آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۲۲۳۸۳
معارف
۶

بایدهای روابط همسران

با هم سازش کنیم

محمدمهدی رشادتی

بدون تردید یکی از مهم ترین شاخص های توسعه و تعالی جوامع انسانی، رشد و تعالی خانواده هایی است که ماهیت اصلی آن جوامع را شکل می دهند. هرچقدر کانون خانواده ها از عوامل انحطاط آور و ضدتکامل دور باشد، آن جامعه در نهایت به سوی رشد، تعالی و تکامل سوق پیدا خواهد کرد. سلسله مطالبی که تحت عنوان بایدها و نبایدهای روابط همسران تقدیم حضور خوانندگان محترم می گردد، حاوی احکام، وظایف و سبک زندگی همسران در تعامل با یکدیگر، در پرتو آموزه های عقلانی و وحیانی اسلام در کانون خانواده می باشد که به تفکیک ابتدا بایدها و سپس نبایدها ارائه می گردد.

هدف زندگی مشترک

به نظر می رسد که هدف اصلی از زندگی مشترک میان زن و مرد، دست یابی به «آرامش پایدار» است. گرچه در سایه این آرامش، اهداف ارزشمند دیگری نیز حاصل می شود، مانند: رشد و کمال معنوی، پخته شدن در مراتب مختلف زندگی، تربیت فرزندان صالح، تبدیل هویت فردی به هویت اجتماعی و... با این همه، براساس نظریه قرآن، هدف از تشکیل خانواده همان «آرامش و سکون پایدار» است.

و از نشانه های خدا این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان محبت و رحمت قرار داد. به یقین در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.»(روم/21)

اوست کسی که همه شما را از یک فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنارش به آرامش برسد. (اعراف/ 189)

از جمله های لتسکنوا و لیسکن که به صورت فعل مضارع بیان شده، پایداری و استمرار آرامش و آسایش دانسته می شود.

قانون خلقت، زن و مرد را طالب و علاقمند به یکدیگر قرار داده است اما نه از نوع علاقه ای که به اشیاء دارند.

علاقه ای که انسان به اشیاء دارد از خودخواهی او ناشی می شود، یعنی انسان اشیاء را برای خود می خواهد، به چشم ابزار به آنها نگاه می کند، می خواهد آنها را فدای خود و آسایش خویش کند. اما علاقه زوجیت به این شکل است که هر یک از آنها سعادت و آسایش دیگری را می خواهد، از گذشت و فداکاری درباره دیگری لذت می برد. (نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری(ره) ص168)

مفهوم سازش

سازش به معنای مدارا کردن، تحمل پذیری،  کنار آمدن، کوتاه آمدن، همراهی، هم گرایی، با هم ساختن، ملاطفت و مهربانی کردن می باشد. برای سازش پذیری در زندگی مشترک، البته روش های فراوانی وجود دارد و تمام مباحث آینده این نوشتار تحت عنوان بایدها و نبایدها، در واقع تبیین و تشریح موضوع سازش است.

سازش پذیری و اهمیت آن

قدر مسلم یکی از مهم ترین عوامل ایجاد آرامش در زندگی ویژگی «سازش پذیری و سازگاری» است. هم مرد و هم زن باید روحیه «سازگاری» را هر روز بیش از گذشته در خود تقویت کنند تا به مرور زمان به صورت یک صفت برجسته و عادت ثانویه در وجودشان نهادینه و پایدار شود.

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: «سلامه العیش فی المداراه زندگی سالم در سایه مدارا و سازگاری با یکدیگر است» «سلامه الدین و الدنیا فی مداراه الناس عامل سالم ماندن دین از آفات و نیز زندگی صحیح و درست در دنیا در سازگاری و مدارا نمودن با مردم است.»(غررالحکم ج 1 ص 359)

امام خمینی (ره) هنگام عقد ازدواج جوان ها تنها به یک سفارش اکتفا می کرد: «بروید با هم سازش کنید».

چرایی سازش

در پاسخ به این پرسش که چرا باید همسران نسبت به یکدیگر روحیه سازگاری داشته باشند؟

باید گفت: علت اصلی آن، وجود تفاو ت های طبیعی بسیاری است که در هر یک از زن و مرد، خداوند به ودیعت گذاشته است. به عنوان مثال:

1- تفاوت در میزان درک و فهم مسائل

2- تفاوت در سلیقه ها و ذوق ها و روحیات و عواطف، مانند وجود صفات بخل و ترس و تکبر در زن ها به عنوان یک ویژگی عرضی و نه یک صفت ذاتی، امری نیکو و پسندیده است. زیرا موجبات استحکام خانواده را فراهم می کند. در حالی که این گونه خصوصیات برای مردان عیب و نقص شمرده می شود.

