آرشیو چهار‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۸
صفحه اول
۱
یادداشت

دعوت به تشکیل مجلسی با اکثریت زنان

علی شفیعی

مردانه بودن یا نبودن یک فرهنگ و به تبع آن یک جامعه را به صورت عینی و واقعی از راه های متفاوتی می توان شناخت؛ ادبیات حاکم بر آن جامعه، نسبت حضور زنان و مردان در جایگاه های شغلی و مدیریتی، میزان باسوادی و البته نقش داشتن در پیشرفت های علمی، میزان بهره مندی از ظرفیت ها و مناصب اجتماعی، سیاسی و... . جنسیت -فراتر از اعتقادداشتن یا اعتقادنداشتن به برتری یکی بر دیگری- در فهم انسان ها، در اخلاق و رفتار های انسان ها، در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های انسان ها و...، بر بسیاری دیگر از ساحت های فردی و اجتماعی تاثیری ویژه می گذارد و بنابراین یکی از ساحت هایی که می تواند سمت وسوی یک جامعه را تعریف و مدیریت کند، جنسیت است. چون نقش مقوله جنسیت، در جوامعی مانند ایران در فهم، تصمیم، عمل و اجرا نادیده انگاشته و به ظرفیت آن توجه نمی شود، بنابراین به جای آنکه به آن به عنوان یک فرصت دیده شود، به صورت تهدید نگاه می شود و جامعه را از توانمندی یک جنس محروم می کند. جامعه ما پس از مواجهه و تجربه مدرنیته، از فرصت های طلایی برای بهره گیری از توان همه انسان های اطراف خویش با جنسیت های متفاوت استفاده حداکثری را نکرد و در نتیجه پس از نزدیک به یک قرن از طرح بحث هایی درباره ضرورت حضور زنان در جامعه و نهادهای اجتماعی و تاکید بر لزوم نادیده انگاری رویکردهای جنسیتی به حضور اجتماعی انسان ها، به نظر می رسد باز هم نیازمند بازخوانی و یادآوری آن دغدغه ها و ضرورت ها هستیم. یکی از ساحت ها و عرصه هایی که پیش روی ماست و می تواند فرصتی برای بهره برداری از نقش های سرنوشت ساز معطوف به جنسیت در یک جامعه باشد، مقوله انتخابات است. انتخابات هم خودش فرصتی برای نقش آفرینی جنسیتی است و هم ظرفیت و راهی برای رهایی از پاره ای قیدهاوبندهای خودساخته فرهنگی برای زنان و مردان جامعه است؛ اما سوگمندانه باید گفت در جامعه پیرامونی ما، حتی این راه نیز برای یک جنس راهی پرسنگلاخ و دارای فراز و فرود است و برای جنس دیگر، اتوبانی با تمام ظرفیت ها و نیازها. راستی چرا پس از گذشت نزدیک به صد سال از جنبش های آزادی خواهانه زنان و 40 سال از انقلابی که زنان را دعوت به حضور و نقش آفرینی در ساحت های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... می کند، هنوز نتوانسته ایم نسبت منطقی و معقولی حداقل در شمارگان حضور زنان در مجلس ایجاد کنیم؟ به راستی آیا نمی توان برای نهادینه شدن حضور زنان در ساحت های علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... در نهادهای انتصابی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و... سهم مناسبی لحاظ کرد؟ در جایگاه هایی مثل حقوق دانان شورای نگهبان، نهاد دولت - وزیران و معاونان رئیس جمهور، استانداران، فرمانداران و... - ، روسای دانشگاه ها و دانشکده ها، روسای بانک ها و نهادهای اقتصادی و مالی، شهرداری های کلان و نواحی در شهرهای بزرگ و... 

چرا از زنان با توجه به واقعیت های موجود در جامعه و سهم آنان از این جایگاه ها استفاده نمی شود؟ آیا توان و ظرفیت ندارند یا سیاست کلان به این سمت و سو نیست؟  اینها همه در حالی است که زنان در سلامت اخلاق، رفتار، تصمیم، عمل و اجرا، به میزانی که در جامعه اجازه حضور داشته اند، سالم تر و منطقی تر بوده اند. آیا سهم حضور زنان و مردان در اختلاس ها و فسادهای کلان یکسان بوده است یا اکثریت از آن مردان بوده؟ در مفاسد اخلاقی چطور؟ در رشوه گیری و رشوه دهی، مبادرت به خیانت های خانوادگی، سوء استفاده از قدرت و... سهم مردان چه نسبتی با سهم زنان دارد؟   بر اساس شواهد موجود در پرونده های قضائی و عملکرد در پژوهش های جامعه شناسی، زنان در انسانی کردن جامعه و اخلاقی کردن آن، توانایی بسیاری دارند و محروم کردن زنان از حضور همسان در جامعه و موقعیت های علمی و شغلی، جامعه را متضرر می کند؛ کمااینکه این گونه شده است. کم توجهی به زنان در حقیقت تلاش در نادیده انگاشتن ایشان است که باید این توصیه را به ایشان کرد که «شما -زنان- باید تلاش کنید خویش را بر جامعه مردانه ما تحمیل کنید»؛ چرا که با کمال تاسف ظاهرا مردان این سرزمین -چه اصولگرایان و چه اصلاح طلبان - حاضر به تقسیم حداکثری قدرت با زنان نیستند و اگر هم در برهه هایی از مدیریت های سیاسی، تن به مشارکت زنان در قدرت و جامعه داده اند، یا بر اثر تحمیل بوده یا معطوف به ضرورت و لزوما از سر باور نبوده است؛ چراکه هیچ یک از دو جریان فعال، حاضر به پرداخت هزینه در هنگامه چالش ها نبوده اند.  به نظر می رسد اگر جامعه زنان همت کنند و یک بار برای همیشه مجلس را از مردانه بودن نجات دهند و زنان را در آن به حداکثر برسانند، می توان امید داشت که دیگر در مجلس شاهد برخی تندگویی ها و درشت خویی ها نبود و دولت ها را آماده تر برای واگذاری برخی مدیریت ها به زنان دید؛ باشد که این آرزو در انتخابات پیش رو به عینیت برسد.