آرشیو چهار‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۸
اقتصاد
۵

شیرانی، یکی از وکلای 10 خانواده معترض خدمه مفقودشده در گفت وگو با «شرق» مطرح می کند: دی ان ای دو پیکر سوخته خدمه سانچی تحویل خانواده ها نشد

گفتگو: شکوفه حبیب زاده

خانواده های معترض 10 خدمه مفقودشده نفت کش سانچی، کماکان مصر هستند که بدانند در این حادثه چه اتفاقی رخ داده است. در این زمینه هنوز هم اختلافاتی بین اظهارات مسئولان شرکت ملی نفت کش و مسئولان سازمان بنادر و دریانوردی و دیگر مسئولان دولتی و مجلس با خانواده های معترض وجود دارد. این خانواده ها مصرانه در جست وجوی نتیجه هستند و می خواهند زنده بودن یا فوت شدن خدمه را با دلیل و مدرک بپذیرند. این اصرار البته از شبهاتی نشئت می گیرد که در این پرونده در حال رخ دادن است. پیگیری این ماجرا در دادسرای امور بین الملل ایران در کنار شکایت آنها به دادگاه فدرال آمریکا و سازمان دریانوردی جهانی (IMO)، سبب شد تا جزئیات بیشتری در مورد این سانحه را از ابراهیم شیرانی، یکی از وکلای 10 خانواده معترض خدمه مفقودشده نفت کش سانچی جویا شویم. او در این گفت وگو به این شبهات اشاره کرده و می گوید علت این حجم از پنهان کاری در این پرونده از سوی مسئولان مشخص نیست. او حتی مطرح می کند که شرکت ملی نفت کش حاضر نشده DNA دو پیکر پیداشده روی عرشه را به خانواده ها تحویل دهد و می گوید این اتفاق سبب شده در مورد واقعی بودن ادعای مرگ این دو خدمه و همین طور با فرض رخداد، هویت معین اعلام شده از سوی دولت، زیر سوال برود. این گفت وگو را در ادامه می خوانید.
در صوتی که از جعبه سیاه نفت کش سانچی در فضای مجازی منتشر شده و در دسترس عموم قرار گرفته، صدای کاپیتان و افسر سوم به وضوح شنیده می شود. این صوت نشان می دهد که کاپیتان با تاکید بر اینکه لایف بوت ها را به آب بیندازید و در ادامه آن با ذکر مداوم واژه «برو، برو» تلاش می کرد تا خدمه را از نفت کش خارج کند. البته این دستور خروج کاپیتان در نشست خبری از سوی کاپیتان نوذری به طور کل رد شد. در بررسی این بخش از جعبه سیاه به چه نتیجه ای رسیده اید؟

در صوت استخراجی از جعبه سیاه به نظر می رسد که بخشی از صوت حذف شده و در صوتی که تقریبا کامل تر و مستندات آن موجود است، کاپیتان اعلام می کند لایف بوت ها را به آب بیندازید که عکس آن مکالمه و صوت موجود است. این موضوع که جعبه سیاه ضربه خورده است و همین مقدار صوت را ضبط کرده به نظر خلاف واقع می رسد، زیرا ساختار جعبه سیاه به این صورت است که در شرایط سخت نیز از بین نرود و ضمنا جعبه سیاه کشتی کریستال نیز اطلاعاتش در دسترس قرار نگرفته و ادعا شده است که روی آن دوباره ضبط صورت گرفته که خلاف واقع است و حتی در صورت صحت با استفاده از ابزارهای پیشرفته امکان ریکاوری آن وجود دارد. این حجم از کتمان، ابهامات را دوچندان می کند.

شرکت نفت کش مدعی است که کارشناسان قدری در این شرکت هستند که از نظر گریدبندی در سطوح بالایی قرار دارند و معتقدند که در سانچی انفجار رخ داده و محال است کسی زنده مانده باشد. آنها همچنین می گویند کارشناسانی که خانواده ها از آنها کمک گرفته اند دانش کافی ندارند. نظر شما چیست؟

استفاده از کارشناس و سایر تحقیقات حق خانواده های خدمه سانچی است و درصورتی که کارشناسان اعلام نظر می کنند، باید نظرات کارشناس با مستندات و دلایل قوی و متقن به عموم یا حداقل خانواده ها اعلام شود و صرف اینکه کارشناس اعلام انفجار کرده است و ادعایی مطرح شود، نمی تواند دلیل قانع کننده ای باشد. در ماده 260 از قانون آیین دادرسی مدنی، حق اعتراض به نظر کارشناس وجود دارد. در ضمن کارشناسان شرکت ملی نفت کش که دارای گریدبندی بالا هستند، در صورت اظهارنظر و مخالفت خانواده ها می توانند با کارشناسان هم سطح خود و معرفی شده از سوی خانواده ها مناظره و بحث داشته و به نتیجه مطلوب برسند.

