آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۹۶۸۶
اجتماعی
۱۰

«رسالت» وضعیت «سرمایه اجتماعی» را پس از اصابت سهوی موشک بررسی می کند؛ اقدامات ترمیمی، عمود اعتماد را محکم می کند

مریم رمضانی

می گویند، بحث بر سر اعتماد است و باید این دیوار ترک خورده را ترمیم کرد. اما فارغ از اظهارنظرهای برخی کنشگران اجتماعی، برخی مفسران مباحث سیاسی معتقدند، مسئولان طی روزهای گذشته ورای مصلحت اندیشی عمل کرده و یا خواسته اند پس از بررسی های لازم به این اطمینان دست یابند که هواپیمای اوکراینی براثر اصابت موشک ساقط شده، طبعا آنچه اهمیت دارد، بیان صریح و صادقانه است، آن هم از زبان سردار امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه که گفت، «ما یک عمر خودمان را پیش مرگ مردم کردیم و امروز هم آبرویمان را با خداوند متعال معامله می کنیم و در این شرایط سخت در مقابل دوربین ها ظاهر شدیم تا توضیح دهیم.

این حادثه توسط ستادهای بالاتر و مجموعه قوه قضائیه ان شاءالله بررسی و ارزیابی خواهد شد و اطلاعات کامل می شود؛ همین ابتدای صحبت عرض می کنم گردن ما از مو باریک تر است و همه مسئولیت این کار را می پذیریم و هرگونه تصمیمی مسئولان بگیرند ما مطیع اجرای آن هستیم.» و یا اظهارات سردار حسین سلامی، فرمانده کل سپاه، در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی که قسم خورد آن شب هیچ کس نخوابید تا این ماجرا اتفاق افتاد. «من واقعا عرض می کنم ما درعین حال که یک پیروزی بزرگ به دست آورده بودیم، حتی قبل از آن که متوجه بشویم احتمالا موشک ما به هواپیما اصابت کرده است، سقوط هواپیما به خودی خود ما را تلخ کام کرده بود.» 

اظهار این سخنان دست کم، آن باور پیشین را در نزد افکار عمومی تقلیل داد، این که «بین مقامات کشور، چندین راه در مواجهه با اشتباهات و خطاهایشان وجود دارد که از همه این راه ها استفاده می کنند، به جز راه درست و منطقی که همانا پذیرش اشتباه و خطا و هزینه هایی است که بر کشور از ناحیه آنان ایجادشده است.» گفته های سردار حاجی زاده و سردار سلامی و اعترافات مسئولان نشان داد که چه اشکالی دارد به اصل انقلاب برگردیم؟ چه اشکال دارد مسئولان بپذیرند که آنان معصوم از خطا نیستند و درعین حال سایر مسئولان در دولت هم بپذیرند آنان هم اشتباه کرده اند در برخی امور. چه اشکال دارد بپذیرند گاهی برای نجات خود از پاسخگویی خلاف واقع هم گفته اند؟ چه اشکال دارد که بگویند وضعیت کشور درجاهایی که ناکارآمدی وجود دارد به خاطر اشتباه ها و خطاها و سوءاستفاده های برخی از مسئولین دولتی بوده است؟ البته طرح همه این پرسش ها چندان ارتباطی با فضای پیش آمده مبنی بر اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی ندارد اما بیان چنین سوالاتی خالی از لطف نیست.

برخی از پژوهشگران حوزه اجتماعی بر این باورند که اگر مسئولین در همان ساعات نخستین سقوط هواپیما و پیش از آن که سردمداران غربی این ادعا را داشته باشند، خطایشان را می پذیرفتند، و یا دست کم با قطعیت، غیرعلمی بودن فرضیه سقوط به وسیله پدافند هوایی را انکار نمی کردند، این گونه اعتماد مردم به مسئولین کشور و رسانه های در اختیار آنان آسیب نمی دید. خطای غیرعمدی در شلیک به هواپیما و از دست رفتن جان نخبگان ایرانی، خانواده هایی را عزادار کرده و کشور در شوک و سوگ فرورفته و سیاه نمایی های جهانی علیه ایران افزایش یافته است. همه این ها درست اما باید کوشید تا آب رفته به جوی بازگردد و این اعتماد مخدوش باری دیگر ترمیم شود. 

همه ما می دانیم که پیش از انقلاب اسلامی، اساس حکومت بر اعتماد مردم و مسئولان و روابط متقابل بین آن ها نبود و ازجمله عوامل مهمی که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشت، این بود که مردم احساس کردند انقلابیون گروهی از نخبگان جامعه اند که از درون خود آن ها برخاسته اند و سخن دل آنان را می گویند. ازاین رو، به آنان اعتماد کردند و به همراهی با آنان پرداختند و در مبارزه شرکت جستند و زمینه پیروزی آن را فراهم کردند. پس از پیروزی نیز، به ویژه در دوران جنگ تحمیلی، مردم اعتماد خود را به انحای گوناگون به اثبات رساندند و خود را در خدمت اهداف انقلاب و در رکاب مسئولان قراردادند. اعتماد مردم نسبت به مسئولان، سرمایه بزرگ انقلاب اسلامی است و این امر ضرورت و اهمیت تحقیق در این زمینه را آشکار می سازد.

