آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۸۰۵
صفحه اول
۱
سرمقاله

فائق آمدن بر هستی شناسی اندوه بار

دکتر روح الله اسلامی

 تندباد حوادث به علت رفتارهای اشتباه وزیدن گرفته و اگر به فکر وطن خویش نباشیم، نمی دانیم در چمنزار ایران نشانی از آبادانی می ماند یا نه؟ مزاج دهر که تباه می شود، سموم به بوستان کشور هجوم می آورند و نیاز است کمی صبر کنیم. آشفتگی، غم و اندوه، ابهام و خشم فزونی یافته و آنچه در این فضا به هم می ریزد زیست مسالمت آمیز و حق زندگی شهروندانی است که در شاخص های عینی به هم ریخته زندگی می کنند.

تندخویی، بی ادبی، تخصص نداشتن در امور، انگشت نما کردن خود، مسوولیت پذیر نبودن و رعایت نکردن حق شهروندان آسیب های حکمرانی در شرایط به هم ریخته است. بر اساس تلاش های صورت گرفته شهروندان ایران در دو انقلاب مشروطه و اسلامی و همین طور متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اسناد بالادستی و 6 برنامه توسعه باید صبر، آرامش، ادب، تواضع، قانون مداری و مسوولیت پذیری تمرین شود تا هستی شناسی اندوه بار بر دولت -کشور حاکم نشود. آنچه اکنون حاکم شده است، غم بزرگی است که شرایط داخلی، منطقه ای و بین الملل بر ما تحمیل کرده است؛ اما عقل حکومت داری همیشه تلاش می کند سیاست ها را به گونه ای بچیند که بخت و شانس به سمت اندوه سوق پیدا نکند. اراده عمومی شهروندان ایران عامل بازگشت عنصر حاکمیت در حکومت ایران به لحاظ پاسخ به تهدید خارجی شد که نشان داد مشتی حرف، ملت را گرد هم نیاورده است، بلکه همبستگی ملی ایران ریشه های تاریخی و فرهنگی دارد. اما خطاهایی رخ داد که سهمگین است که اگر با شفافیت و حرفه ای گری همراه بود، تبعات کمتری به لحاظ حفظ اعتماد عمومی شهروندان به جای می گذاشت.

اساس حکمرانی جدید که حرکت از رعیت محوری به شهروندی است بر مبنای صیانت نفوس استوار شده است. جان انسان ها اهمیت دارد و وظیفه حکومت ها در قبال اخذ اراده عمومی مردم حرکت کردن از بی ثباتی داخلی و جنگ که همان وضع طبیعی است به وضعیت مدنی است. در وضعیت مدنی همه انسان ها محترم و در برابر قانون یکسان هستند و صلح و امنیت بر اجتماع آنها حاکم است. عقلانیت حکومت بر اساس اختیاراتی که از شهروندان گرفته است موظف است جان آنها را حفظ کند و صیانت نفس غایت حکمرانی جدید است. اگر بی ثباتی داخلی و جنگ های منطقه ای و بین الملل دفع می شود، نیاز به تدابیری است که در حوادث مختلف جان شهروندان حفظ شود.

نهادها در حکمرانی خوب سلسله مراتب دارند و در راستای خدمت رسانی به مردم رقابت می کنند. رقابت نهادی به صورت موازی کاری و به چالش کشیدن دستاوردهای یکدیگر برای انحصاری کردن قدرت، عاملی هزینه زا در سیستم سیاسی محسوب می شود. نهادها بر افراد برتری دارند و هرگونه سیاستی که بر انگشت نمایی و برتری دادن سازمانی استوار باشد، شکاف حاکمیتی را رقم می زند. هر چه نهادها مطیع، متواضع، قانونی و در راستای قانون اساسی حرکت کنند، آرامش شهروندان بیشتر است. دولت- کشور نهاد مشخص مقننه، مجریه و قضائیه و تفکیک و تعادل میان آنها را طلب می کند و هرگونه اقدام و سیاست موازی، نظام سیاسی را با چالش و شهروندان را به سمت سردرگمی سوق می دهد. کشور نیاز به صدا و سیما، بانک مرکزی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی، مرکز آمار، روزنامه ها و احزاب مستقل دارد. نهادهای تخصصی که سیاسی نباشند و بتوانند جانب شهروندان و افکار عمومی را بگیرند.

حکومت داری مبتنی بر تجربه است به خصوص در عصر اطلاعات که شهروندان امکان توانمندی به پرسش کشیدن سیاست ها را پیدا کرده اند؛ اما تجربه ها بسیار تلخ و سنگین هستند. شهروندان نیاز به امنیت، رفاه، احترام و حکومت قانون دارند. رقابت نهادها، پاسخگو نبودن سیاستمداران و توجه نکردن به منافع ملی به لحاظ گوش نسپردن به افکار عمومی و توجه نکردن به نظر کارشناسان می تواند شاخص های توسعه را از بین ببرد. عقل سیاسی ایجاب می کند در تندباد حوادث کشور را حفظ کنیم که هستی شناسی اندوه بار فائق آمدن بر محیط محسوب نمی شود. هر اقدامی از سوی دولت و ملت در راستای یارگیری افشاگرانه، پیگیری منافع گروهی و مصلحت فردی به جای منافع و مصلحت ملی و ایجاد قطب بندی و شکاف ساختاری در کشور جز تباهی وطن نیست. سکوت روشنفکرانه و رویکردهای حذفی و نفی گرایانه نیز به لحاظ نتیجه در یک راستا هستند؛ چراکه به هر شکل باید از ایران دفاع کرد. پذیرفتن مسوولیت، عذرخواهی، برکناری و مجازات خاطیان و اصلاح رویه های اشتباه می تواند جبران کننده باشد.