آرشیو سه‌شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۷
روزنامه فردا
۱۶
روایت

اعجاز خون سلیمانی

صادق صدقگو

مردم دوباره آمدند؛ همان مردمی که به قول دکتر ظریف: «امنیت کشور وامدارشان است و ما بدون آنها هیچ هستیم». همه بودند. افراد مختلف با تفکراتی متنوع و پوشش هایی متفاوت؛ از «همیشه در صحنه»ها تا آنهایی که از الگوهای رسمی حتی در پوشش و گویش پیروی نمی کنند، جایی دیده نمی شوند و از هر فرصتی برای فاصله گرفتن بهره می گیرند. حضوری که ریشه در مقبولیت عام و وجاهت ملی «سرباز وطن» داشت و جلوه جدیدی از همبستگی و یک رنگی را به نمایش گذاشت؛ همان اتحاد و انسجامی که مطلوب سردار شهید سلیمانی بود و در کلیپ سخنرانی معروفش به آن اشاره داشت: «من و آدم های خودم، من و رفقای خودم، من و مریدای خودم، مداح هستم با مریدای خودم... این بی حجابه، این باحجابه، این این جوریه، اون اون جوریه، این چپه، این راسته، این اصلاح طلبه، این اصولگراست؛ خوب کی رو می خواین حفظ کنین؟ جامعه ما خانواده ماست، مردم ما هستند، بچه های ما هستن... من اصلا قبول ندارم در بین بچه حزب اللهی ها بگیم این آدم با اون شکل و... همون دختر کم حجاب دختر منه، دختر ما و شماست، نه دختر خاص من و شماست، اما جامعه ماست... فقط رابطه حزب اللهی با حزب اللهی معنا ندارد، رابطه حزب اللهی با کسی که دینش ضعیف است موضوعیت داره، باید این کار را بکنیم». «حاج قاسم» دغدغه مند ایران و نگران مردمانش بود. چهار دهه در مجاهدت و مبارزه بود و از سویی دیگر، خط کشی های مرسوم داخلی را نیز مردود می دانست. او با چنین کارنامه و رویکردی، جایگاهی رفیع و منزلت والا در میان قاطبه مردم کسب کرد و «سردار دل ها»ی آنان شده بود. تا دیروز، حیات و حضورش پیام آور آسایش، امنیت و آرامش برای مردم ایران بود و امروز ممات و عروجش، محور وحدت دل های همان مردم. اگر «بود» سلیمانی، سایه مخاطرات نظامی را از سر ایران دور کرد، «نبود» او نیز طیف رنگارنگی از سلایق را در کنار هم جمع کرد و خطر فاصله ها را کاهش داد. در مراسم تشییع سردار سلیمانی و یاران شهیدش، دوگانگی ها کم رنگ شده بود و پس از مدت ها، بار دیگر «همه» شده بودیم و خلوص نیت و عمل صالح «حاج قاسم» تفاوت ها و تقابل ها را به وحدت و محبت تبدیل کرده بود. بازتولید فرهنگی- اجتماعی «همه با هم» اعجاز خون سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی است؛ اعجازی که ادراک صحیح آن، نه تنها می تواند به عنوان مرهمی بر زخم های اخیر جامعه تلقی شود، بلکه همچون رمز عبوری است که راه گشای ما در گردنه های خطیر و حساس خواهد بود؛ نسخه شفابخشی که در این روزگار تیره وتار، رجوع به آن نه صرفا برای مردم عادی جامعه بلکه در سطح کلان کشور نیز اثرگذار و ثمربخش است. سلیمانی سال ها جنگید و ما در خواب ناز بودیم. ای کاش پاس دار این اعجاز او باشیم و بیش از این در خواب غفلت نمانیم، خط کشی ها را برداریم و «همه» شویم. درست مثل دیروز... .