چرا این موضوع در دادگاه فدرال آمریکا پیگیری شد و به نهادی مانند IMO که اکنون شکایت نیز به آنجا برده شده اکتفا نشد؟ در کل دادگاه فدرال آمریکا چقدر صلاحیت حقوقی برای رسیدگی به این پرونده را دارد؟

صلاحیت IMO با صلاحیت دادگاه فدرال متفاوت است. IMO صلاحیت رسیدگی به دعوی بین کشورها را دارد که دعوای ایران و چین در صلاحیت این دادگاه است، اما دادگاه فدرال آمریکا، صلاحیت طرح دعوای اشخاص علیه اشخاص را می تواند مورد بررسی قرار دهد که مستند آن این دو  قانون است: قانون اول؛ (Alien tort claim Act) (قانون ادعا در مورد مخاصمات بیگانه) جزء نخستین قوانین آمریکاست که از سوی توماس جفرسون، رئیس جمهور پیشین و از بنیان گذاران ایالات متحده امضا شده و اجازه می دهد اتفاقاتی که در آب های بین المللی رخ می دهد و موجب نقض قوانین بین المللی می شود، در نظام حقوقی فدرال آمریکا طرح و بررسی شود. قانون دوم (torture victim protectin Act) (قانون محافظت از قربانیان شکنجه) مربوط به آن دسته از دعاوی است که ادعای نقض حقوق بشر دارد. در این پرونده آدم ربایی و پنهان کاری درباره واقعیت، مصادیقی برای استفاده از این قانون و طرح دعواست، پس مبنای حقوقی طرح این شکایت درست است.

در پیگیری ها در دادستانی امور بین الملل، دادگاه به چه نتایجی رسیده است؟

در مرحله جمع آوری اسناد و مستندات و در مرحله تحقیقات هستند که جزئیات آن فعلا امکان اطلاع رسانی ندارد.

چه ادله ای برای اثبات زنده بودن خدمه وجود دارد؟

مطابق قوانین داخلی و بین المللی باید بگوییم چه ادله ای مبنی بر فوت وجود دارد. مطابق اصل استصحاب، افراد، زنده هستند مگر فوتشان اثبات شود. درواقع اصل بر زنده بودن افراد است، مگر خلاف آن ثابت شود و شرکت ملی نفت کش در صورت داشتن دلیل باید این ادعا را ثابت کند، نه اینکه در همان ساعات اولیه فوت خدمه را اعلام کند. دوم، هیچ کدام از مقررات قانونی درخصوص صدور موت فرضی رعایت نشده است. مواد 1011 تا 1030 از قانون مدنی به این موضوع پرداخته است، خصوصا ماده 1021 از همین قانون، مواعدی (وعده ها) را برای صدور حکم موت فرضی مقرر کرده است.

فرضیه ای که در مورد این رخداد وجود دارد، چیست؟

اول، شواهدی همچون حرکت زودتر از موعد و پیش از برنامه (چهار روز) کشتی کریستال و این امر که این کشتی با توجه به قوانین باید به علت کوچک تر بودن از کشتی سانچی، مانور را انجام و مسیر خود را در صورت وجود خطر تغییر می داد و اینکه خدمه کریستال به هشدارهای  ALDIS از طرف کشتی سانچی توجه نکرده اند و این موضوع که در مسیر حرکت خود اقدام به مانور آتش کرده اند، عمدی بودن برخورد را قوت می بخشد. دوم، با توجه به تماس های صورت گرفته از شرق آسیا و تماس های مشکوک دیگر این فرضیه که آدم ربایی نیز صورت گرفته است وجود دارد؛ همچنین ادعای مطرح شده مبنی بر اینکه در زمان اتفاق، کشتی دیگری نیز وجود داشته که در اسناد و مدارک حرفی از آن زده نشده است هم شبهه هایی را مطرح می کند.

از نظر شما در کدام بخش ها از سوی دستگاه های متولی اطلاعات دقیق ارائه نشده و شاید بخشی از واقعیت بیان نشده است؟

در مواردی همانند عدم انتشار یا در دسترس قراردادن اطلاعات فوت مرحوم آروی و دو جسد دیگر که به صورت کامل انجام نشده یا در صورت انجام، گزارش به افراد ذی نفع یا وکلا داده نشده است. همین طور عدم پیگیری از اپراتورها و عدم استفاده از سایر امکانات داخلی و خارجی در این زمینه و در صورت وجود دلایل دیگر، عدم انتشار آنها. همچنین عدم انتشار گزارش های جلسات بین کشورها برای خانواده ها نیز یکی از نکات مبهم در این زمینه است. در اصل می توان گفت پنهان کاری در کل پرونده وجود دارد.

