آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۴
ورزش
۱۴
گزارش

نگاهی به مربی های رئال و بارسا در قرن 21

انتخاب به سبک اسپانیایی

شاید لالیگا برترین لیگ جهان نباشد، اما قطعا رئال مادرید و بارسلونا در قرن بیست و یکم با اختلاف بهترین باشگاه های جهان فوتبال بوده اند و اختلافی چشمگیر با سایر رقبای خود دارند. این دو باشگاه در طول 20 سال اخیر بزرگ ترین ستاره های جهان فوتبال را به خدمت خود درآورده اند. رئال در قرن جدید 6 بار فاتح لیگ قهرمانان شده و بارسا هم 4 بار موفق به فتح این عنوان شده و این دو باشگاه در مجموع نیمی از قهرمانی های این دو دهه را کسب کرده اند. اما نکته عجیب اینجاست که این دو باشگاه در مجموع در این 20 سال 28 مربی داشته اند که خبر از بی ثباتی نیمکت این دو تیم می دهد. در حالی که همواره از این موضوع شنیده ایم که ثبات و موفقیت دو روی یک سکه هستند، اما گویا برای رسیدن به موفقیت به سبک اسپانیایی، نیاز چندانی به ثبات در نیمکت دیده نمی شود و این سیاست های کلان و فلسفه باشگاه است که باید ثبات داشته باشد. رئال مادرید فصل گذشته سه مربی مختلف روی نیمکتش دید و بارسا هم در روزهای اخیر ارنستو والورده را اخراج کرده و کیکه ستین را به عنوان جانشین او معرفی کرده است. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به مربی های رئال مادرید و بارسلونا در قرن 21 و مقایسه این مربی ها با یکدیگر. در این بین تنها به سه جام معتبر اصلی هر فصل اشاره می شود و جام هایی مثل جام باشگاه های جهان و سوپرکاپ ها لحاظ نخواهد شد.

رئال مادرید قرن 21 را با دل بوسکه شروع کرد و حاصل همکاری ویسنته دل بوسکه با رئال، 2 لالیگا، 2 چمپیونزلیگ و یک کوپا بود. دل بوسکه بعد از این موفقیت چشمگیر، به شکلی غیرقابل باور از رئال مادرید اخراج شد تا سیاه روزی های رئال مادرید آغاز شود. فلورنتینو پرس که تیمی کهکشانی و متشکل از تمام ستاره های بزرگ زمانه را جمع کرده بود، دل بوسکه را اخراج و کارلوس کی روش را جانشین او کرد. کی روش بعد از یک فصل اخراج شد و جای خود را به خوزه آنتونیو کاماچو و او هم بعد از تنها 6 بازی و 4 پیروزی، جای خود را به گارسیا رمون داد. رمون 20 بازی هدایت رئال را برعهده داشت و حاصل کارش تنها 12 پیروزی بود. بعد از آن بود که در سال 2004، سکان هدایت رئال به لوکزامبورگو سپرده شد و او هم تنها یک سال روی نیمکت متزلزل برنابئو دوام آورد و جای خود را به خوان رامون لوپس داد تا دوران حضور مربی های کوچک روی نیمکت رئال ادامه داشته باشد. پرس پس از آن در اقدامی عجیب فابیو کاپلو را به مادرید آورد. مردی که به هیچ وجه هیچ شباهتی به فلسفه رئال نداشت و حتی با وجود فتح لالیگا، پرس عذر او را خواست. برند شوستر آلمانی در تاریخ 9 جولای 2007 مربی جدید رئال و به شکلی معجزه وار قهرمان لالیگا شد. اما در زمستان سال 2008 جای خود را به خوآنده راموس داد و او هم تنها یک نیم فصل مربی رئال مادرید بود. بعد از اخراج راموس، نوبت به مانوئل پلگرینی رسید. رئال مادرید در این فصل دوباره تیمی کهکشانی ساخته بود که کریستیانو رونالدو، کاکا و کریم بنزما تازه واردهای هیجان انگیز این تیم بودند. پلگرینی هم موفق به کسب نتیجه نشد و پرس در اقدامی تاریخی، ژوزه مورینیو را به مادرید آورد. ژوزه مورینیو سه فصل در رئال ماند و تیمی را ساخت که جنگندگی به آن برگشته بود و سه بار به نیمه نهایی لیگ قهرمانان رسید و یک بار با شکستن تمام رکوردها، با 100 امتیاز فاتح لالیگا شد. مورینیو به دلایل زیادی از جمله درگیری با بزرگان تیم از باشگاه خارج شد و کارلو آنچلوتی جای او را در سال 2013 گرفت. رئال با کارلتو بعد از 12 سال موفق به فتح لیگ قهرمانان شد و بالاخره به لادسیما رسید. اما کارلتو هم فصل بعد بدون جام ماند و در پایان از تیم اخراج شد و رافا بنیتس جانشینش شد، اما نیم فصل بعد او هم اخراج شد تا دومین تغییر بزرگ تاریخی در نیمکت رئال را شاهد باشیم و زیدان بدون تجربه مربیگری به مادرید بیاید و سه بار پیاپی فاتح لالیگا شود. بعد از دو فصل و نیم حضور روی نیمکت رئال زیزو موفق شد لالیگا را فتح کند تا پرافتخارترین مربی تازه کار تاریخ نام بگیرد. او به یک باره استعفا داد و رئال لوپتگی را جانشینش کرد که خیلی زود معلوم شد نتیجه لازم را نمی گیرد و سولاری جای او را در نیم فصل گرفت. در اواخر فصل سولاری هم اخراج شد تا زیدان دوباره به نیمکتش برگردد.