امام علی(ع) می فرماید: «برخی از نیکوترین ویژگی های اخلاقی زنان، زشت ترین صفات مردان است. مانند تکبر، ترس، بخل. هرگاه زنی متکبر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد و اگر بخیل باشد، اموال خود و شوهرش را حفظ می کند و چون ترسان باشد، از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند، فاصله می گیرد.» (نهج البلاغه، حکمت 234)

3- تفاوت در میزان ظرفیت ها و قابلیت ها، مانند این که مقاومت زن در بسیاری از بیماری ها از مقاومت مرد بیشتر است. زن زودتر از مرد به مرحله بلوغ  می رسد و زودتر از مرد هم از نظر فرزندآوری از کار می افتد. (نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری، صفحات 159 تا 176)

4- تفاوت در ناحیه عادات و سنت ها و باورها  و فرهنگ هاست. اغلب ازدواج های دو ملیتی یا از هم جدا شده اند، و یا دچار مشکل شده و یا یکی از آنها در فرهنگ دیگری هضم شده است. (راهنمای همسران جوان،محمد علی سادات ص 118)

اکنون تصور کنید اگر این تفاوت ها و اختلاف ها را در کنار کم تجربه بودن و آگاهی ناچیز پسران و دختران جوان در بسیاری از امور زندگی قرار دهیم، به نظر شما خواننده گرامی چه نتیجه ای به دست خواهد آمد؟ به نظر می رسد که: چنانچه تحمل و سازش پذیری باشد، به طور یقین آن تفاوت ها به «فرصت» تبدیل می شود و موجبات رشد و تعالی طرفین را فراهم می سازد. زیرا هر کدام از برتری و امتیاز دیگری برای هم افزایی معنوی و کمال خویش استفاده می کنند. همان گونه که از امام علی(ع) نقل شد: «زندگی سالم در سایه مدارا و سازگاری با یکدیگر است» اما چنانچه تحمل و سازش پذیری نباشد،  بدون شک، آن تفاوت ها به «تهدید» تبدیل می شود و ضمن درگیری و کشمکش، هر یک مانع رشد و تعالی دیگری می گردد و چه بسا کار آنها به جدایی و طلاق منجر خواهد شد. امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: «الخلف مثار الحرب. ناسازگاری وسیله برانگیخته شدن جنگ و دعواست» (غررالحکم ج 1ص 331)

قدرشناسی علامه طباطبایی(ره) از همسر سازگار خود

در روزهایی که علامه طباطبایی(ره) در سوگ همسرشان اشک می ریختند، یکی از شاگردان علت این همه ناراحتی ایشان را پرسید. علامه پاسخ داد: مرگ حق است، همه باید بمیریم، من برای مرگ همسرم گریه نمی کنم، گریه من از صفا و کدبانوگری و محبت های خانم بود.من زندگی پرفراز و نشیبی داشته ام. در نجف با سختی هایی مواجه می شدم، از حوائج زندگی و چگونگی اداره آن بی اطلاع بودم، اداره زندگی به عهده خانم بود. در طول مدت زندگی ما، هیچ گاه نشد که خانم کاری بکند که من حداقل در دلم بگویم کاش این کار را نمی کرد یا کاری را ترک کند که من بگویم کاش این عمل را انجام داده بود.در تمام دوران زندگی هیچ گاه به من نگفت، چرا فلان عمل را انجام دادی؟ یا چرا ترک کردی؟ من این همه محبت و صفا را چگونه می توانم فراموش کنم. (سایت صالحین)

رفتار آیت الله بهجت (ره) با همسرشان

- فرزند آیت الله بهجت، آقای شیخ علی بهجت نقل می کند: ایشان همواره مدارا را در مورد همسر خود در پیش می گرفتند. در هر شرایطی صبر و تحمل آقا بر هر چیز دیگری غلبه داشت، حتی گاهی که مادر اظهار ناراحتی می کردند، آقا اگر پاسخی هم داشتند، نمی گفتند و در هر صورت ناراحتی را با ناراحتی جواب نمی دادند و البته در اکثر مواقع پاسخی جز سکوت نداشتند.

