آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۴
صفحه آخر
۱۶
زیر ذره بین

تحول در جریان اطلاع رسانی

دکتر محمد سلطانی فر

ساختار رابطه رسانه ها و مسوولان کاملا دچار تحول شده و روزگاری که مسوولان برای انتقال پیام های خود نیاز به رسانه ای واسط داشته باشند سپری شده است. در همین دو دهه گذشته هر مسوولی که می خواست پیامی را به حوزه های مردمی و افکار عمومی منتقل کند، باید از طریق یکی از رسانه های واسط یا جریان ساز های رسانه ای و خبری این کار را صورت می داد. خبرگزاری های بزرگ در قدم اول و بعد از آن رادیو و تلویزیون به عنوان رسانه های مرحله دوم و مطبوعات به عنوان رسانه های مرحله سوم باید این کار را دنبال می کردند. اما امروز خوشبختانه این مسیر بی واسطه شده و بی واسطگی یکی از خصوصیات تکنولوژی های جدید است. مسوولان با در دست داشتن مکانیسم های مبتنی بر شبکه های اجتماعی و رسانه های اجتماعی این امکان را دارند تا مستقیما چه با مردم و حتی با رسانه ها گفت وگو و پیام شان را منتقل کنند. امروز می بینیم که توییتر به عنوان رسانه مهمی در عرصه سیاست ایفای نقش می کند، فیس بوک به عنوان رسانه ای است که توانسته بین مردم ارتباط بیش از دو میلیارد نفر را برقرار کند و بعد رسانه های دیگری مثل واتسآپ و تلگرام و اینستاگرام و امثال آن، در اختیار مسوولان قرار گرفته اند تا بتوانند بدون نیاز به رسانه های قدیمی، رسانه هایی که در گذشته اسم شان را رسانه های جمعی می گذاشتیم، پیامی را منتشر کنند. هر چند همین رسانه های گذشته هم امروز قبل از مراجعه به مسوولان و دریافت دیدگاه ها و نظرات آنها، به سایت ها و صفحات مجازی دولتمردان مراجعه می کنند. بر همین اساس موضوع بی واسطگی شکل گرفته و جریان اصلی پیام رسانی کاملا متحول شده است. به همین جهت حالا سخنگوهای دستگاه ها و سازمان های مختلف به جای اینکه لازم باشد در جمع و در حضور خبرنگاران حاضر شوند، می توانند از طریق شبکه های اجتماعی پیام های خودشان را مستقیم به اطلاع برسانند. حتی امروز چه در ایران و چه در دنیا به سمتی می رویم که شاید دیگر نیاز به برقراری نشست های سنتی هم نیست. دیدگاه ها می توانند خیلی کامل تر در فضای مجازی شکل بگیرند. تحولی در عرصه کنفرانس های مطبوعاتی را هم می توانیم شاهد باشیم که می توان به شکل مجازی حتی به شکل پرسش و پاسخ با حضور خبرنگاران به صورت مجازی صورت گیرد.

فراموش نکنیم که در گذشته کسی حتی باور نمی کرد که بتواند بدون حضور در جمع رسانه ای ها انتقال پیام و دیدگاه دهد. اما امروز این امکان به واسطه توییتر، اینستاگرام، فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی امکان پذیر شده و مسوولان را از برخی رسانه های سنتی بی نیاز کرده است. برای مثال صبح ترامپ پیام های خود را خطاب به ایران از طریق زبان فارسی منتشر می کند. آقای روحانی پیام تبریک میلاد مسیح را به مسیحیان سراسر عالم روی توییتر منتشر می کند. آقای ظریف به زبان های مختلف پیام هایش را در توییتر منتشر کرده و همه اینها به مدد این تکنولوژی بی واسطه شکل پیدا می کند.

اما فقط سوالی که مطرح است این است که به رغم این توانمندی که ما برای این شبکه ها قائل هستیم، چرا همه مسوولان از شبکه ای مثل توییتر بیشترین استفاده را می کنند، اما متاسفانه همین شبکه برای بقیه همچنان فیلتر است؟!