علت این پنهان کاری چیست؟

این سوالی است که نه تنها این جانب و خانواده های خدمه از شرکت ملی نفت کش داریم بلکه تمامی مردم نگران از وضعیت این عزیزان این سوال را دارند که علت این پنهان کاری ها چیست؟

خانواده های شاکی مدعی هستند اگر انفجار اولیه تمام خدمه سانچی را پودر کرده است، انفجار حاصل از جداشدن دو کشتی از هم نیز باید به همان میزان کشنده باشد؛ چرا کسی که کشتی کریستال را به عقب هدایت می کرده هیچ آسیبی ندیده است؟ این پرسش در حالی مطرح می شود که عکس ها و فیلم های موجود از دو خدمه روی عرشه، نشان می دهد که به جد آسیب دیده اند و بخش هایی از بدن آنها جدا شده است. چه اتفاقی افتاده؟

با توجه به نقطه تصادم، آتش به خدمه کشتی کریستال نزدیک تر بوده است و اگر خدمه کریستال بر اثر انتشار گازهای سمی و موج انفجار کشته نشده اند و فرصت خروج داشته اند؛ خدمه سانچی هم قاعدتا این فرصت را داشته اند. بدنه دو کشتی نزدیک به چهار ساعت با هم درگیر بوده و با برگشت خدمه و عقب کشیدن کشتی کریستال انفجار اصلی رخ داده و در این مدت امکان خروج وجود داشته است.

در گزارش 181صفحه ای که سازمان بنادر تهیه کرده و به چهار کشور ارائه کرده، در صفحه هفت مفقودی خدمه به کشورهای چهارجانبه گزارش شده است. اعلام مفقودی با اعلام فوت از منظر حقوقی چه تفاوتی دارد؟

ماده 1011 قانون مدنی تعریف غایب مفقودالاثر را بیان کرده است. صرف مفقودشدن افراد به معنای فوت آنها نیست. باید تمام تلاش ها در جهت پیداشدن فردی که مفقود شده است صورت گیرد، برای اعلام فوت افراد مفقود با توجه به ماده 1019 و 1020 قانون مدنی مواعدی (وعده ها) که اعلام شده است باید رعایت شود، اما حکم موت افراد در صورتی صادر می شود که شرایط و اصول قانونی رعایت شده و در این زمینه، رعایت ماده 1020 و 1023 از قانون مدنی و رعایت تشریفات قانونی لازم است. هر فرد غایبی را فوت شده نمی دانیم.

چرا تا این اندازه تکیه بر نظریه کارشناسی صورت می گیرد؟

این اتفاق واقعا جای سوال دارد. در پاسخ به پرسش شما باید به چند نکته توجه داشت. الف) در قانون نظر کارشناس طریقیت دارد نه موضوعیت و قطعیت یعنی امکان نقض آن وجود دارد و با آن حکم صادر نمی کنند، این در حالی است که کارشناسان یک طرفه و ذی نفع انتخاب شده اند. ب) نظریه کارشناسی مکمل اسناد و دلایل و مستندات و همچنین علم قاضی جهت روشن شدن موضوع است. ج) اظهارنظر کارشناسی هیچ گاه بر اصل صددرصدی وقوع یک اتفاق نیست؛ چراکه کارشناسان هم در اظهارنظر خود دچار اشتباه خواهند شد. د) با وجود تحقیقات 24ماهه انجام شده بر فرض محال اگر خدمه سانچی فوت شده باشند، با توجه به این اوضاع و احوال که سند و جسدی پیدا نشده، باید نتیجه بگیریم شرکت ملی نفت کش چیزهای بیشتری می داند و نمی گوید.

خانواده های معترض مدعی هستند که DNA خدمه ای که شرکت ملی نفت کش مدعی است روی عرشه سوخته اند، به آنها داده نشده است. آیا این ادعا صحت دارد و اگر دارد از منظر حقوقی چگونه قابل بررسی است؟

بله گزارشی در این زمینه داده نشده و همان گونه که ذکر شد مطابق با ماده 260 از قانون آیین دادرسی مدنی باید نظر کارشناس به طرفین ابلاغ شود، اما این امر صورت نگرفته و مشخص نیست آن دو جسد متعلق به چه افرادی بوده است. همان گونه که قبلا بیان شده است باید هویت آنها مشخص شود تا معلوم شود که آیا پروتکل خروج خدمه رعایت شده است یا خیر که در صورت رعایت این پروتکل و دستور خروج به بقیه توسط کاپیتان، زنده بودن خدمه قوت بیشتری می یابد.

فکر می کنید چرا حاضر به همکاری با آنها نیستند؟

با توجه به اینکه در تاریخ 24/10/1396 بدون رعایت ضوابط قانونی خدمه را فوت شده اعلام کرده اند، اکنون حاضر به قبول چیز دیگری نیستند و همچنان بر موضع اولیه خود پافشاری می کنند و البته محدودیت های بین المللی و عدم همکاری سایر کشورها باعث شده اقدامات محدود شود.