گاهی هم که کار مثلا بالا می گرفت، آقا در مرحله اول می گفتند: خب حالا غذایمان را بخوریم دیگر، و اگر این شیوه هم جواب نمی داد، در مرحله شدیدتر تهدید می کردند و مثلا می فرمود: غذایم را به اتاق می برم و آن جا می خورم و نهایت امر این بود که در بالاترین حد ممکن غذا را در اتاق خود میل می کرد، اگر چه همواره اصرار داشتند که با همسر خود بر سر سفره بنشینند.

گاه که کدورتی کوچک پیش می آمد و آقا شب به اتاق خودشان می رفت، وقتی صبح می شد، می آمد به مادر می گفت: خسته نباشید و از حال ایشان می پرسید، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است.

بسیار اتفاق می افتاد که مادر سخنانی به پدر می گفت که اشتباه بود، ایشان آن قدر صبوری می کردند که ما ناراحت می شدیم. یک بار به مادر گفتم: شما مثلا در این مورد اشتباه کرده اید و دلایل آن را ذکر کردم، وقتی خدمت آقا رسیدم، ایشان فرمود: نباید می گفتی. یعنی حاضر نبودند کوچک ترین اصطکاکی در روابط خانوادگی ایجاد شود. بعضی وقت ها برای مادر وسائلی را می خریدند و به عنوان هدیه می دادند. آقا به بچه ها هم سفارش می کرد که همواره با مادر باید مدارا کرد و نباید به هیچ وجه با تندی پاسخ شان را داد. (هفته نامه پرتو سخن شماره 644)

پاداش برابر

روزی پیامبر اکرم(ص) با اصحاب خود نشسته بودند که اسما دختر یزید انصاری وارد شد و گفت: پدر و مادرم فدایت یا رسول الله، من به نمایندگی از زنان حضور شما آمده ام. ما به تو ایمان داریم، اما دستورات شما، زنان را خانه نشین نموده است و دست ما را از امور اجتماعی کوتاه کرده است.

مردان به خاطر نماز جماعت، عیادت بیماران، تشییع جنازه، حج و جهاد و... بر ما برتری یافته اند.

ما زنان در غیاب آنها اموالشان را حفظ می کنیم، کودکان را پرورش می دهیم، آیا در پاداش کارهای نیک شما شریک نیستیم؟

رسول خدا(ص) رو به اصحاب نموده و فرمود: آیا تا کنون پرسشی بهتر از سوال این بانو شنیده اید؟

 سپس به اسما فرمود: به زنان بگو: پاداش شوهرداری شایسته و تلاش برای تحصیل خشنودی همسر و پیروی از او  و نیز سازگاری و موافقت با شوهر، با همه این پاداش ها، برابر است.

اسما در حالی که ذکر خدا می گفت، به جمع بانوان آمد و سخن پیامبر(ص) را بازگو کرد. به این ترتیب همه خرسند شدند و از آن پس، اسما را به عنوان نماینده خودشان نزد رسول خدا برگزیدند.

(داستان های روایی سید احمد فاضلی بیارجمندی ص 86)

آستانه تحمل علامه کاشف الغطاء در برابر همسرش

شیخ جعفر بن خضر مالکی معروف به «شیخ اکبر» و «کاشف الغطاء» از تبار ابراهیم پسر مالک اشتر، از بزرگ ترین علمای قرن 13 هجری بود. برخی از شاگردان و اهل علم پی بردند که همسر ایشان، در خانه این مرجع بزرگ را کتک می زند. ماجرا را از خودشان پرسیدند: فرمود: بله، گاهی که عصبانی می شود، حسابی مرا می زند، گفتند: او را طلاق بدهید، گفت: طلاق نمی دهم. گفتند: اجازه بدهید زن های ما او را ادب کنند، گفت: اجازه این کار را هم نمی دهم. پرسیدند، چرا؟ گفت: این زن در این خانه برای من از بزرگ ترین نعمت های خداست، چون وقتی بیرون می آیم و در صحن امیرالمومنین(ع) می ایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز می خوانند، مردم در مقابلم تعظیم می کنند، گاهی در برابر این مقاماتی که خدا به من داده، یک ذره هوای(نفس) مرا برمی دارد، همان وقت می آیم در خانه کتک می خورم، هوای نفسم بیرون می رود. این چوب الهی است، این باید باشد. (انصاریان، حسین، نفس ص 328 به نقل از خبرگزاری فارس)