واژه اعتماد گرچه به ظاهر ساده است اما در خود بار معنایی سنگینی دارد که گاهی نادیده انگاشته شده است. این واژه به علت گستردگی معنایی، می تواند در مرحله گذار از بحران های موجود موثر باشد. اعتماد در ورودی نظام، تصمیم گیری ها، الگوسازی ها، برنامه ریزی ها، عملکردها و خروجی نظام و خصوصا بر روی بازخورد سیستم، نقش فعال و موثری دارد و به صورت یک عامل و عنصر نامرئی اثر خود را در نظام باقی می گذارد و نبود آن در جامعه موجب ناآرامی و حتی بحران می شود. در روند اعتمادسازی متقابل میان مردم و حکومت، نه تنها نظام سیاسی بلکه توسعه سیاسی ازجمله موضوعاتی است که از ابعاد مختلفی موردبررسی قرارگرفته است. صرف نظر از مباحثی که درباره ضرورت توسعه سیاسی و تقدم یا تاخر آن بر توسعه اقتصادی صورت گرفته، عوامل مختلفی را می توان در جهت دست یافتن به توسعه سیاسی در جوامع اسلامی مورد ارزیابی قرارداد توسعه سیاسی بیش از هر چیز، به امنیت و آرامش در حوزه سیاسی نیازمند است و چنین امنیت و آرامشی تنها در سایه برقراری اعتماد میان حاکمان و مردم حاصل می شود. بنابراین باید مکانیسم هایی برای ایجاد اعتماد میان آن ها طراحی کنیم.

 سرمایه اجتماعی، تقویت کننده نظام سیاسی

اعتماد یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی است که ارتباط تنگاتنگی با احترام، اطمینان، جامعه پذیری، انسجام اجتماعی و جامعه مدنی دارد که با مشکل اصلی سیاست گذاری عمومی و برقراری و تداوم هماهنگی اجتماعی، ارتباط دارد. اگر بخواهیم سرمایه اجتماعی را در سطح کلان موردبررسی قرار دهیم. باید به نحوه رفتار ارکان دولت و نهادهای برآمده از آن بپردازیم که در این زمینه شاخص اعتماد بین شهروندان و حکومت و نهادهای حکومتی یکی از معیارهای مهم است. نباید از این نکته غفلت ورزید که سرمایه اجتماعی به انحای مختلف تقویت کننده نظام سیاسی و قدرت حاکم است. ازاین رو به عبارتی فقدان سرمایه اجتماعی، فقدان سایر سرمایه ها، فقدان اعتماد و درنهایت نارضایتی از سیستم و درواقع تقویت گزاره های تخریب کننده و تنش آفرین را به همراه خواهد داشت. سرمایه اجتماعی عاملی است برای سنجیدن اعتماد، مشارکت، مشروعیت، ارزش ها و هنجارها که دارایی های مهمی را در یک کشور تشکیل می دهند که می تواند سهم مهمی در تدارک قدرت نرم برای نظام سیاسی و افزایش قابلیت های آن داشته باشد. 

بی تردید اعتماد یا بی اعتمادی مردم و شهروندان از شخصیت های سیاسی یک ذهنیت مبتنی بر توطئه نیست بلکه حتما رجال سیاسی دست به اقدامی زده اند که منجر به اعتماد یا بی اعتمادی گشته است؛ چون همان گونه که اعتماد موجب کاهش شکاف بین حاکمان و شهروندان و افزایش وفاداری شهروندان در مقابل قوانین و توانمندترشدن نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایرانخواهد شد، بی اعتمادی نیز مردم را از مشارکت در انواع مناسب تجربه اجتماعی بازمی دارد. این مسائل را به طورکلی مطرح کردیم و هدف از طرح آن، نگاه 

سیاست زده و یا نقد حاکمیت نیست زیرا معتقدیم، اعتراف به خطای پیش آمده در ماجرای هواپیمای اوکراینی، باری دیگر به نظام اسلامی، مشروعیت بخشید، حال صرف نظر از تحلیل های ما، پیرامون این مسئله و حواشی آن با حسین نجابت، فعال سیاسی اصولگرا و نماینده پیشین مجلس گفت وگو کردیم. او می گوید: «بی تردید بهترین راه، ترکیبی از صداقت گویی و عذرخواهی جدی بود و بعد رسیدگی به خانواده کسانی که در سانحه سقوط هواپیما آسیب دیده اند، چه ازنظر معنوی و چه مادی، بنابراین باید همه نظام و مجموعه کل کشور سه ویژگی را همواره دنبال کنند، 1-عمل و زبان عذرخواهی 2-رسیدگی به آسیب دیده ها به خصوص ازنظر روحی، معنوی و مادی 3-صداقت و راستی. دراین بین عذرخواهی جدی هم بیشتر از این حرف و سخن ها باید از سوی مسئولان صورت پذیرد.» 

