آرشیو چهار‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۸
سیاست
۶
یادداشت

مجاهد عارف

علی محمدرضایی

با اندیشیدن به همبستگی و همگرایی حاکم بر فضای کشور در نتیجه به شهادت رسیدن سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، این سوال مطرح می شود که چه عواملی باعث شکل گیری این حجم از همبستگی و همگرایی بین آحاد و اقشار جامعه شده است؟ سردار سلیمانی چه ویژگی هایی داشت که شهادتش باعث این همه همبستگی و همگرایی شده است؟ یکی از ویژگی های شهید سلیمانی از بعد شخصیتی، جمع اضداد بودن او بود. یعنی باوجود اینکه سخت ترین نبردها را با دشمنان بشریت فرماندهی و مدیریت می کرد ولی روش او در مواجهه با دوستان و هم وطنان و هم کیشان خود روش نظامی و با روحیات نظامی گری نبود بلکه این رابطه مریدی و مرادی بود؛ مرید فرمانده اش و مراد سربازانش بود و محبت و عشق نقطه ثقل این رابطه بود. درحالی که کار بسیار سختی است که یک فرمانده نظامی اجازه ندهد روحیات نظامی گری که مهم ترین ویژگی اش استفاده از قدرت و قوه آمره است، شاکله او را شکل دهد و مانع رابطه ای عاطفی شود. می توان گفت معلم شهید سلیمانی در این سلوک عرفانی اش در دوران معاصر، شهید چمران بود. یکی از ویژگی های سردار سلیمانی از بعد سیاسی و اجتماعی - که شهادتش باعث این حجم همبستگی و همگرایی در بین آحاد و اقشار جامعه شده است - این بود که او دشمن را خوب می شناخت و جای دوست و دشمن را عوض نمی کرد. او در جغرافیای ملی، هیچ گاه نسبت به هیچ یک از جریان های سیاسی و اجتماعی جامعه ایران پرخاشگری نکرد و در حقیقت وحدت و اتحاد ملی را در گرو قبول تکثر در جامعه می دانست و این مهم را به صراحت در سخنرانی های خود بیان می کرد. به نظر می رسد حضور چندساله او در کشورهای همسایه و آشنایی با نقاط ضعف و قوت آن کشورها، او را به این نکته معتقد کرده بود که تنها راه داشتن جامعه ای امن و متحد، پذیرش و قبول جریان ها، آرا و افکار گوناگون در جامعه است و مشی عملی او در مواجهه با شخصیت ها و جریان های سیاسی و فکری موید این ویژگی سردار بود و هیچ گاه از  جریان ها و احزاب داخلی تعبیر به دشمن نمی کرد بلکه دشمن در نگاه او سلطه جهانی بود و تمام هم و غمش این بود که توطئه های آمریکا و رژیم اشغالگر را در منطقه خنثی کند.یکی دیگر از ویژگی های شهید سلیمانی این بود که او امنیت را مقوله ای تک بعدی نمی پنداشت و فرمانده ای تک ساحتی و تک بعدی نبود و جنگ را تنها راه برقراری امنیت، نمی دانست. باوجوداینکه مجاهدی شجاع و خبره بود، به دیپلماسی و گفت وگو و اقناع سازی اعتقاد راسخ داشت و مدام در حال گفت وگو با جریان ها و شخصیت های جهان اسلام بود. خود و مجموعه تحت فرماندهی اش را پازلی درون منظومه تمدن اسلامی می دید و هرگز رفتاری خودسرانه نداشت بلکه مدام با ارکان نظام در ارتباط بود و براساس منافع و مصالح ملی و اسلامی حرکت و اقدام می کرد.بنابراین می توان نتیجه گرفت که از بعد شخصیتی، شهید سردار حاج قاسم سلیمانی با سلوک عرفانی خود با مردم و هم رزمانش رفتار می کرد و از بعد سیاسی و اجتماعی، اعتقاد به پذیرش همه جریان ها و افکار سیاسی و اجتماعی در جامعه و لزوم زندگی مسالمت آمیز داشت و از نگاه تخصصی و نظامی، جهاد را به عنوان مولفه ای از منظومه تمدن اسلامی می دانست و هرگز نگاه تک بعدی به مقوله امنیت نداشت و با اعتقاد به اصل هم افزایی از ایجاد تفرقه در درون جامعه اسلامی بر حذر بود و تمام هدفش، کم اثر و بی اثر کردن توطئه های دشمن مشترک جهان اسلام بود؛ همه این عوامل باعث شد که شهادت او این حجم از همگرایی و همبستگی را در جامعه به وجود آورد.