بارسلونا قرن 21 را با لورنزو سرا فرر آغاز کرد. او خیلی زود در سال 2001 برکنار شد و کارلس رکساچ جای او را گرفت. بارسا در این دوران تیم موفقی نبود و به فان خال روی آورد تا شاید مانند دوره قبل بتواند کاری از پیش ببرد، اما این مرد هلندی در دوره دوم کارش در بارسا موفقیت چندانی کسب نکرد و اخراج شد. نکته جالب توجه در مورد بارسلونا این است که از زمان اخراج فان خال در سال 2003 تا اخراج والورده، هیچ یک از مربی هایش را اخراج نکرد و هر کس که از این تیم رفت، با توافق رفت. بعد از اخراج فان خال، رادومیر آنتیچ جایگزین او شد و بدون دستاوردی جای خود را به فرانک رایکارد داد تا دوره طلایی بارسا آغاز شود. رایکارد دو بار لالیگا و یک بار لیگ قهرمانان را فتح کرد و 5 سال هدایت بارسا را برعهده داشت. بعد از دوره رایکارد، نوبت به پپ گواردیولا رسید تا بهترین دوران تاریخ بارسا شکل بگیرد. پپ موفق شد در 4 سال، 3 بار لالیگا را فتح کند و دو بار هم به قهرمانی لیگ قهرمانان برسد و دو بار هم فاتح کوپا دل ری بشود. بعد از اینکه پپ بارسا را ترک کرد، تیتو ویلانوا هدایت تیم را برعهده گرفت که سرطان اجازه نداد کارش را تمام کند و یکی از تراژیک ترین اتفاقات فوتبال جهان را رقم زد، با این حال او با 92درصد پیروزی در مسابقات، بهترین رکورد تاریخ بارسا را دارد و یک لالیگا هم فتح کرد. در سال 2013 خراردو مارتینو آرژانیتینی با حمایت مسی سرمربی بارسا شد و یک سال بعد مدیران بارسا متوجه اشتباه خود شدند و بعد از قطع همکاری، لوئیس انریکه را به تیم آوردند تا با او که مثلث هجومی معروف MSN را در اختیار داشت، فاتح دومین سه گانه تاریخ شان بشوند. انریکه در مجموع دو بار فاتح لالیگا شد و 3 بار کوپا دل ری را برد. بعد از انریکه بود که نوبت به ارنستو والورده رسید. والورده دو بار لالیگا را فتح کرد، اما دو بار حذف عجیب با کام بک خوردن از رم و لیورپول جایگاهش را سست کرد و شکست مقابل اتلتیکو در سوپرجام، نسخه او را پیچید تا کیکه ستین جانشینش بشود.