهد و منتج به عدم تصویب و رد پروژه مورد بررسی شود، منافع آتی تمامی افراد تیم مدیریت پروژه به خطر خواهد افتاد؛ بنابراین همه افراد حاضر در تیم مدیریت پروژه نیز با هدف رسیدن به منافع شخصی خود، حتی در حالت توجیه پذیرنبودن پروژه، به تایید و تصویب پروژه امیدوار خواهند بود و این میسر نخواهد شد، مگر با هدایت و طراحی نتایج طرح توجیهی که توسط مشاور تدوین می شود. در حقیقت، حتی اگر فرض کنیم که تیم مدیریت پروژه به صورت مستقیم در تدوین طرح توجیهی دخالت نداشته باشند، مطمئنا انگیزه ای برای افزودن نکات و ابعاد منفی پروژه در گزارش تهیه شده نخواهند داشت. دسته ششم ذی نفعان طرح های سرمایه گذاری، شرکت های تامین سرمایه هستند که در صورت نیاز، کار طراحی و انتشار اوراق را جهت تامین مالی طرح انجام می دهند.

 این شرکت ها، در کوتاه مدت ذی نفع موفقیت طرح نیستند و به صورت مستقل، بابت طراحی و انتشار اوراق دستمزد می گیرند؛ بنابراین منافع این گروه نیز در گرو تصویب و تایید پروژه است و آنها نیز انگیزه ای برای پرداختن به ریسک ها و مخاطرات طرح نخواهند داشت. در این زمینه لازم به توضیح است که در بسیاری از مواقع، تهیه طرح توجیهی نیز توسط خود شرکت های تامین سرمایه و حتی بدون هزینه انجام می شود. واضح است تضاد منافع بسیار جدی موجود درخصوص طرح هایی که توجیه پذیر نیستند، به شرکت های تامین سرمایه که نقش مشاور امکان سنجی طرح را نیز عهده دار هستند، اجازه نخواهد داد که بی طرفانه و بدون جهت گیری های از پیش تعیین شده به انجام مطالعات امکان سنجی و تدوین طرح توجیهی بپردازند.تنها گروهی که دغدغه شناخت ریسک ها و ابعاد منفی پروژه های تحت مطالعه را دارند، آن دسته از شرکت های سرمایه گذاری هستند که به عنوان سرمایه گذار دوم، طرح توجیهی را از مجری پروژه دریافت می کنند و صرفا به دنبال کسب آگاهی از وضعیت حقیقی توجیه پذیری پروژه هستند. البته ازآنجاکه در تعداد زیادی از پروژه ها، جایگاهی برای سرمایه گذار دوم تعریف نشده است و مجری پروژه به عنوان سرمایه گذار اول، نیازی به حضور سایر شرکت های سرمایه گذاری ندارد؛ بنابراین حضور این دسته از ذی نفعان که بی طرفانه فرایند ارزیابی پروژه ها را انجام می دهند، در همه پروژه ها موضوعیت ندارد و نمی توان آنها را به عنوان یکی از ارکان ثابت سیستم فرض کرد.مجموع توضیحات ارائه شده، از سیستمی حکایت دارد که چیدمان اجزا و عوامل آن و روابط بین آنها، درحال حاضر به گونه ای است که منافع شخصی و سازمانی اکثر افراد فعال در هریک از مجموعه های ذی نفع پروژه های سرمایه گذاری، در گرو تایید، تصویب و اجرای پروژه هاست و کسی تمایلی به نقد بی طرفانه و عدم پذیرش پروژه ها ندارد. در چنین شرایطی است که بی اعتمادی به فرایند مطالعات امکان سنجی و نتایج طرح های توجیهی ایجاد خواهد شد و ذهنیت تئوری بودن و غیرواقعی بودن تحقیقات، مطالعات و محاسبات انجام شده توسط مشاوران حوزه امکان سنجی پروژه های سرمایه گذاری گسترش می یابد.در این یادداشت، صرفا دلیل بی اعتمادی عمومی به نتایج طرح های توجیهی عنوان شد. راهکارهای برون رفت از وضعیت ایجادشده، به نگارش مطالب جداگانه نیاز دارد.