 اصابت سهوی موشک نباید به یک تسویه حساب جناحی تبدیل شود

او در ادامه تاکید می کند: «اصابت سهوی موشک به هواپیمای اوکراینی یک آسیب ملی است و نباید به یک تسویه حساب جناحی و سیاسی تبدیل شود اما متاسفانه این مسئله در فضای مجازی صورت گرفته، وقتی یک آسیب اجتماعی اتفاق می افتد، توصیه این است که مسائل سیاسی را دخالت ندهیم و با دستاویز قرار دادن این مسئله، برای آسیب زدن به رقیب سوءاستفاده نکنیم، آن هم در شرایطی که در حوزه بین الملل، بسیاری از صاحب نظران صراحتا عنوان کرده اند، این شجاعت جمهوری اسلامی برای پذیرفتن اشتباه خود و عذرخواهی، مسئله کمی نیست، اما متاسفانه این گروه های داخلی هستند که به ماجرا دامن می زنند، همه ما در هر جایگاهی باید اشتباهات را بپذیریم و مجموعه نظام سعی کند این مشکل را به اصطلاح حل کند. برخی به اشتباه تصور می کنند این مسئله منجر به کاهش سرمایه اجتماعی شده، این طور فکر نمی کنم زیرا بستگی به عملکرد ما دارد. درست است که اشتباه صورت گرفته و تا حدی به اعتماد عمومی لطمه زده اما  دراین خطا اگر ما اقدامات ترمیمی را انجام بدهیم، غیرقابل جبران نیست.»نجابت تصریح می کند: «درجه بالای اعتماد مردم به یکدیگر و به حاکمان و متقابلا حاکمان به مردم، و ترجیح صداقت به دروغ، شهروندان را در یک فضای اطمینان بخش روحی و روانی قرار داده و سطح مشارکت و زندگی در فضایی اجتماع محور و نه شخص محور و همچنین ترجیح منافع عمومی به منافع شخصی را به طرز چشمگیری بالابرده و بخش اعظم پیشرفت های حاصله در این جوامع نیز ناشی از همین شرایط حاکم است. بنابراین نظام اسلامی با رویکرد عمل گرایانه خود، باکی از پوزش خواهی از مردم ندارد و این واقعیت را به تصویر کشیده که پاسخگویی، راستی و پاکدستی را به عنوان بایسته ای مهم در قبال مردم، الگوی عمل خود قرار داده است. پیروی از این الگوی عمل بود که بار دیگر اعتماد عمومی را به سطحی قابل قبول رساند.»

این فعال سیاسی اصولگرا در خاتمه سخنانش توضیح می دهد: «سرمایه اجتماعی مفهومی است که از دهه های نخست سده پیشین به ادبیات سیاسی راه یافت و به عنوان مولفه ای تعیین کننده در سیر تحولات و فرآیندهای کلان کشورها، هم تراز با دیگر جنبه های قدرت ملی چون سرمایه های اقتصادی و انسانی قرار گرفت. اعتماد عمومی، همدلی، صداقت، حسن تفاهم، فداکاری، انسجام، همکاری، مشارکت و... را که در تعامل میان اعضای یک جامعه مفهوم و نمود پیدا می کند، عناصر شکل دهنده به سرمایه اجتماعی می دانند؛ سرمایه ای که بعد معنوی اجتماع محسوب می شود و به مثابه کشتزاری است که بذرهای سرمایه های مادی و انسانی در آن به رشد و بالندگی می رسند. به عبارتی، بدون سرمایه اجتماعی بهره برداری بهینه از دیگر منابع و سرمایه های ملی امکان پذیر نیست. بدون شک اگر در جامعه ای همدلی، اعتماد، انسجام و... میان مردم و نیز بین مردم و مسئولان تضعیف شود، آنگاه همکاری و مشارکت عمومی در امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره به پایین ترین سطح کاهش می یابد و پشتوانه مردمی برای برداشتن گام های روبه جلو از استواری لازم تهی خواهد شد. در چنین شرایطی، سرمایه های مادی و انسانی ،کارآمدی چندانی در تولید قدرت ملی و اعتبار بین المللی برای کشور نخواهند داشت.» 

به اذعان او، مهم ترین هدفی که هم در منطقه و هم در جهان، ایران را هدف دشمنان قرار داده، این است که سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی را به یک نحوی موردحمله و هجوم قرار دهند و مسئله این است که ما هم متناسب با آن کاری انجام نمی دهیم، بی تردید تبلیغات دروغین برای خنثی کردن اعتماد عمومی نسبت به ایران است تا سرمایه اجتماعی کشورمان را تضعیف کنند؛ به دلیل این که این مقوله در چارچوب روابط بین الملل به نوعی ارتباط نزدیکی باقدرت دارد. هر میزانی که اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی بالا برود، قدرت ملی هم تقویت می شود و به عکس، هرقدر پروژه ایران هراسی که با این شدت وحدت دنبال می شود پیش برود، سرمایه اجتماعی و هم به تعبیری، قدرت ایران را هدف قرار داده است.